به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، حافظه اجتماعی تهران همچنان لبریز از صدای مهیب موشکهاست. با اینکه پایتخت و دیگر شهرهای کشور در آرامشی نسبی پس از آتشبس به سر میبرند، جامعه همچنان آبستن بحران است. در این آشفتگی شماری از تشکلها برای تابآوری مردم تلاش میکنند تا مرهمی بر زخمهای عمیق نشسته بر روح و روان جنگزدگان و آسیبدیدگان بحرانهای برآمده از آن باشند. روز جمعه، ۲۸ فروردین، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در همایشی با موضوع «نقش جوامع محلی در تقویت تابآوری در شرایط جنگ و پساجنگ» به معرفی این تشکلها پرداخت و کارشناسان و کنشگران از مهیانشدن زمینههای تابآوری در شرایط امروز سخن گفتند.
جامعه بدون تمرین، تابآور نیست
به عقیده «احمد قویدل»، فعال اجتماعی و عضو شورای راهبردی شبکه «کمک» در کشور ما بهمحض وقوع بحرانهایی نظیر زلزله، جنگ، بیماری، تنش اجتماعی یا تورم، به یکباره بحث تابآوری مطرح و نسخههای متعددی ارائه میشود. «گویی رسانهها و شبکههای اجتماعی با تکرار کلمه تابآوری میتوانند جامعه را تابآور کنند. درحالیکه این وضعیت برای من شبیه بیماری است که از درد مینالد و اطرافیان فقط توصیه به تحمل میکنند.»
او در این همایش تأکید کرد تابآوری باید در زندگی روزمره و ساختارهای اجتماعی تمرین شود: «باید ببینیم جامعه در شرایط عادی چه مهارتی آموخته و چند بار فرصت تمرین این پدیده بیبدیل اجتماعی را داشته است. معتقدم جامعه بیتمرین، جامعه تابآور نیست.»
از نگاه قویدل اگر دولتها واقعاً در مسیر اهداف ۱۷گانه توسعه پایدار حرکت کنند، آنوقت میتوانند در روزهای بحران از مردم انتظار تابآوری داشته باشند؛ زیرا در این مسیر، مردم؛ آگاه، کنشگر و مطالبهگر تربیت میشوند، چرا که توسعه اجتماعی «مادر توسعه پایدار» است.
نقش تشکلهای اجتماعی در توسعه پایدار و تابآوری
عضو شورای راهبردی شبکه «کمک»، تشکلهای اجتماعی را ستون فقرات جامعه مدنی میداند. به گفته او، بدون مشارکت تشکلهای اجتماعی، هیچ دولتی قادر به ساخت جامعهای پایدار نیست، زیرا «تشکلها مرکز تفکر جمعی، گفتوگو، ارائه راهکار، همافزایی و تمرین دموکراسیاند.»
او بخش مهمی از گفتههای خود را به شبکهسازی میان تشکلها اختصاص داد و گفت: «وقتی تشکلها کنار هم قرار میگیرند، شبکههایی شکل میگیرد که قدرت اثرگذاری آنها چندبرابر میشود. این شبکهها میتوانند در سطح ملی و بینالمللی تغییرآفرین باشند.»
این فعال مدنی در ادامه به تشریح تجربه «شبکه کمک» در بحران کرونا پرداخت و گفت: «بزرگترین کار شبکه «کمک» در بحران کرونا شکستن دیوار بیاعتمادی میان دولت و ملت با تولید بیش از ۳۴۰ محتوای علمی، آموزشی و هشداردهنده بود که سبب شد تا مردم خطرناک بودن این بیماری و ظرفیت شیوع آن را باور کنند.»
او اضافه کرد: «نامههای سرگشاده شبکه «کمک» که پشتوانه تخصصی و ارتباطات گسترده داشت، منجر به نشستهایی با عالیترین مقامات کشور شد و در نهایت به مشارکت این شبکه در سیاستگذاریها انجامید. افزون بر این، بیش از ۳۴ طرح حمایتی در استانهای محروم اجرا و سه طرح ملی مهم در حوزه کودکان کار، معلولان و کارگران روزمزد عملیاتی شد.»
به گفته قویدل مهمترین دستاورد «شبکه کمک» همکاری ۱۱ شبکه تخصصی و دهها سازمان مردمنهاد در کنار یکدیگر است که باعث شده این شبکه با تجربه همافزایی بزرگ پس از کرونا، هنگام وقوع زلزلهها و سیل، نیز با ظرفیت تقویتشدهاش بهسرعت وارد عمل شده و نقش مؤثری در کمکرسانی ایفا کند. «تشکلهای پایدار مردمی در شرایط جنگ، پساجنگ، بحرانهای طبیعی و بحرانهای انسانی میتوانند معجزه کنند. جامعه متشکل، جامعهای است که میایستد، یاد میگیرد، سازگار میشود و دوباره میسازد.»
«خانه مادربزرگ»؛ کانون بالندگی محله امیرآباد
در ادامه این همایش «زهرا محمدینژاد» روایتی از اقدامات محلهمحور مؤسسه حامیان رشد و بالندگی در محله امیرآباد تهران گزارش داد، اینکه تشکل آنها از کجا شروع کرده و رویکردشان در این راه چه بوده است.
آنگونه که این فعال اجتماعی و محیطزیست عنوان کرد، آنها در «مؤسسه حامیان رشد و بالندگی»، باور دارند که برای مواجهه با بحرانها، نباید منتظر وقوع آنها ماند. زیرا معتقدند باید در زمان آرامش و ثبات، برای روزهای سخت برنامهریزی کرد.
او گفت: «ما میخواهیم با پیشبینیِ آنچه ممکن است اتفاق بیفتد، از حالت انفعالی خارج شویم و با آمادگی کامل، از همسایگان و محلهمان محافظت کنیم. تجربه تلخ جنگ ۱۲ روزه و غافلگیری در آن شرایط، به ما آموخت که محله به یک «نقطه تمرکز» نیاز دارد. ما با همتی که از حمایت و مشارکت صمیمانه مردم محله برخاست، توانستیم خانهای را تهیه کنیم که ازاینپس نقش «خانه مادربزرگ» را ایفا میکند؛ جایی که در زمان بحران، هم پناهگاهی امن و هم کانون تصمیمگیری و مدیریت وضعیت است.»
محمدینژاد ادامه داد: «برای اینکه در لحظات حساس، فشار کمتری به بیمارستانها بیاید و بتوانیم سریعتر به هم کمک کنیم، با کمک مردم، «صندوق تجهیزات پزشکی» را به راه انداختیم. ما اکنون مجموعهای از وسایل حیاتی مثل دستگاههای اکسیژنساز، کپسول اکسیژن، دستگاه ساکشن، تجهیزات کنترل قند خون، ویلچر و وسایل کمکی دیگر (که از طریق اهدای خودِ مردم تأمین شده) را در اختیار داریم تا در صورت نیاز، یک واحد امدادی کوچک و سریع در دل محله داشته باشیم.»
این فعال مدنی تأکید کرد: «ما میدانیم که در زمان بحران، «انسانها» مهمترین دارایی ما هستند. به همین دلیل، فهرستی از متخصصان و کارشناسان ساکن در محله تهیه کردهایم؛ از پزشکان و پرستاران گرفته تا مهندسان عمران، کارشناسان مخابرات، متخصصین صنایع غذایی و مدیریت آب، و حتی تکنسینهای فنی مثل برقکارها و لولهکشها. ما این شبکه را سازماندهی کردهایم تا هر کسی در جایگاه خودش، آماده کمک به محله باشد. از طرف دیگر، ازآنجاکه میدانیم در شرایط جنگی، ممکن است ارتباطات دیجیتال و اینترنت قطع شود. پیشبینی کردیم که چطور باید با هم در تماس باشیم. لیست شماره تماسها و آدرس خانهها را با هم تبادل و برای هر کوچه، سه نفر را بهعنوان «تسهیلگر» انتخاب کردیم تا در صورت قطع ارتباطات، پیامها را بهصورت حضوری و مستقیم بین خانهها و مرکز مدیریت بحران جابهجا کنند.»
به گفته محمدینژاد در خانه مادربزرگ، ذخایری از آب آشامیدنی و مواد ضروری برای روزهای سخت تهیه شده و برای تأمین وعدههای غذایی افراد کمبرخوردار در صورت قطعی برق برنامهریزی شده است. «ما تلاش کردیم تا در کنار کمکهای امدادی، اقتصاد محله را هم تقویت کنیم. با کمک کسبه عزیز محله، گروهی را تشکیل دادیم تا در شرایط بحرانی، با هم همکاری کنیم. هدف ما این است که در سختیها، زنجیره تأمین کالا در محله قطع نشود و معتمدین و فعالان اقتصادی بتوانند نقش خود را ایفا کنند.»
این کنشگر اجتماعی ادامه داد: «تجربه جنگ اخیر به ما نشان داد که نوجوانان و جوانان، در برابر فشارهای روانی و افسردگی، بسیار آسیبپذیر هستند. ما در خانه مادربزرگ، نگاه خود را تغییر دادیم؛ این خانه که پیشتر برای بانوان و سالمندان بود، حالا فضایی پویا و جذاب برای جوانان شده است. با برگزاری فعالیتهای فرهنگی، ورزشی و آموزشی، تلاش میکنیم محیطی امن برای سلامت روان نسل جوان ایجاد کنیم.»
به اعتقاد محمدینژاد هر خانهای باید بتواند اولین اقدامات امدادی را انجام دهد. به همین دلیل، آنها با کمک کارشناسان حوزه سلامت و ستاد بحران، کلاسهای آموزش «مراقبتهای پزشکی اولیه و امدادگری در منزل» را برگزار کردهاند تا همه آمادگی برخورد با شرایط اضطراری را داشته باشند.
او در نهایت تأکید کرد: «هدف ما در مؤسسه حامیان رشد و بالندگی، تنها «بقا» در شرایط سخت نیست. ما میخواهیم فراتر از اینها، حتی در دشوارترین سناریوها، یاد بگیریم که چگونه در کنار هم باشیم. فعالیتهای خودجوش و ساختارمند ما بهگونهای طراحی شده که ساکنین محله بتوانند در کنار هم خاطراتی ناب و لحظاتی شاد را تجربه کنند. ما باور داریم که حفظ پویایی، نشاط و پیوندهای انسانی در میان همسایگان، ارزشمندترین دارایی ما در برابر هر بحرانی است.»
«تاج» سپری برای حفظ حکمرانی محلی
«حسین ایمانی جاجرمی»، رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران و دبیر علمی همایش در تعریفی کوتاه تابآوری اجتماعی (تاج) در هنگام ستیزه و جنگ را توانایی جمعیت یا محله برای دوام، انطباق، و بازنده سازی از شوکهای ناشی از جنگ، خشونت یا بیجاشدگی و در همان حال نگهداشت یا بازسازی انسجام اجتماعی دانست.
او درباره اهمیت تابآوری اجتماعی قدرتمند گفت: «تابآوری اجتماعی میتواند صدمات غیرنظامی را کاسته، حکمرانی محلی را حفظ و بازسازی پس از جنگ را شتاب بخشد. تاج بر تقویت بافت اجتماعی و رهبری محلی تأکید دارد، عواملی که به مردم برای بقا با وجود عدم قطعیت شدید کمک میکنند. رویکرد «تاج» بر این است که تمرکز از کمک خارجی باید به ظرفیتهای خود جماعت و محله برای بقا، دفاع و نگهداشت خود در هنگامی که سازمانهای رسمی از کار میافتند، تغییر یابد.»
بهزعم رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران و دبیر علمی همایش «نقش جوامع محلی در تقویت تابآوری در شرایط جنگ و پساجنگ»، ایران با وجود تجربه سنگین و عظیم جنگ هشتساله تحمیلی عراق علیه ایران و تجربه جنگ دوازدهروزه عملاً در حوزههای غیرنظامی چندان در تدوین سیاستها و برنامههایی که جان مردم عادی را از خطرات جنگ دوره نگه دارد، توفیق نیافت. برای مثال سامانههای هشدار زودهنگام و پناهگاهها در دسترس نبودند و این صدمات روانی و جانی مردم را افزایش میداد. او ابراز امیدواری کرد که جنگ به پایان برسد و از تجربههای تلخ آن درسهای لازم برای حفظ جان و مال مردم گرفته شود.
کتابخانهای برای پایداری فرهنگی
«زهرا اعلایی» دیگر سخنران همایش نقش جوامع محلی در تقویت تابآوری در شرایط جنگ و پساجنگ نیز با توصیف تجربیات اجتماعی خود در گروه فرهنگی بلوک ۲ شهرک اکباتان در تابآوری اجتماعی، از راهاندازی کتابخانهای با یکصد جلد کتاب در بین جمعیت یک هزار و پانصدنفری بلوک یاد شده گفت؛ از کتابخانهای که در سال ۱۳۸۰ با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و پایداری فرهنگی راهاندازی شد و حالا افزون بر ۱۰ هزار جلد کتاب با ۱۵۰ نفر عضو ثابت دارد. در محفل کتابخوانهای شهرک اکباتان محتوای کتابها به بوته نقد و بررسی گذاشته میشود و کتابخانه که با گذشت ۲۵ سال اکنون کار و بارش رونق گرفته، روزبهروز به جمعیت کتابخوانهایش افزوده میشود.
اعلایی گفت: «کتابخانه بلوک ۲ شهرک اکباتان حالا تبدیل به کانون همدلی، اعتماد و صمیمیت ساکنان این شهرک شده است. از طرف دیگر ساکنان با جمعآوری و بستهبندی انواع کتاب و کاغذباطلهها، درهای بطری، باتری و لامپ سوخته و غیره را به دست «مؤسسه نیکبان» میرسانند تا با عواید فروششان برای خرید ویلچر ویژه معلولان و نیازمندان اقدام شود.»
به گفته او گروه فرهنگی بلوک ۲ شهرک اکباتان در کنار فعالیتهای محیط زیستی، اقداماتی برای کمکرسانی در زمان بحران را انجام میدهند؛ پزشکان و پرستاران با اختصاص یک شمارهتلفن بهصورت شبانهروزی به همسایگانشان خدمات پزشکی و درمانی ارائه میدهند، درهای ضدحریق نصب کردهاند، تدابیری برای مدیریت قطعی آب تا ۷۲ ساعت در نظر گرفتهاند. نصب ژنراتور برای مقابله با قطعی برق، خرید کپسولهای ۳۳ کیلویی برای عبور از بحران قطعی گاز برای استفاده در آشپزخانه صحرایی نمونهای از اقدامات این گروه است.

نظر شما