به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا،این رفتار ممکن است با نیت یا تظاهر به محافظت یا علاقه آغاز شود اما وقتی به شکل مداوم و غیرقابل انعطاف ادامه یابد، می تواند به نوعی سوء استفاده روانی تبدیل شود.
گاهی این کنترلگری آنقدر شدید میشود و جزئیات زندگی دیگران را در بر میگیرد که آثار مخربی بر زندگی افراد میگذارد.
اغلب اوقات خواستهها و نیازهای فردی که تحت کنترلِ یک فرد کنترلگر قرار دارد به طور کامل نادیده گرفته میشود و حتی فردی که تحت کنترل است در بسیاری از مواقع مورد بیاحترامی قرار میگیرد هرچند ممکن است این بیاحترامی یا تحقیر کردن از سوی فرد کنترلگر، زیرکانه و غیرعلنی باشد.
چه با یک رئیس کنترلگر سروکار داشته باشید و چه همسر شما شخصیت کنترلگری داشته باشد، زندگی شما تحت تاثیر آن است. پس به توصیه روانشناسان، بسیار مهم است که نشانههای رفتار کنترلگر را بشناسید و به موقع برای درمان آن و آموزش روش های موثر برای مدیریت فرد کنترلگر به کمک یک متخصص حرفه ای، اقدام کنید.
به گزارش «کانورسیشن»، بسیاری از افراد به دلیل اضطرابِ زیاد در خودشان، سعی در کنترل دیگران دارند. آنها حس میکنند که اگر مسئول نباشند همه چیز آنطور که باید پیش نمیرود. برای برخی دیگر این احساس اضطراب نیست که سبب کنترل بر دیگران میشود بلکه آنها به طور مشخص از نوعی اختلال شخصیتی رنج میبرند. اما این رفتار به هر دلیلی که باشد باعث ایجاد احساس عصبانیت و حقارت در اطرافیان شخصیت کنترلگر میشود.
با شناخت ویژگیها و علائم این افراد، میتوانید درک بهتری از راههای مقابله با آن و حفاظت از بهداشت روانی خودتان پیدا کنید.
تفاوت بین کنترلگری و مراقبت
یکی از اشتباهات رایج این است که کنترل گری اغلب با حمایت یا مراقبت اشتباه گرفته می شود. مراقبت به معنی توجه، همراهی و احترام به خواسته ها و نیازهای فرد مقابل است؛ در حالی که کنترل گری در پی اعمال نظر، محدودسازی و تسلط بر تصمیمات دیگران حتی خصوصی ترین تصمیمات به ویژه در روابط دوستانه یا خانوادگی است. به عبارت دیگر مراقبت، آزادی را تقویت می کند در حالی که کنترل گری آن را محدود می سازد.
نشانه های رفتاری افراد کنترلگر چیست؟
نکته مهم در تشخیص این اختلال این است که رفتارهای کنترلگرانه همیشه به صورت فریاد یا تهدیدِ آشکار ظاهر نمی شوند. بسیاری از افراد کنترلگر با ظاهری مهربان، منطقی یا حتی حمایت گرانه عمل می کنند اما در لایه های پنهان رفتارشان، میل به سلطه گری و تعیین تکلیف برای دیگران دیده می شود. شناسایی این نشانه ها اولین گام برای حفظ سلامت رابطه و مرزهای شخصی است.
از بارزترین ویژگی های الگوی رفتاری کنترلگری به موارد زیر می توان اشاره کرد:
تمایل به تصمیم گیری برای دیگران
یکی از نشانه های رایج در افراد کنترل گر این است که معمولا خود را مسئول تصمیم گیری برای اطرافیان می دانند. آنها ممکن است به طور مداوم بپرسند، «چرا این کار را کردی؟» یا اینکه بگویند، «نباید این را انتخاب می کردی» یا «تو نمی فهمی، بگذار من تصمیم بگیرم». این تمایل، نشاندهنده عدم احترام به استقلال فکری دیگران است. چنین رفتاری در برخی موارد با الگوهای مربوط به شخصیت خودشیفته همپوشانی دارد؛ جایی که نیاز به سلطه، از احساس برتری تغذیه میشود.
افراد کنترلگر دوست دارند بر همه چیز نظارت کنند
اطلاع داشتن از هر امری یکی از بزرگ ترین لذت های زندگی این افراد است. همه چیز باید آن طور که آنها می خواهند انجام شود. گاهی اوقات صریح اعلام می کنند که چه کار کنید و گاهی برای این که به شما بفهمانند آن طور که آنها می خواهند عمل نمی کنید، به تهدید یا دستکاری روانی متوسل می شوند.
کنترلگرها شیفته قدرت هستند
آنها همیشه به این فکر می کنند که چه کسی برنده می شود. اکثر کنترلگرها به رابطه با اطرافیان به چشم میدان نبرد می نگرند که در آن، دو نفر برای رسیدن به قدرت با یکدیگر مبارزه می کنند.
حساسیت شدید نسبت به رفتارهای دیگران
افراد کنترلگر معمولا نسبت به رفتارها، گفتارها و حتی طرز لباس پوشیدن اطرافیان واکنش شدید نشان می دهند. آنها ممکن است احساس کنند که همه چیز باید تحت کنترل یا تایید آنها باشد. این حساسیت باعث می شود اطرافیانشان دائم در وضعیت دفاعی یا اضطراب باشند.
ایجاد احساس گناه برای اعمال نفوذ
بسیاری از افراد کنترلگر برای کنترل کردن دیگران از ابزار احساس گناه استفاده می کنند. مثلا ممکن است بگویند، «اگر واقعا برایت مهم بود، این کار را نمی کردی» یا «اگر من برایت مهم بودم، نظر من را می پذیرفتی.» این تکنیک به تدریج باعث تضعیف اعتماد به نفس و تشدید وابستگی عاطفی در طرف مقابل می شود. این نوع فشار عاطفی شباهت زیادی به بازی های افراد خودشیفته دارد که با دستکاری احساسات، قدرت را در رابطه حفظ میکنند.
محدود کردن آزادی یا روابط اجتماعی دیگران
کنترل گرها اغلب سعی می کنند فرد مقابل را از دوستان، سایر همکاران، خانواده یا فعالیت های مستقل جدا کنند. هدف این است که قدرت تصمیم گیری و ارتباط گیری فرد کاهش یابد تا وابستگی اش بیشتر شود. چنین رفتاری به مرور حس انزوا، خشم و ناامیدی را در قربانی ایجاد می کند.
کنترل مالی یا عاطفی در رابطه
در روابط نزدیک به ویژه عاطفی یا خانوادگی، کنترل گرها ممکن است از منابع مالی یا محبت به عنوان ابزار کنترل استفاده کنند. مثلا یکی از طرفین ممکن است خرج کردن را محدود کند یا فقط در صورتی محبت و حمایت کند که دیگری مطابق میل او رفتار کند. این نوع رفتار به ویژه در روابط ناسالم و سوء استفاده گرانه رایج است.
راههای درمان شخصیت کنترل گر
به گزارش مرکز اطلاع رسانی «کلینیک تخصصی کلیولند»، درمان شخصیت کنترلگر، فرایندی پیچیده و زمانبر است که نیازمند تعهد و تلاش فردی و همچنین کمک تخصصی است. در ادامه به برخی از روشهای موثر در این زمینه اشاره میکنیم:
- کمک گرفتن از متخصص: اولین و مهمترین قدم، مراجعه به یک روانشناس یا روانپزشک متخصص است. متخصص، با ارزیابی دقیق وضعیت فرد میتواند ریشه رفتارهای کنترلگرانه را شناسایی و برنامه درمانی مناسبی را طراحی کند.
- به چالش کشیدن ترسها: بسیاری از رفتارهای کنترلی، ناشی از ترس و ناامنی است. فرد باید ترسهای خود را شناسایی و آنها را به چالش بکشد. پرسیدن سوالاتی مانند، اگر نتوانم این موقعیت را کنترل کنم، چه بدترین اتفاقی ممکن است بیفتد؟ یا احتمال وقوع این اتفاق چقدر است؟، میتواند به کاهش ترس و اضطراب کمک کند.
- پذیرش عدم قطعیت: فرد باید بپذیرد که کنترل کامل همه چیز غیرممکن است و تلاش برای کنترل بیش از حد، تنها منجر به استرس و نارضایتی میشود. تمرین ذهنآگاهی و زیستن در لحظه حال، میتواند به پذیرش عدم قطعیت کمک کند.
- کنترل زبان: نحوه صحبت کردن، تاثیر زیادی بر رفتار و احساسات ما دارد. فرد باید زبان کنترلگرانه خود را شناسایی و سعی کند از کلمات و عباراتی استفاده کند که نشاندهنده احترام و همدلی باشد.
- برآورده کردن نیازها: بسیاری از رفتارهای کنترلی، ناشی از عدم برآورده شدن نیازهای اساسی مانند امنیت، احترام و پذیرش است. فرد باید نیازهای خود را شناسایی و راههای سالمی برای برآورده کردن آنها پیدا کند.

نظر شما