پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۸

هرچند که از ظهر نوزدهم فروردین‌ماه، مردم از آتش‌بس باخبر شده‌اند و دست‌کم در پایتخت شهروندان سعی می‌کنند به جریان زندگی عادی بازگردند؛ اما هنوز در فضای جنگ به سر می‌برد.

وقتی زندگی درپساجنگ عادی نمی‌شود

به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، زندگی پس از جنگ، عادی نیست. آن هم دو جنگی که شهروندان ایرانی به فاصله کوتاه تجربه کرده اند و هنوز هم در تعلیق آتش بسی قرار دارند که ممکن است پایدار نباشد. این روزها آن عده ای که طی حملات، خانه و زندگی یا عزیزی را ازدست داده اند، با شرایط روانی وخیمی دست وپنجه نرم می کنند و برای آنان که زیر بمباران بوده اند، هر صدای بلندی مانند صدای انفجار است و ترس، دوباره در جانشان می دود. تأثیرات دیگری مانند بیکاری و تعدیل کارگران یا ادامه دار بودن قطعی اینترنت که نه تنها زندگی روزمره بلکه معاش بسیاری را مختل کرده، از دیگر تبعات جنگ است که پیامدهای روانی بسیاری را در پی دارد. اما آیا باوجود این تبعات جنگ، بازگشت به زندگی عادی ممکن است؟ «پیام ما» در گفت وگو با «سید وحید شریعت»، رئیس انجمن علمی روان پزشکان ایران، این موضوع را بررسی می کند.

رئیس جمعیت هلال‌احمر اعلام کرده است فقط در ۴۰ روز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، ۱۰۰ هزار واحد مسکونی آسیب‌دیده است. به گفته شهرداری تهران، بیش از ۳۹ هزار واحد فقط در تهران از زمان آغاز جنگ تا اعلام آتش‌بس آسیب‌دیده‌اند. همچنین یک ماه ونیم پس از خاموشی کامل اینترنت در ایران می‌گذرد و ارتباط شهروندان ایرانی با جهان قطع است. کسب‌وکارهای زیادی تعطیل یا کارمندان خود را تعدیل کرده‌اند و هرکس به‌نوعی با پیامدهای روانی این موضوع دست‌وپنجه نرم می‌کند.

هرچند که از ظهر نوزدهم فروردین‌ماه، مردم از آتش‌بس باخبر شده‌اند و دست‌کم در پایتخت شهروندان سعی می‌کنند به جریان زندگی عادی بازگردند؛ اما هنوز در فضای جنگ به سر می‌برد. «سید وحید شریعت»، رئیس انجمن علمی روان‌پزشکان ایران درباره امکان بازگشت به زندگی عادی و ترمیم زخم‌های روانی پس از جنگ می‌گوید چنین موضوعی به تجربه‌های افراد از میزان آسیب باز می‌گردد؛ چه از نظر روانی و چه از لحاظ زندگی معمول خود و اطرافیانشان: «بازگشت به زندگی عادی برای کسانی که زندگی‌شان دست‌نخورده است، به کارشان برمی‌گردند و با افرادی که همیشه ارتباط داشتند معاشرت می‌کنند، قاعدتاً زمان زیادی نمی‌برد. آنها بعد از یکی دو هفته به روال زندگی عادی باز می‌گردند. اما همه این‌طور نیستند.»

از دیدگاه او، گروه دوم افرادی هستند که ممکن است در شرایط جنگی، خانه و زندگی‌شان آسیب‌دیده باشد، به طور مداوم صدای انفجار شنیده‌اند یا تجربه‌هایی مانند بیکاری را از سر گذرانده باشند: «برای گروه دوم هیچ‌چیزی طبیعی نیست و در شرایطی قرار گرفته‌اند که در آن امیدواری زیادی وجود ندارد. به این معنا که نه چشم‌انداز اقتصادی خوبی پیش‌روی‌شان است و نه از حمایت اجتماعی برخوردارند، درعین‌حال که ممکن است آسیب‌هایی هم دیده باشند.»

به گفته شریعت، درباره گروه دوم بازگشت به شرایط طبیعی به شرایط عمده و کلان کشور وابسته است: «اینکه شرایط کلان کشور به سمت بازسازی حرکت کند یا در بر همان پاشنه قبلی بچرخد و جلوی بازسازی و ارتباط با دنیا را بگیرد؛ بنابراین ممکن است بسیار زمان‌بر باشد و حتی اوضاع بهتر نشود. متأسفانه پیش‌بینی می‌کنیم شرایط روانی افراد بعد از جنگ بدتر شود. به این معنا که درست است سطح اضطراب، دلهره و ترس کاهش پیدا می‌کند؛ اما افسردگی و ناامیدی و به دنبال آن احتمال خودکشی بیشتر می‌شود.» مواردی که از دیدگاه او، در ماه‌های آینده احتمال افزایش آنها را خواهیم داشت.

درگیری جامعه با سوگ عمومی

آیا در این شرایط می‌توان همچنان از تاب‌آوری صحبت کرد؟ رئیس انجمن علمی روان‌پزشکان ایران درباره این موضوع توضیح می‌دهد: «تاب‌آوری در همه شرایطی تعاریف و جایگاه دارد. در این شرایط هم می‌توان از آن صحبت کرد. اما درصد افرادی که دچار شکست روانی می‌شوند هم بیشتر می‌شود. یعنی درصدی از افراد می‌توانند تاب‌آوری داشته باشند؛ اما هرچقدر فشار شرایط اجتماعی بیشتر شود، افرادی هم که تحملشان تمام می‌شود، بیشتر خواهد بود. بااین‌حال تاب‌آوری از اصول مهم است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.»

در این روزها بعضی از افراد ظاهراً به زندگی پیشینشان بازگشته‌اند؛ اما در سطحی عمیق‌تر در حال تطبیق با فشار تجارب ناخوشایند قبلی هستند. شریعت می‌گوید چنین مسائلی همان نگرانی‌های باقی‌مانده یا تأثیرات فشار روانی تجربه‌هایی است که از سر گذرانده‌ایم: «ما اخبار بسیار ناگواری را در این مدت شنیده‌ایم؛ مثلاً اینکه یک مدرسه به ناگهان ویران شده و تعداد زیادی دانش‌آموز کشته شده‌اند. طبیعتاً سوگ ناشی از این موضوع اگرچه بیشتر برای عزیزان این افراد است؛ اما یک سوگ عمومی هم وجود دارد. آن سوگ عمومی، همه جامعه را درگیر می‌کند و چیزی نیست که بتوان از آن به‌راحتی عبور کرد. همچنین می‌دانیم آسیب‌هایی که از نظر زیرساختی دیده‌ایم، تغییراتی در زندگی ما خواهد داد و نمی‌توان گفت همه چیز عادی است.»

بنابراین به گفته او، بخشی از این نگرانی‌ها در سطح خودآگاه یا ناخودآگاه ما وجود دارد و اجازه نمی‌دهد ما عملکرد همیشگی‌مان را مانند گذشته داشته باشیم.

رئیس انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در پاسخ به این پرسش که چه عواملی در این شرایط می‌تواند کمک‌کننده باشد می‌گوید: «ارتباطات اجتماعی می‌تواند مؤثر باشد. در واقع آن چیزی که در اختیار خودمان است این است که باید سعی کنیم ارتباطات خود را بازسازی کنیم. با هم بودن و کمکی که از یکدیگر می‌توانیم بگیریم مهم‌ترین عامل است. اما عامل مهم‌تر، اقدامانی است که حاکمیت انجام می‌دهد. معمولاً مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت روان در اختیار حاکمیت است.»

رویکردی که از دیدگاه شریعت، اگر به سمت محدودیت‌های بیشتر برود و فشار بیشتری ایجاد کند، شرایط بد را تشدید می‌کند: «اما کمک‌های اقتصادی و آزادی‌های اجتماعی، حس اطمینان و امنیت بیشتری به مردم خواهد داد.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha