به گزارش سلامت نیوز به نقل از وبدا، یک ماه از تجربه زیستن در شرایط جنگی گذشته است؛ تجربهای که نهتنها زیرساختها، بلکه ذهن، احساس و کارکرد روزمره انسانها را تحت تأثیر قرار میدهد. شواهد علمی در حوزه روانشناسی بحران نشان میدهد که انسان در مواجهه با جنگ، از یک مرحله «شوک و اختلال» عبور کرده و در صورت آموزش و حمایت، به مرحلهای میرسد که میتوان آن را «ادامه دادن آگاهانه» نامید؛ مرحلهای که در آن، زندگی متوقف نمیشود، بلکه بازتعریف میشود.
در این چارچوب، کار کردن و ادامه فعالیتهای روزمره صرفاً یک الزام اقتصادی نیست، بلکه یک مداخله مؤثر در حفظ سلامت روان است. مطالعات بینالمللی و گزارشهای World Health Organization نشان میدهد که حفظ ساختارهای روزمره—از کار و تحصیل تا ارتباطات اجتماعی—باعث کاهش اضطراب، پیشگیری از افسردگی و افزایش حس کنترل بر زندگی میشود. به بیان دیگر، «ادامه دادن»، خود نوعی درمان است.
از منظر روانشناسی، آنچه امروز جامعه ما به آن نیاز دارد، تقویت مهارتی است به نام تابآوری (Resilience)؛ توانایی سازگاری فعال با شرایط دشوار بدون از دست دادن کارکردهای اساسی زندگی. این مهارت اکتسابی است و در سه سطح قابل تقویت است:
در سطح فردی، افراد باید بیاموزند چگونه با نااطمینانی کنار بیایند، مصرف اخبار را مدیریت کنند و حداقلی از نظم روزانه را حفظ نمایند. حتی انجام کارهای کوچک روزمره، به مغز پیام «ادامه حیات و کنترل» میدهد و از فرسایش روانی جلوگیری میکند.
در سطح سازمانی، مدیران باید از «مدیریت توقف» به «رهبری در بحران» عبور کنند. شواهد نشان میدهد سازمانهایی که اهداف کوتاهمدت، ارتباط شفاف و حمایت روانی از کارکنان دارند، عملکرد پایدارتری در شرایط جنگی نشان میدهند. مدیریت در این شرایط، به معنای حذف بحران نیست، بلکه به معنای ادامه مسیر در دل بحران است.
در سطح آموزشی، تداوم یادگیری یک ضرورت راهبردی است. پژوهشها نشان دادهاند که قطع جریان آموزش، آثار بلندمدتتری از خود بحران بر جای میگذارد. دانشجویان باید مهارت «یادگیری در شرایط ناپایدار» را تمرین کنند؛ مهارتی که خود بخشی از سرمایه انسانی آینده است.
در این میان، کادر سلامت نقشی دوگانه دارند: هم مراقبت از جسم و هم حفاظت از روان جامعه. توجه به فرسودگی شغلی و حمایت از این گروه، نهتنها یک ضرورت حرفهای، بلکه یک اقدام حیاتی برای حفظ تابآوری اجتماعی است.
نکته کلیدی آن است که بر اساس یافتههای علمی، بسیاری از انسانها در چنین شرایطی میتوانند به مرحلهای فراتر از سازگاری برسند که از آن با عنوان «رشد پس از سانحه» (Post-Traumatic Growth) یاد میشود؛ جایی که افراد، در دل بحران، معنای عمیقتری برای زندگی، کار و ارتباطات خود پیدا میکنند.
امروز، جامعه ما در نقطهای ایستاده است که باید از «تحمل جنگ» به «یادگیری زندگی در جنگ» عبور کند. ادامه کار، ادامه تحصیل، ادامه خدمت—همه اینها نشانه نادیده گرفتن واقعیت نیست، بلکه نشانه تسلط بر آن است.
زندگی در شرایط جنگی، یک اجبار نیست؛ یک مهارت است. و اکنون، زمان یادگیری این مهارت است.
- دکتر محمدهادی فرحزادی عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی یزد

نظر شما