چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۱

افراد زیادی درحال طی‌کردن دوره درمان خود بودند که ناگهان از پنجشنبه، هجدهم دی، تمامی راه‌های ارتباطی قطع شد و دیگر نتوانستند جلسات درمان را ادامه دهند. بین زمین و آسمان معلق مانده‌اند. مسیر تراپی لحظات حساس زیادی دارد؛ روان‌شناس در دل تاریکی‌ها دست مراجع را می‌گیرد و فضای امنی برای او ایجاد می‌کند. وقتی جلسات یک‌دفعه‌ و بدون هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای متوقف می‌شود، مراجع تنها می‌ماند و دستش رها می‌شود.

تعلیق درمان روان با قطع اینترنت

به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، تمام جلسات آنلاین روان‌درمانی تعطیل شده است. دو هفته است که اینترنت بین‌المللی قطع شده و تعداد زیادی از افرادی که جلسات تراپی خود را به‌صورت آنلاین می‌گذراندند، دیگر چنین امکانی ندارند. این روزها که بیشتر از هر روز دیگری به گفت‌وگو با روان‌شناس نیاز است، آدم‌ها در دنیایی از ابهام و درماندگی بدون کمک روان‌درمانگر خود، رها شده‌اند. در این گزارش با دو روان‌شناس گفت‌وگویی انجام شده تا راهی هرچند کوچک برای رهایی از این وضعیت بحرانی پیدا کنیم.

افراد زیادی درحال طی‌کردن دوره درمان خود بودند که ناگهان از پنجشنبه، هجدهم دی، تمامی راه‌های ارتباطی قطع شد و دیگر نتوانستند جلسات درمان را ادامه دهند. بین زمین و آسمان معلق مانده‌اند. مسیر تراپی لحظات حساس زیادی دارد؛ روان‌شناس در دل تاریکی‌ها دست مراجع را می‌گیرد و فضای امنی برای او ایجاد می‌کند. وقتی جلسات یک‌دفعه‌ و بدون هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای متوقف می‌شود، مراجع تنها می‌ماند و دستش رها می‌شود.

«علی جوکار»، روان‌درمانگر، درمورد تأثیر توقف ناگهانی دوره‌های درمان  می‌گوید: «بعضی از روان‌شناس‌ها تکنیک‌هایی را به مراجعان یاد می‌دهند تا زمانی که به روان‌شناس دسترسی ندارند، بتوانند از طریق آن، شرایط روانی خود را پایدار نگه‌دارند. اما بعضی اوقات دوره درمان باید حتماً به‌طور پیوسته ادامه داشته باشد. مانند زخمی که باز شده، حتماً باید درمان را ادامه داد. اگر زخم همان‌طور رها شود، اوضاع بدتر می‌شود.» موضوع دیگری که این روان‌درمانگر بیان می‌کند، حالات روحی-‌روانی‌ای است که مراجع در حین درمان متحمل می‌شود. «فرد در حین درمان تحت استهلاک بالایی قرار می‌گیرد و اگر زمان زیادی بین جلساتش فاصله بیفتد، از نظر روانی فرسوده می‌شود؛ حتی ممکن است اضطراب او افزایش یابد و به درمان هم ناامید شود.»

بعضی روان‌شناسان با قطعی اینترنت، جلسات تراپی را برای مراجعان قبلی به‌صورت تلفنی پیش می‌برند. کسانی که تجربه روان‌درمانی به این روش داشته‌اند، می‌گویند تماس تلفنی فقط زمانی می‌تواند کمک‌کننده باشد که فرد مدت زیادی با روان‌شناس خود در ارتباط بوده و شنیدن صدای روان‌شناس از پشت تلفن، فضای امنی برای او ایجاد کند. این تماس تلفنی اما به‌اندازه جلسات آنلاین یا حضوری تأثیرگذار نیست. مشکل دیگر، برای افرادی است که تازه می‌خواهند جلسات درمان را شروع کنند. آنها از پشت تلفن با شنیدن یک صدای ناآشنا، احساس امنیت نمی‌کنند و تا زمانی که مراجع احساس امنیت نداشته باشد، درمان پیش نخواهد رفت.

جوکار در این مورد بیان می‌کند: «بعضی افراد به ارتباط تلفنی اعتماد لازم را ندارند. از طرف دیگر، حتی اگر سامانه داخلی برای مشاوره تعریف شود، با توجه به وضعیتی که در کشور حاکم است، مردم به آن اعتماد نمی‌کنند. به‌خصوص اگر فرد، با مسائلی درگیر باشد که مربوط به اعتراضات اخیر باشد.» او در مورد کاستی‌های مشاوره تلفنی می‌گوید: «برای تراپی کوچک‌ترین تغییر در مراجع باید بررسی شود؛ مانند تغییر حالت چشم، بالا انداختن ابرو و هر تغییر دیگری. اما وقتی مشاوره به‌شکل تلفنی صورت می‌گیرد، گفت‌وگو کیفیت لازم را ندارد. در چنین وضعیتی، درمان هم رخ نمی‌دهد.»


پیامدهای قطعی اینترنت بر فضای روان‌درمانی

با توجه به گفته‌های جوکار، مشکل دیگری که در پی قطع شدن اینترنت در مسیر درمان رخ داده، ازبین‌رفتن ارتباط با افراد خارج از کشور است. عده‌ای از مراجعان در خارج از ایران زندگی می‌کنند و در حال حاضر ارتباط خود را با روان‌شناسشان از دست داده‌اند یا اینکه بعضی از مراجعان با روان‌شناسی درحال گذران دوره درمان بودند که در خارج از ایران زندگی می‌کند. این افراد هم دیگر به روان‌شناسشان دسترسی ندارند.

«مهدی بیاتی»، روان‌شناس خانواده، می‌گوید: «به‌جز افراد زیادی که از قبل درگیر مسائل روان‌شناختی بودند، بعد از این اتفاقات افراد دیگری هم به مشاوره نیاز پیدا کرده‌اند. بسیاری از افراد در حال تجربه سطح بالایی از اضطراب و افسردگی هستند.» در چنین وضعیتی راه‌های ارتباطی با روان‌شناس‌ها مختل شده است. او می‌گوید: «رسانه ملی باید دست‌به‌کار شود. به‌جای اینکه با پخش تصاویر و فیلم‌هایی باعث افزایش نگرانی شود، باید شروع کند به ایجاد مشاوره‌های تلفنی یا برقراری جلساتی که امکان دسترسی برای مردم وجود داشته باشد.» بیاتی بیان می‌کند: «افرادی که از قبل درگیر مسائل روان‌شناختی بودند، فضای روحی آنها آماده است و هر اتفاق بیرونی به آن دامن می‌زند و وضعیت فرد را بدتر می‌کند. در این شرایط، دولت و سازمان نظام روان‌شناسی باید سیستمی را طراحی کنند که امکان جلسات آنلاین وجود داشته باشد.»

در این راستا، سامانه تلفنی ۱۴۸۰ از زمان کرونا ایجاد شده است. این سرویس، بخشی برای مشاوره بالینی اضطراب و افسردگی هم دارد. بیاتی این سامانه را طرح موفقی نمی‌داند. «۲۰ تا ۲۵ دقیقه تماس تلفنی برای مشاوره کافی نیست و فقط مسکنی‌ است برای کاهش هیجانات در آن لحظه و مسئله‌ای را حل نمی‌کند. مشاورهایی که در این سامانه فعالیت می‌کنند هم خیلی حرفه‌ای نیستند.» او معتقد است سازمان نظام روان‌شناسی باید فضای بهتری برای برقراری جلسات مشاوره ایجاد کند؛ سامانه‌ای را تعریف کند که مراجع‌ بتواند در آن با روان‌شناس‌ خود در ارتباط باشد. این کار باید به‌صورت حرفه‌ای و با ساختاری مناسب انجام شود.

این روان‌شناس ادامه می‌دهد: «بعید می‌دانم چنین چیزی ایجاد شود. مگر اینکه اراده ملی وجود داشته باشد. اما متأسفانه حوزه روان‌شناسی در جامعه ما، حوزه پنهانی است که دیده نمی‌شود. سازمان‌های دولتی خیلی به‌دنبال حل این مشکل نیستند؛ چون اصلاً مهم نیست. مسائل این حوزه مانند بیماری‌های جسمی آشکار نیست. این سازمان‌ها به‌دلیل گرفتاری‌های زیادی که دارند، به این بخش توجه ندارند. اما ضروری‌ است به مشکلات روان نگاه جدی شود و برایش راهکار پیدا کنند، وگرنه چند سال آینده با بحران‌های روان‌شناختی زیادی مواجه می‌شویم.»

حرف اصلی بیاتی این است که سازمان روان‌شناسی و دولت باید به روان‌شناس‌ها و مراکزی که مجوز دارند، دسترسی اینترنتی بدهد تا بتوانند در چنین شرایطی که ارتباطات قطع شده، مسیر درمان را با مراجع ادامه دهند. به‌گفته او، اگر در چنین شرایطی به این مسائل توجه نشود، خود تبدیل به مشکلی بزرگ‌تر خواهد شد. «مشکل اصلی این است که ما آستانه تحمل جامعه را نمی‌شناسیم؛ کوچکترین چیزی مانند جرقه عمل می‌کند. اگر درباره میزان تحمل جامعه در موضوعات مختلف ارزیابی درستی وجود داشته باشد، دیگر دچار بحران اجتماعی نمی‌شویم.»


تکنیک‌هایی که حال را بهتر می‌کند

اکنون که افراد برای ادامه روان‌درمانی آنلاین به روان‌شناس خود دسترسی ندارند، چگونه از بدتر شدن حال خود جلوگیری کنند تا بتوانند زندگی را ادامه دهند؟ جوکار ابتدا به تکنیک‌هایی اشاره می‌کند که در این زمینه کمک‌کننده است. «دوش‌های آب گرم و سرد در ابتدای روز بعد از بیدار شدن و قبل از شروع هر فعالیت دیگری می‌تواند به فرد کمک کند. ابتدا دوش آب گرم از گردن به پایین به‌مدت ۲ دقیقه و بلافاصله دوش آب سرد به مدت ۲ دقیقه؛ آب به گردن و سر نرسد.» تکنیک دیگری که این روان‌شناس توصیه می‌کند، تمرین‌های تنفسی‌اند. «بعضی از این تمرین‌های تنفسی در دسته مدیتیشن هم قرار می‌گیرد. مدلی که می‌شود این تمرین را انجام داد، به‌صورت ۴-۷-۸ است؛ به این معنی که ۴ ثانیه دم، ۷ ثانیه حبس نفس و بعد ۸ ثانیه بازدم انجام شود. این را ۶ تا ۷ بار باید انجام دهند.»


وقتی حوصله و انرژی کم است، چه باید کرد؟

در این روزها عده‌ای از افراد حتی حوصله انجام تکنیک‌های گفته‌شده‌ را هم ندارند. در چنین شرایطی به‌گفته جوکار، داشتن حمایت اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است. او می‌گوید: «فرد اگر جمع امنی را در این روزها کنار خود داشته باشد تا بتواند احساسات خود را بدون کوچک شمرده شدن به اشتراک بگذارد، وضعیت بهتری خواهد داشت؛ عده‌ای باشند که او را بدون هیچ قضاوتی بشنوند و کنارش باشند. فرد در چنین جمع امنی احساس ‌می‌کند صدایش به جایی می‌رسد. افراد دیگر در این جمع هم باید بازخوردهای متناسب با احساسات آن فرد به او بدهند.» حمایت اجتماعی صرفاً به‌معنای دیدار حضوری و واقعی نیست. در دنیای امروز ارتباطات مجازی بخش بزرگی از این حمایت اجتماعی را پر کرده است و وقتی که اینترنت قطع می‌شود، افراد این اتصال را از دست می‌دهند و منزوی می‌شوند. با توجه به گفته‌های جوکار، همین باعث افزایش اضطراب، حتی خشم و پرخاشگری در فرد می‌شود.

در شرایط بحرانی، افراد توانایی ایجاد روتین جدید را ندارند. جوکار در این مورد می‌گوید: «در شرایط بحرانی یکی از راهکارها، حفظ روتین‌هایی است که از قبل داشته‌ایم. این روتین‌ها ما را به زندگی متصل نگه ‌می‌دارند و حس زنده ماندن را در ما بیدار می‌کنند؛ روتین‌هایی مانند ورزش کردن، روتین پوستی یا بیدار شدن سر ساعتی مشخص، کارهای دم‌دستی و کوچک.» مورد دیگری که جوکار به آن می‌پردازد، «حفظ تعادل بیوشیمی در مغز و بدن» است که از طریق خواب مناسب و نوشیدن آب کافی ایجاد می‌شود. «این دو مورد به‌طرز شگفت‌انگیزی تأثیر دارند. به‌هم‌ریختن این تعادل اثرات مخرب زیادی دارد.»


کارهای کوچک و ایجاد چرخه ترمیمی

در شرایطی مانند وضعیتی که این روزها در آن هستیم، عامل آزاردهنده دیگر، حس کنترل نداشتن بر اتفاقات است. جوکار می‌گوید خیلی از افراد در حال تجربه این احساس هستند که هیچ کنترلی بر اوضاع ندارند و همین بر عملکرد اعصاب ما تأثیر دارد. «وقتی قدرتی بیرونی وجود دارد که ما کنترلی روی آن نداریم -مثل وقتی که ناگهان کل اینترنت را قطع می‌کنند- یکی از کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم، تمرکز روی کارهای کوچکی است که بر آن کنترل داریم. حداقل کاری که توانایی انجام آن را داریم؛ مثلاً شستن لیوان، یا تمیز کردن گوشه‌ کوچکی از خانه، هرکاری در این فرایند کمک‌کننده‌ است و سیکلی ترمیمی ایجاد می‌کند، کم‌کم توانایی انجام کارهای بزرگ‌تر را در افراد ایجاد می‌کند.»

با توجه به گفته‌های این روان‌شناس، در چنین شرایطی کارهای بزرگتر را نباید در نظر بگیریم؛ چون این کارها مقاومتی در ذهن ایجاد می‌کند و افراد را به‌سمت انفعال سوق می‌دهد. «این حس که من هم مقداری بر زندگی‌ام کنترل دارم، در پس انجام این کارهای کوچک شکل می‌گیرد.» به‌گفته این روان‌درمانگر، در چنین شرایطی امکان وجود سیکل‌های مخرب هم وجود دارد. ممکن است فرد خشم زیادی را متحمل شود و این خشم را به فرد دیگری وارد کند؛ این خود سبب افزایش عصبانیت و حتی حس سرزنش در فرد می‌شود و برای مقابله با این حس‌ها، انرژی دوبرابری باید صرف شود تا فرد از آن حال خارج شود.


کل روز در معرض اخبار نباشیم

دیدن دائم اخبار سطح درماندگی و نگرانی را در ما بیشتر می‌کند. بیاتی در این مورد می‌گوید: «بهتر است فرد کمتر خود را در معرض اخبار قرار دهد. بیش‌ازحد قرار گرفتن در معرض اخبار، اضطراب را بالا می‌برد. اطلاع‌رسانی در مورد آمار مرگ‌ومیر در رسانه‌های مختلف، متفاوت است؛ رسانه ملی یک چیز می‌گوید و رسانه‌های دیگر حرف دیگری می‌زنند. همین ابهام نیز باعث بالا رفتن فشارهای عصبی است.»

این روان‌شناس در مورد فضای هر خانواده می‌گوید: «در هر خانواده‌ای ممکن است فردی وجود داشته باشد که اضطراب بالاتری دارد. در این شرایط آن فردی که ظرفیت بالاتری دارد، باید وضعیت خانواده را مدیریت کند و کمک‌حال آن فردی باشد که شکننده‌تر است، ورودی‌های ذهنی را مدیریت کند و از قرارگیری آن فرد در جمع‌های ملتهب جلوگیری شود.»

جوکار نیز موضوعی را بیان می‌کند که این روزها کمتر به آن توجه می‌شود. «وقتی که اینترنت وصل شود، ما با سیل عظیمی از اخبار و فیلم‌ها مواجه خواهیم شد. افرادی که آستانه تحمل پایین‌تری دارند، باید خیلی به این موضوع توجه کنند که اخبار را به چه میزان دنبال می‌کنند. راهکاری که در این راستا پیشنهاد می‌شود، این است که اخبار را از منابع مشخص و در ساعات مشخصی ببینند.»

موضوع مهمی که بیاتی به آن می‌پردازد، بی‌توجهی تصمیم‌گیران کشور به مسائل روان است. او می‌گوید: «اگر بحران اجتماعی و روانی‌ای که در جامعه با آن روبه‌رو هستیم، به روش علمی درست نشود، در آینده با بحران جدی‌تری مواجه می‌شویم؛ بحرانی که درمانش به این راحتی‌ها نخواهد بود و درگیر مشکلات حادی مثل خودکشی می‌شویم. زمان را نباید از دست داد. ما در وضعیت اضطراری هستیم. مسئولان دارند کم‌کاری می‌کنند و مسائل حوزه روان‌شناسی که به‌شدت می‌تواند فضا را ملتهب کند، در نظر نمی‌گیرند. این مسائل پنهان می‌تواند آینده مدیریت کشور را دچار مشکل کند.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha