به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم، مرد بنگاهداری که به اتهام قتل زن تنها در شرق تهران دو بار تا صدور حکم قصاص پیش رفته، با نقض دوباره رأی در دیوان عالی کشور، حالا برای سومینبار در برابر قضات قرار میگیرد؛ پروندهای پرابهام که میان انکارهای متهم، شهادتها و نشانههای متناقض، هنوز به سرانجام نرسیده است.
رسیدگی به این پرونده جنایی با اعلام خبر کشف جسد زن جوانی در خانهاش در شرق تهران به پلیس آغاز شد؛ خانهای که به گفته نزدیکانش، در ماههای اخیر محل زندگی تنهایی او بود. سکوت چندروزه این زن و بیپاسخماندن تماسها، سرانجام دخترش را نگران کرد و همین نگرانی، پرده از یک جنایت برداشت.
دختر مقتول پس از مراجعه به خانه مادر، با صحنهای روبهرو شد که زندگیاش را دگرگون کرد. او در همان دقایق اولیه با پلیس تماس گرفت و موضوع را گزارش داد. باحضور تیم جنایی در محل،معلوم شد آثار بهجامانده، احتمال خفگی را تقویت میکرد.
در نخستین گام، اظهارات دختر مقتول بهعنوان مهمترین سرنخ مورد توجه قرار گرفت. او گفت: پس از جدایی پدر و مادرم و ازدواج من و خواهرم، مادرم به تنهایی در خانهای اجارهای در شرق تهران زندگی میکرد. تصور کردم با دوستانش بیرون رفته، اما وقتی نگرانیام بیشتر شد به خانهاش رفتم و با جسد او روبهرو شدم.با ادامه تحقیقات، کارآگاهان به ارتباطاتی رسیدند که مسیر پرونده را تغییر داد. بررسیها نشان داد مقتول مدتی با مردی بنگاهدار به نام احسان در تماس بوده است. همین موضوع باعث شد این مرد میانسال بهعنوان مظنون اصلی تحت بازجویی قرار گیرد. بااینحال، او هرگونه رابطه با مقتول را انکار کرد و مدعی شد ارتباط خاصی میان آنها وجود نداشته است.
درحالیکه متهم چنین ادعایی را مطرح میکرد، بررسیهای بیشتر ابعاد تازهای از زندگی او را آشکار کرد. مشخص شد احسان چند سال قبل در پی یک اختلاف خانوادگی، همسرش را به قتل رسانده بود اما پس از جلب رضایت اولیای دم، از مجازات قصاص رهایی یافته و به زندگی بازگشته است. افشای این سابقه، نگاهها را دوباره به سمت او برگرداند و فرضیه دخالتش در قتل زن تنها را پررنگتر کرد.با تکمیل تحقیقات و جمعآوری قرائن، برای متهم کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جریان رسیدگی، متهم
دو بار در برابر قضات قرار گرفت و هربار با درخواست اولیای دم مقتول، با حکم قصاص روبهرو شد.
وکیل اولیای دم در تشریح دلایل این درخواست اعلام کرده بود: همه شواهد نشان میدهد احسان با قربانی ارتباط داشته، اما پس از مدتی زن جوان از ادامه این رابطه منصرف شده و دیگر حاضر به ملاقات با او نبوده است. حتی به گفته اطرافیانش، بارها از این وضعیت ابراز خستگی کرده بود.به گفته وی، تنها فردی که با مقتول اختلاف داشت، احسان بود. از سوی دیگر، یکی از همسایهها نیز اعلام کرده آخرین بار، مقتول و احسان را حدود ساعت ۱۱شب در پارکینگ خانه دیده که با یکدیگر درگیر بودهاند. بهدلیل در اختیار داشتن کلید از سوی احسان، نشانهای از ورود به زور به خانه مشاهده نشده است.در مقابل، متهم در تمامی جلسات رسیدگی اتهام قتل را رد کرده و در دفاع از خود گفته است: برای مقتول خانه اجاره کرده بودم و رابطهای صرفا کاری داشتیم. حتی او به من گفته بود بهجای مهریه، از همسر سابقش خانهای گرفته است. قصد داشتم قرارداد خانه اجارهای را فسخ کنم تا به خانه خودش برود. در این رفتوآمدها متوجه شدم او با مرد دیگری در تماس است و به همین خاطر کلید یدکی که داشتم به او دادم و ارتباطم را قطع کردم.انگیزهای برای کشتن او نداشتم و بیگناه بازداشت شدهام.
با وجود صدور حکم قصاص در دو مرحله، متهم و وکیلش نسبت به رأی اعتراض کردند و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد. قضات دیوان هر دو بار با بررسی پرونده، رأی صادره را نقض کردند تا ابهامات موجود برطرف شود.
یکی از مهمترین موارد مورد توجه در این پرونده، اظهارات یکی از همسایههاست. این شاهد مدعی شده روز حادثه، متهم را در حالی دیده که ظرف غذای نذری در دست داشته و به سمت خانه مقتول میرفته است؛ ظرفی که بعدا در خانه زن جوان کشف شد. بااینحال، دیوان عالی کشور بر ضرورت بررسی دقیقتر این اظهارات و احضار این شاهد برای ادای توضیحات بیشتر تأکید کرده است.موضوع احتمال مرگ خودخواسته مقتول نیز بهعنوان یکی از فرضیههای مطرح در پرونده مورد توجه قضات دیوان عالی کشور قرار گرفته تا تمامی زوایا با دقت بیشتری واکاوی شود.اکنون با نقض دوباره حکم، این پرونده جنجالی به ایستگاه سوم محاکمه رسیده؛ جایی که قرار است بار دیگر تمامی شواهد، اظهارات و ابهامات در برابر قضات قرار گیرد تا سرانجام، حقیقت این جنایت روشن و تکلیف متهم مشخص شود.

نظر شما