به گزارش سلامت نیوز، اعتیاد در تمام متون علمی دنیا به عنوان یک بیماری «زیستی، روانی و اجتماعی» (Bio-Psycho-Social) تعریف میشود. این یعنی برای درمان قطعی و پیشگیری از بازگشت به اعتیاد، باید هر سه بعد جسم، روان و محیط اجتماعی فرد بیمار همزمان تحت مداوا و اصلاح قرار گیرد. با این حال، در مراکز درمان سرپایی اعتیاد در ایران، معمولاً پزشک (بخش زیستی) و روانشناس (بخش روانی) حضور دارند، اما سیستم با حذف مددکار اجتماعی، بخش «اجتماعی» را کاملاً رها کرده است.
در ادامه به صورت جامع به دلایل این غیبت ساختاری و سپس ضرورتها و معجزات حضور مددکار اجتماعی در مراکز درمان اعتیاد میپردازیم.
چرا مددکاران اجتماعی در چرخه درمان و پیشگیری حضور ندارند؟
عدم حضور مددکاران اجتماعی در چارت استخدامی مراکز درمان سرپایی (مانند کلینیکهای MMT یا درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین) ریشه در چند عامل ساختاری، اقتصادی و نگرشی دارد:
سیطره نگاه تقلیلگرایانهِ پزشکی و روانشناختی (Medicalization)
در سیستم بهداشت و درمان ایران، رویکرد غالب به اعتیاد، رویکرد دارویی است. وزارت بهداشت به عنوان متولی اصلی این کلینیکها، ساختار درمان را بر پایه «دارو دادن» و در کنار آن «مشاوره فردی» بنا کرده است.
در این نگاه تقلیلگرایانه، اعتیاد صرفاً یک مشکل فردی دیده میشود، در حالی که اعتیاد یک پدیده کاملاً سیستمی و اجتماعی است.
اقتصاد کلینیکهای ترک اعتیاد و نگاه تجاری
بخش عمدهای از کلینیکهای درمان سرپایی توسط بخش خصوصی اداره میشوند. هدف بسیاری از موسسان این مراکز، بهینهسازی سود اقتصادی است.
از آنجا که طبق الزامات حداقلی، حضور پزشک و روانشناس برای تمدید مجوز الزامی و کافی در نظر گرفته شده است، مدیران کلینیکها استخدام مددکار اجتماعی را یک «هزینه اضافه» و غیرضروری میدانند که سودآوری سبد دارویی آنها را افزایش نمیدهد.
نقص در پروتکلها و ضعف نظارت حاکمیتی
اگرچه در برخی از آییننامههای کلان به رویکرد تیمی اشاره شده، اما در دستورالعملهای اجرایی و چکلیستهای نظارتی وزارت بهداشت یا سازمان بهزیستی، حضور مددکار اجتماعی به عنوان شرط «الزامی و غیرقابل اغماض» (آنگونه که درباره مسئول فنی پزشک یا روانشناس مطرح است) قید نشده است.
بازرسان عمدتاً بر پوکههای متادون، دفاتر ثبت دارو و حضور روانشناس تمرکز دارند و جای خالی مددکار اجتماعی هیچگاه نمره منفی برای کلینیک در پی ندارد.
خلط مبحث و تداخل نقشها
بسیاری از سیاستگذاران و مدیران مراکز به اشتباه تصور میکنند که «روانشناس میتواند کار مددکار را هم انجام دهد». در حالی که روانشناس روی فرآیندهای درونروانی (شناخت، شرطیسازی، تروماهای فردی) کار میکند، اما مددکار اجتماعی روی عوامل محیطی، خانواده، اشتغال و پیوند با منابع اجتماعی تمرکز دارد. روانشناس در اتاق مشاوره میماند، اما مددکار اجتماعی تا درون خانه، محل کار و بستر جامعهِ بیمار نفوذ میکند.
دیربازده بودن برنامههای پیشگیری
دلیل عدم حضور مددکاران در حوزه پیشگیری این است که پیشگیری نیازمند اصلاح ساختارهای اجتماعی (کاهش فقر، آموزش خانواده، نشاط اجتماعی و حاشیهنشینی) است که فرآیندی زمانبر، گرانقیمت و دیربازده است. سیستمهای دولتی معمولاً بودجهها را صرف نمایشیترین و زودبازدهترین بخشها (مانند جمعآوری معتادان متجاهر) میکنند و از برنامههای ریشهای مددکاری غافل میمانند.
تبعات مثبت و پیامدهای طلایی حضور مددکار اجتماعی در مراکز درمان سرپایی
اگر ساختار درمان اصلاح شود و مددکار اجتماعی به عنوان ضلع سوم درمان (در کنار پزشک و روانشناس) الزامی گردد، تحولات شگرفی در کیفیت درمان رخ خواهد داد:
کاهش چشمگیر آمار عود (Relapse Prevention)
بسیاری از معتادان ترخیص شده یا تحت درمان سرپایی، به دلیل بازگشت به همان محیط آلوده، دوستان مصرفکننده، بیکاری و طرد خانوادگی، مجدداً به مصرف مواد روی میآورند. مددکار اجتماعی با اصلاح محیط و «ایزوله کردن اجتماعی» فرد، چرخه عود را میشکند.
مدیریت مورد (Case Management)
مددکاران اجتماعی تنها پرسنلی هستند که بیمار را به عنوان یک «مورد جامع» مدیریت میکنند. آنها حلقهی وصل بین بیمار، پزشک، خانواده، دادگاه، سیستمهای حمایتی و کارفرما هستند و اجازه نمیدهند بیمار در هزارتوی مشکلات رها شود.
بازسازی کانون خانواده
اعتیاد، خانواده را متلاشی میکند. همسرِ فرد تحت درمان اغلب دچار فرسودگی، خشم و ناامیدی است و فرزندان آسیب دیدهاند. مددکار اجتماعی با برگزاری جلسات خانوادگی، آموزش هموابستگی (Codependency) و جلب حمایت خانواده، نزدیکان بیمار را تبدیل به بازوان درمانی کلینیک میکند.
خدمات کلیدی و نقش مددکاران در توانمندسازی بهبودیافتگان
رسالت اصلی مددکار اجتماعی نقطه تلاقیِ «ترک مواد» و «بازگشت به زندگی شرافتمندانه» است. خدماتی که مددکار میتواند در این راستا ارائه دهد عبارتند از:
ارجاع و پیوند با منابع اجتماعی (Resource Linking)
یک بیمار پس از قطع مصرف نیاز به شغل، مسکن یا حمایت مالی موقت دارد. مددکار اجتماعی با شناخت دقیق از جامعه، بیمار را به سازمان فنیوحرفهای، کمیته امداد، اداره بهزیستی، NGOها (مانند NA یا کنگره ۶۰)، خیرین و کارآفرینان متصل میکند.
مداخله در بحران و حمایت قانونی (Legal & Crisis Support)
بسیاری از افراد درگیر اعتیاد با مشکلات حقوقی، زندان، بدهی، طلاق، یا خشونت خانگی مواجهاند. مددکار اجتماعی میتواند با نامهنگاری قانونی، رایزنی با قضات، یا مشاوره حقوقی پایه، استرسهای شدیدی را که مستقیماً منجر به لغزش و مصرف مجدد میشوند، از دوش بیمار بردارد.
پیگیریهای پس از درمان (Follow-up Care)
درمان با خروج فرد از کلینیک تمام نمیشود. مددکار اجتماعی از طریق تماسهای تلفنی مستمر، بازدید از منزل (Home Visit) و دعوت به گروههای خودیار، پروسه پاکی فرد را در طول زمان مانیتور کرده و در صورت بروز علائم خطر (کاهش انگیزه، مشکلات خانوادگی) سریعاً مداخله میکند.
توانمندسازی شغلی و اجتماعی (Empowerment)
مددکار با کشف استعدادها و علایق بیمار، به او کمک میکند تا هویتی جدید برای خود بسازد. تغییر هویت فرد از یک «معتاد طردشده» به یک «شهروند مولد و شاغل»، بزرگترین ضربه به پیکره اعتیاد است.
مددکار نحوه مصاحبه شغلی، ارتباط موثر با کارفرما و چگونگی مواجهه با انگهای اجتماعی را به بهبودیافته میآموزد.
سخن پایانی
تا زمانی که به اعتیاد تنها با عینک زیستی و روانی نگاه شود و عوامل اجتماعی تولیدکننده و بازتولیدکننده اعتیاد نادیده گرفته شوند، کلینیکهای درمان سرپایی صرفاً به «مراکز توزیع قانونی داروی نگهدارنده» تبدیل خواهند شد، نه مراکزی برای درمان واقعی.
استخدام رسمی و الزامی مددکاران اجتماعی در چارت پرسنلی مراکز درمان اعتیاد، یک هزینه نیست، بلکه یک سرمایهگذاری استراتژیک است که چرخه باطل ترک و عود را میشکند.
دستگاههای متولی از جمله وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی موظفند با بازنگری در پروتکلهای کشوری، حضور، حقوق و جایگاه حقوقی مددکاران اجتماعی در این خط مقدمِ آسیبهای اجتماعی را تثبیت نمایند.


۱۰:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۳۰
نظر شما