به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق، نزدیک به پنج ماه است که دانشگاههای ایران، تعطیلاند؛ از اواسط دیماه 1404 تا به حال جز چند روز در اسفندماه، درهای دانشگاه به روی دانشجویان بسته شده و کلاس مجازی به عادتی دوستنداشتنی تبدیل شده است. بیکیفیتی اینترنت و ابزارهای آموزش مجازی، تمایلنداشتن استادان و دانشجویان به کلاس غیرحضوری و فشار روانی و بیانگیزگی موجود که ناشی از بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و جنگ است، کلاس درس را به یک فضای کمکارکرد تبدیل کرده و جریان آموزش را به بنبست کشانده است؛ دانشجویان و استادان، دانشگاه را فضایی برای گفتوگو، دوستیابی و تبادل خواندهها و نوشتههای خود میدانند؛ فضایی که هیچ شباهتی به فضاهای موجود در پلتفرمهای آموزش مجازی ندارد. اما با صحبتهای اخیر وزیر علوم، حضوریشدن دانشگاهها تقریبا غیرممکن است. او چند روز پیش، آب پاکی را بر دست دانشجویان و استادان ریخت و با قاطعیت تأکید کرد: «آموزش حضوری در دانشگاهها فعلا منتفی است». سیماییصراف به این نکته اشاره کرد که باید راه میانه را در پیش گرفت. راه میانه چیست؟ «آموزش مجازی».
کلاس مجازی، دانشگاه غیرواقعی
«کیفیت کلاسها در هر دو پلتفرم دانشگاه یعنی بیگبلوباتن و ادوبیکانکت بسیار بد است، مسئله اصلی حجم ترافیک بالایی است که بهویژه در کلاسهای ساعت هشت تا 10 و 10 تا 12 وجود دارد، بهویژه اگر در آن ساعتها استاد نیز بخواهد فایلی را در کلاس ارائه دهد، دیگر سامانه مشکلات عجیبی از خودش نشان میدهد، مثلا دیروز چتروم سامانه کلا قطع شده بود و ما نمیتوانستیم پیامی برای استاد بفرستیم». «حسین» دانشجوی کارشناسی جامعهشناسی دانشگاه تهران و از فعالان صنفی دانشگاه است.
او میگوید خود مسئولان دانشگاه نیز از این مشکل باخبرند: «ما 15 فروردینماه جلسهای با معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تهران داشتیم. او گفت بستر مجازی دانشگاه بعد از کرونا به حال خود رها شده بود و ما بعد از دیماه که کلاسها مجازی شد، در حال بازسازی و بهترکردن آن هستیم. اما مسئله اصلی سرور است که حجم و تعداد بالای دانشجویان را نمیتواند پوشش دهد». قطعی اینترنت و دسترسینداشتن به پلتفرمهایی مثل گوگلمیت، بحران بیکیفیتی زیرساختهای آموزشی را بیشتر کرده است: «در دوره کرونا یا زمانهایی که در این چند سال به دلایل مختلف مثل آلودگی هوا کلاسها مجازی میشد، بهراحتی در پلتفرمهایی که کیفیت بهتری داشتند، کلاسها برگزار میشد.
اما حالا جز سامانه دانشگاه فقط بسترهایی مثل «بله» وجود دارد که کیفیت لازم برای برگزاری کلاس را ندارند. وضعیت به جایی رسیده که استادان اغلب خودشان سامانههای دیگری میخرند تا بتوانند کلاس را برگزار کنند». این دانشجوی دانشگاه تهران به بیانگیزگی دانشجویان اشاره میکند: «تعداد غیبتها زیاد است. بخشی به خاطر اینکه کیفیت اینترنت پایین است و بچهها نمیتوانند وارد کلاس شوند و بخشی چون رغبت و انگیزه پایین آمده است. یک هفته پیش استادی که اتفاقا سختگیر است در حضور و غیاب، مجبور شد کلاس خود را با نصف جمعیت شروع کند.
کلاس مجازی به شکل معمول مشکلات و سختیهایی دارد، اما وقتی کیفیت نیز اینقدر پایین است، سختیها چند برابر میشود». «حسین» میگوید دانشگاه تنها کلاس درس نیست و این مجازیبودن، بخش زیادی از تجربه و امکانهای دانشجوبودن را از بین میبرد: «بخشی از دانشجوبودن تعاملات بینرشتهای و گپوگفتهای دانشجویی است. از سمت دیگر خیلی وقتها کمبودهای علمی کلاسها از طریق کارگاهها و دورههایی که انجمنهای دانشجویی برگزار میکردند، جبران میشد. در کلاس مجازی هیچکدام از این دو عامل وجود ندارد، همینطور از نظر روانی وقتی کلاس مجازی است، دانشجو در خانه تحصیل میکند و خود این موضوع تمرکز لازم و هویت او را بهعنوان دانشجو ضعیف میکند». از مهمترین مشکلات موجود برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، از بین رفتن امکان پژوهش است، زیرا در نبود اینترنت دسترسی به مقالات و اسناد موجود در سایتهای مختلف وجود ندارد.
به گفته «حسین»، دانشگاه برای حل این مشکل بهتازگی راهحلی در نظر گرفته است: «گفتهاند فقط دانشجویان تحصیلات تکمیلی با تأییدیه استاد راهنما میتوانند به پردیس مرکزی دانشگاه بیایند و از اینترنت استفاده کنند، دانشجویان ساکن شهرهای دیگر نیز میتوانند به دانشگاههای پیام نور برای دسترسی به اینترنت بروند». اما از نظر «حسین» که دانشجوی کارشناسی است، اینترنت برای آنها نیز یک نیاز آموزشی است: «برای رشتههایی مثل ما که جامعهشناسی هستیم، اینترنت یک میدان پر از دیتاهای مختلف است که میتوان از آنها برای تحلیل و تعمیق درسها استفاده کرد. بدون اینترنت حتی بعضی درسها بیمعنی شده است، مثلا واحدی مثل جامعهشناسی ارتباطات جمعی در نبود ارتباطات هیچ معنایی ندارد. بسیاری از درسها نیازمند این است که منِ دانشجو بتوانم در اینترنت بچرخم، منابع مختلف را ببینم و اتفاقها را دنبال کنم».
دانشگاهی که شبیه به دانشگاه نیست
«کلاسها در سامانه دانشگاه برگزار میشود، که آن نیز اگر صبح زود وارد نشویم، دیگر امکان ندارد بتوانیم وارد شویم». «مهسا» دانشجوی روانشناسی دانشگاه مازندران است؛ دانشگاهی که گویی ماههاست نشانی از دانشگاهبودن ندارد: «از دیماه تا به حال اجازه ورود به دانشگاه منوط به اجازه قبلی شده و بهسختی به دانشجویان کارشناسی این اجازه را میدهند. کتابخانه، فضاهای دانشجویی و خوابگاه را از ما گرفتهاند». این شرایط بهمرور از رغبت دانشجویان برای شرکت در کلاسهای مجازی کاسته است: «اوایل برگزاری کلاسها دانشجویان با یک رغبت و تلاشی به کلاسها میآمدند.
انگار کلاس را جایی برای دورشدن از فضای بد جنگ و سختیهای زندگی با خانواده میدیدند، اما بهمرور خستهکنندگی کلاسها و ناامیدشدن بچهها از اینکه ممکن است دانشگاه حضوری شود، از رغبت دانشجویان کاست. من دو واحد با دانشجویان ورودی امسال دارم، آنجا بهوضوح ریزش تعداد حاضران در کلاس مشاهده میشود». به گفته «مهسا» این وضعیت در استادان نیز وجود دارد: «قبل از عید که کلاسها نصفهونیمه برگزار شد. بعد از عید برگزاری کلاسها منظمتر شد، ولی استادان رغبت و دقت کلاس حضوری را ندارند و کمیت و کیفیت کلاسها کاهش یافته است.
برای مثال یک استاد داریم که تنها نیمساعت کلاس برگزار میکند و باقی درس را برعهده دانشجویان میگذارد که جزوه را بخوانند». برای «مهسا» که ترم 4 کارشناسی است، دانشگاه مجازی فعلی، اصلا شبیه به دانشگاهی نیست که تصور میکرد: «من با ذوق و شوق زیادی به دانشگاه آمدم. هم دانشگاهم و هم رشتهام را با رغبت زیادی انتخاب کردم، اما تصورم از دانشگاه کاملا با این تجربهای که دارم، متفاوت است. من دانشگاه را محلی برای دوست پیداکردن، تا شب کتابخانهماندن و گپوگفت میدیدم، اما حالا کل دانشگاه برایم در صفحه یک لپتاپ خلاصه شده است».
پایاننامه روی هوا
«محمد» دانشجوی ارشد تاریخ در دانشگاه شهید بهشتی است، او میگوید استادان مدتی طولانی هیچ تمایلی به برگزاری کلاس مجازی نداشتند: «تا مدتها استادان آموزش را کنار گذاشته بودند اما وقتی دیدند خبری از حضوریشدن کلاسها نیست، شروع به برگزاری کلاسها کردند». اما این کلاسها بهویژه در تحصیلات تکمیلی معمولا نصفهونیمه باقی میماند: «استادان تحصیلات تکمیلی اصلا با کلاس مجازی همراهی نمیکنند، یعنی اکثرا چند جلسه تشکیل میدهند و بعد درس را ناقص رها میکنند. درباره امتحانات نیز امتحان مجازی برایشان خط قرمز است».
«محمد» میگوید از همکلاسیهایش شنیده است استادان از کیفیت کلاسهای مجازی اصلا راضی نیستند: «در سالهای پس از کرونا همیشه دورههایی بوده است که کلاسها مجازی میشدند اما اینسری از قرار معلوم نسبت به دفعات قبل بسیار وضعیت بدتری داشته است. حتی من شنیدهام یکی از استادان وسط کلاس از شدت بیکیفیتی وضعیت اینترنت و تعامل با دانشجویان، کلاس را رها کرده و رفته است». دانشجویان نیز کلاس مجازی را محیطی جدی برای آموزش نمیدانند: «خیلی از دانشجویان مخصوصا چون حضور و غیاب در کلاسها جدی نیست، کلا به کلاسها توجه نمیکنند و غایب میشوند. برای آنها ماههاست آموزش معنایی ندارد».
«محمد» دانشجوی ترم آخر است و امسال کنکور دکتری داده و رتبه خوبی نیز کسب کرده است، اما حالا دفاع از پایاننامه او به مشکل خورده و نمیداند میتواند وارد مقطع دکتری بشود یا نه: «من با سایر دوستانم نیز که حرف میزنم، میگویند کار بر روی پروژهها بهواسطه قطعی اینترنت و دسترسینداشتن به استادان و منابع دانشگاهی دارد خیلی کند پیش میرود. خودم هم وقتی دیدم نمیتوانم از دور کار را ادامه دهم، مجبور شدم خوابگاه خصوصی بگیرم و به تهران بیایم. وضعیت دانشجویان فنی از ما بدتر است، چون آزمایشگاهها و سامانههای آنها بسته شده است».
دانشگاهها برای کاهش مشکل دانشجویان در دسترسی به منابع از محدودیتهای ارتباطی «ویپیان» دانشگاهی کاستهاند، اما همین کار نیز به شکل کامل و کاربردی انجام نشده است: «بعد از کشوقوسهای فراوان و پیگیریهای متعدد اعضای شورای صنفی، ۱۰ روز است برخی محدودیتهای ویپیان دانشجویان ارشد از ساعت 16 ظهر تا 9 شب و دانشجویان دکتری از نزدیک ظهر تا 9 شب برداشته شده است. اما این ویپیان خودش دردسرهای فراوانی دارد، حجم و کاربریاش محدود است، همینطور وقتی در گوگل سرچ میکنیم، سایتی بالا نمیآید. دیشب مجبور شدم با اینترنت معمولی سرچ کنم و با اینترنت دانشگاه سایت را باز کنم و این فرایند وقتگیری است. در کنار این مسائل، وقتی برق دانشگاه در ولنجک قطع میشود، دسترسی کل دانشجویان قطع میشود».
«ساندویچیشدن» دانشگاه
«علی جنادله» از استادان قدیمی دانشگاه علامه طباطبایی است. او که بیش از یک دهه سابقه آموزش دارد، میگوید برای بررسی تجربه کلاسهای مجازی باید نگاهی به این شکل از برگزاری کلاس در دوره کرونا داشت: «در دوره کرونا به خاطر تازگی و جدیدبودن برگزاری کلاس مجازی، چه در بین استادان و چه در بین دانشجویان یک کنجکاوی و هیجانی نسبت به آموزش مجازی وجود داشت.
استادان و دانشجویان در آن زمان به آموزش مجازی به چشم یک فرصت جدید و گسستی در روتین روزمره آموزش نگاه میکردند. در دوره کرونا کلاسها به استادان و دانشجویان یک انعطافپذیری در زمانبندی، شکل و نوع آموزش میداد که در آن زمان جذاب بود». اما با طولانیشدن آموزش مجازی مخصوصا تکرار آن در دورههای مختلفی در روزهای پس از کرونا، این جذابیت از میان رفت: «آن ابتکار عمل و انگیزههایی که استادان از خود در دوره کرونا نشان میدادند، الان دیگر وجود ندارد و آموزش مجازی تبدیل به امری فرمال شده است. شاهد مثال نیز اینکه در گذشته من در بین همکاران خود شاهد بودم بحثهایی درباره آموزش مجازی شکل میگرفت و استادان تجربه و ابزارهای خود را با دیگران در میان میگذاشتند، اما حالا گفتوگوها بیشتر معطوف به نارضایتی از مجازیشدن دانشگاه است». «جنادله» میگوید کلاس مجازی کیفیت کلاس حضوری را ندارد، زیرا در کلاس مجازی استادان و دانشجویان ارتباط رودررویی ندارند: «در کلاس مجازی ارتباط رودررویی که باید در کلاس اتفاق بیفتد، ممکن نیست و ارتباط بصری و فرصت تعامل بین استاد و دانشجو وجود ندارد؛ بهویژه در کلاسهایی که تنها درس یک استاد با دانشجو است این موضوع خود را بیشتر نشان میدهد». این استاد دانشگاه میگوید یکی از بزرگترین مشکلات مجازیشدن کلاسها، در هم تنیدهشدن آموزش با دیگر بخشهای زندگی دانشجویان است: «قبلا اگر دانشجویی در مکانی مشغول به کار بود، سر کلاس حضوری مجبور بود از فضای کار خارج شود و در کلاس حضوری مشارکت کند، اما حالا دانشجویان از فرصت مجازیبودن کلاسها استفاده میکنند تا بتوانند در کلاس باشند و همزمان در محل کار خود حاضر شوند. چنین مدلی از مشارکت، عملا آن بازدهی و بهرهوری لازم را برای دانشجو فراهم نمیکند و دانشجو در این شکل فقط بهصورت مجازی در کلاس است اما از لحاظ ذهنی هیچ حضوری در کلاس ندارد». این مسئله به سواد عمومی جامعه لطمه میزند، مخصوصا که کلاسهای مجازی فقط مختص به دانشگاه نیست: «به نظرم نسلی که سطوح قبل از دانشگاه، دبیرستان و حتی دبستان را بهصورت مجازی طی میکند، در سطوح مختلفی جامعهپذیر نمیشود.
ما در کلاسهای حضوری شاهد بودیم دانشجویانی که برای مثال دوره متوسطه را کاملا در زمان کرونا به شکل مجازی گذراندهاند از سایر دانشجویان بیقرارتر و ناآرامتر هستند و تحمل نشستن و گوشدادن به یک کلاس یک ساعت و نیمه یا دوساعته را ندارند، چون آنها سالها در کلاس مجازی با اختیار عمل بسیار زیاد درس خواندهاند و حالا چارچوب کلاس حضوری برایشان قابل تحمل نیست». «جنادله» تأکید میکند دانشگاه فقط کلاس درس نیست، بلکه مکانی است که کارهای فوقبرنامه در آن مثل شرکت در حلقهها و تشکلهای دانشجویی مرحله اساسی در بلوغ شهروندی دانشجویان را شکل میدهد: «ورود به دانشگاه، ورود به محیط گستردهتری از دبیرستان است که در آن دانشجویان درگیر فعالیتهایی سیاسی، هنری و ادبی میشوند و یک شکلی از کنشورزی و مطالبهگری را در دانشگاه یاد میگیرند که اگر نگوییم مهمتر از خود واحدهای درسی نباشند، کماهمیتتر نیستند.
مجازیشدن آموزش بزرگترین لطمه ممکن را به این زیست دانشجویی میزند، چون دانشجو هیچ تجربهای از زندگی جمعی در خوابگاه یا محیط دانشگاه را تجربه نمیکند». این استاد دانشگاه میگوید پژوهشها و پایاننامهها نیز در وضعیت فعلی حالتی «ساندویچی» پیدا کردهاند: «مجازیشدن دانشگاهها کاری کرده که پایاننامهها بسیار جمعوجور و خلاصه شود، چون واقعا جلسات مجازی کسلکننده است و کسی حوصله نمیکند مثلا یک نفر دو ساعت پای یک دستگاه بنشیند و بدون ارتباط بصری و فیزیکی یک دفاع دوساعته را گوش دهد. این وضعیت فضایی ساخته است که در آن پایاننامه خوب مورد نقد قرار نگیرد و جلسه دفاع بیش از پیش شکل یک مناسک بوروکراتیک به خود بگیرد». کاهش کیفیت پایاننامهها اما فقط ناشی از مجازیشدن دانشگاه نیست: «بحث توسعه هوش مصنوعی به جایی رسیده که ما به شکل واضح رد هوش مصنوعی را در متون میبینیم، آنهم بیشتر به صورت منفی. از سوی دیگر شرایط فعلی جامعه، یعنی ناامیدی، بیانگیزگی و تعلیق موجود نیز انگیزه دانشجویان برای یک کار جدی را تحت تأثیر قرار داده و مطمئنا در آینده نیز نمود عینی پیامدهای این شرایط بیشتر خواهیم دید». «جنادله» معتقد است دانشگاهها تمام تلاش خود را برای افزایش کیفیت آموزش مجازی انجام دادهاند. با این حال تأکید میکند: «برای کلاسهای مجازی باید یک سیاستگذاری مشخص در نظر گرفته میشد که این اتفاق نیفتاد. این سیاستگذاری باید در شیوههای آموزش و ارزشیابی تغییر ایجاد میکرد. ما شاهدیم استادانی با همان شیوه آموزش سنتی در فضای مجازی تدریس میکنند، در حالی که باید یک تغییر اساسی شکل بگیرد».

نظر شما