سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۲

یک جامعه‌شناس، وجدان عمومی را برآیندی از خواسته‌ها، امیال و آرزوهای یک ملت توصیف می‌کند و می‌گوید: در حال حاضر وجدان عمومی مردم، تحت‌الشعاع جنگ قرار گرفته و وظیفه همه ما این است که آن را به سمت همیاری و دگریاری هدایت کنیم.

استرس پس از سانحه آسیب شایع پساجنگ

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، وقتی افراد یک جامعه به سواد رسانه‌ای مجهز نباشند، تشخیص سره از ناسره مشکل می‌شود و بررسی مدام اخبار، عوارض روان‌شناختی را افزایش می‌دهد

تبعات جنگ را باید در سه پروسه زمان‌بندی‌شده بررسی کرد، قبل از جنگ، حین جنگ و بعد از جنگ. دامنه این تبعات آن‌قدر گسترده و لایه‌لایه است که اگر روزها و ساعت‌ها درباره آن بنویسیم باز هم حرف برای گفتن وجود دارد. در کشور ما که طی یک سال گذشته، دو جنگ ۱۲روزه و تقریبا دو ماهه را تجربه کرده است  و امروز در دوران آتش‌بس به سر می‌برد، تبعات جنگ هنوز آن‌گونه که باید خود را نشان نداده است . شاید بخشی به خاطر مدیریت قابل‌قبول دولت و ذخایر کشور در دوران قبل از جنگ باشد و بخشی هم به دلیل بالا رفتن تاب‌آوری مردم و حس زیبای وطن‌پرستی که می‌تواند جایگزین هر احساس منفی ‌بشود. با این همه نمی‌توان منکر آسیب‌های اجتماعی و مصائب عمیق روان‌شناختی شد که جامعه را درگیر خود کرده است. 


خسارات مالی و جانی ناشی از جنگ کم نبود که در  کنار آن، بالا رفتن نرخ ارز و قطعی اینترنت بین‌الملل هم بخواهد بسیاری از کسب و کارهای خرد و کلان را از بین ببرد. بیکاری و تورم افسارگسیخته، مهمترین معضل اقتصادی و معیشتی این روزهاست که یک‌تنه، کاسه چه‌کنم چه‌کنم به دست خانواده‌های ایرانی داده است. 

مردم چه می‌گویند؟


میترا مترجم زبان انگلیسی است. او سال‌ها به تدریس زبان خارجی و مترجمی در شرکت‌های بازرگانی مشغول بوده که اولی به دلیل بالارفتن شهریه‌ها و آنلاین شدن کلاس‌ها و دومی به دلیل قطعی اینترنت بین‌الملل به حالت تعلیق درآمده است. او مستأجر است و خانواده چهارنفره‌اش باید از صبح تا شب کار کنند تا بتوانند اجاره‌بها و هزینه‌های سنگین زندگی در پایتخت را بپردازند. 


امیر در یک کارگاه کیف‌دوزی در محدوده سرچشمه تهران کار می‌کرد. مشکلات فروش و بی رونق بودن بازار شب عید باعث شد تا کارگاه به صورت نیمه تعطیل درآید و درست در آخرین روز سال پیش، کارفرما عذر او را بخواهد.


وی که به تازگی تشکیل خانواده داده امیدوار است بتواند تابستان امسال قرارداد اجاره خانه‌اش را تمدید کند، موضوعی که به گفته خودش با وضعیت فعلی برایش ممکن نیست.


مریم، بلاگر است. او که علاقه‌ای به کار بیرون از منزل ندارد، چند سالی می‌شود  که به فروش آنلاین محصولات آرایشی و بهداشتی می‌پردازد. او، نمایندگی یک برند خارجی را به عهده دارد و به غیر از اقوام و دوستان، مشتری‌های خوب دیگری هم پیدا کرده. حالا اما مریم بیکار شده، چون نه اینترنتی برای تبلیغ کار و ارتباط با مشتریانش دارد و نه بنیه مالی که بتواند قیمت‌های سرسام‌آور کالاهای خارجی را با ارز آزاد بپردازد.

جنگ، عامل تغییر بسترهای اجتماعی


یک جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه در رابطه با این موضوع  می‌گوید: در علم جامعه‌شناسی، جامعه یک نهاد  پویا محسوب می‌شود که مسائل اجتماعی در آن زنجیروار به هم مرتبط هستند و هر تغییری در هر بخش از جامعه، سایر حوزه‌ها را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. 


وی نیازهای انسان را به سه بخش زیستی، روانی و اجتماعی تقسیم می‌کند و می‌گوید: سلامت جسمی، روحی و اجتماعی و معنوی انسان‌ها به برآورده شدن این نیازها بستگی دارد. به همان نسبت، پاسخ ندادن به آن‌ها، ناکامی، اضطراب، انزوا و پرخاشگری را به همراه می‌آورد.


او ادامه می‌دهد: عوامل پیش‌برنده در هر جامعه، قوانین اجتماعی آن جامعه است. جنگ به عنوان یک بحران، منجر به ایجاد تغییرات شدیدی در بسترهای اجتماعی می‌شود و اثرات مثبت و منفی آن در همه جا برجای می‌گذارد. جنگ می‌تواند جوامع بشری را دور هم جمع کند و آن‌ها را متحد سازد تا بر د شمن غلبه کنند، اما آثار منفی آن، خود را به صورت ویرانی، کشتار و خسارات مالی و جانی نشان می‌دهد. جنگ، آثار پنهانی هم دارد که جامعه را سال‌ها درگیر خود نگه می‌دارد. 


از هم‌گسیختگی روانی


این جامعه‌شناس، تاب‌آوری افراد را عاملی تعیین‌کننده در میزان تأثیرپذیری جامعه می‌داند و می‌گوید: در شرایط جنگی، برهم خوردن تعادل بازار عرضه و تقاضا موجب بروز مشکلاتی در  چرخه اقتصادی کشور می‌شود. اختلالاتی که در تولید ایجاد می‌شود، بر میزان تقاضا اثر منفی می‌گذارد و در درازمدت، برخی افراد را از چرخه تولید و اشتغال خارج می‌کند. نتیجه این اتفاق، افزایش تورم و نرخ بیکاری است که اولین دستاوردش به خطر افتادن معیشت مردم خواهد بود. وقتی امنیت مالی و معیشتی مردم به خطر بیفتد، حس امنیت فردی  از بین می‌رود و سلامت روان اقشار مختلف دچار آسیب می‌شود. درنتیجه اضطراب و افسردگی در سطح جامعه بیشتر خود را نشان می‌دهد و به همان اندازه نقش افراد در سازندگی، آبادانی و تحکیم روابط اجتماعی، کمرنگ می‌شود.


این مدرس دانشگاه، کاهش اعتماد در جامعه را یکی دیگر از تبعات سوء جنگ معرفی می‌کند و می‌گوید: در شرایط جنگی، افراد معمولا به دنبال نجات خودشان هستند، نسبت به هم بی‌اعتماد می‌شوند و از هر ابزاری برای بقای خود استفاده می‌کنند. تعدیل نیرویی که در مراکز تجاری، صنعتی و تولیدی اعمال می‌شود، نمونه بارز  آن است، چون این مراکز برای این‌که خودشان دوام پیدا کنند از تعداد نیروهایشان می‌کاهند. 

افزایش تاب‌آوری


رضایی تأکید می‌کند: حمایت از افراد، وظیفه دولت و حاکمیت است اما این دلیل نمی‌شود که مردم تاب‌آوری خود را بالا نبرند. خوشبختانه هنوز در کشور ما میزان تاب‌آوری مردم، خوب و درصد مشارکت‌های مردمی در جامعه بالاست، اما ممکن است این مقاومت  در درازمدت بشکند و چالش‌های اقتصادی ناشی از جنگ، موجب گسست برخی خانواده‌ها شود. 


این جامعه‌شناس، وجدان عمومی را برآیندی از خواسته‌ها، امیال و آرزوهای یک ملت توصیف می‌کند و می‌گوید: در حال حاضر وجدان عمومی مردم، تحت‌الشعاع جنگ قرار گرفته و وظیفه همه ما این است که آن را به سمت همیاری و دگریاری هدایت کنیم. وقتی تاب‌آوری کم می‌شود، انصاف نیز کاهش می‌یابد. با هدایت وجدان عمومی به سمت ایثار و گذشت، سرمایه‌های اجتماعی بازتولید می‌شوند. 
رضایی معتقد است: با آن که امروز، کشور ما یک سوگ عمومی را تجربه می‌کند و از دست رفتن اموال، حس اعتماد و امنیت را در هموطنان کمرنگ کرده است، اما می‌توان با دوست داشتن یکدیگر و تقویت وجدان عمومی، این اعتماد و امنیت آسیب‌دیده را دوباره ترمیم کرد و به جامعه برگرداند.

 
اضطراب و استرس پس از سانحه 


زینب ولیان، کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی هم آثار جنگ را در افرادی که مستقیما در معرض آن قرار گرفته‌اند با کسانی که به طور غیرمستقیم از جنگ تأثیر پذیرفته‌اند، متفاوت می‌داند. او استرس پس از سانحه را یکی از آثار مخرب روان‌شناختی دوران جنگ می‌داند و می‌گوید: یادآوری خاطرات و صحنه‌های وحشتناک و مرور آن‌ها در ذهن، آثار زیانباری را در افراد باقی می‌گذارد که تا مدت‌ها ادامه پیدا می‌کند. 


وی اضطراب مزمن را از دیگر پیامدهای روان‌شناختی جنگ بیان می‌کند و می‌گوید: در شرایط ناامن، مغز انسان‌ها در حالت هشدار و نگرانی دائم قرار می‌گیرد. این حالت در شرایطی که دورنمای جنگ روشن نباشد، حادتر و به علائم بالینی مثل اضطراب فراگیر، تپش قلب و بی‌خوابی منجر می‌شود که گاهی نیازمند مصرف داروهای روان‌پزشکی است. 
ولیان ادامه می‌دهد: اضطراب مزمن در نهایت به افسردگی می‌انجامد و این حالت در افرادی که اموال یا عزیزان خود را در جنگ از دست داده‌اند شدیدتر است. افسردگی در افرادی که در معرض مستقیم جنگ نبوده‌اند هم وجود دارد؛ چون امید به زندگی در آن‎ها کاهش پیدا کرده و حس عمیقی از ناامنی جایگزین آن شده است. 

کودکان، آسیب‌پذیرترند


این روان‌شناس بالینی تأکید می‌کند: جنگ، فرصت سوگواری را از افراد می‌گیرد و پیگیری مدام اخبار و گوش دادن به شایعات، اختلالات عمیقی در آن‌ها ایجاد می‌کند. در این میان، کودکان آسیب‌پذیرتر هستند، چون میزان تاب‌آوری‌شان کمتر است. آن‌ها تا حد ممکن نباید در معرض اخبار جنگ و تحلیل‌های والدینشان در میهمانی‌های خانوادگی قرار بگیرند. افت تحصیلی، پرخاشگری، شب‌ادراری و اختلالات رشدی و شخصیتی، از عواقب توجه نکردن والدین به فرزندان خود در دوران جنگ است. 


ولیان با اشاره به تبعات اجتماعی جنگ می‌گوید: تجربه نشان داده است که ایرانیان در مواقع بحرانی، همبستگی اجتماعی خوبی دارند، اما احساس ناامنی و بی‌عدالتی در جنگ، امری گریزناپذیر است. نظام اخلاقی در جنگ معنا ندارد و با متزلزل شدن ارزش‌ها در افراد، آن‌ها به خود حق می‌دهند که هر کاری دلشان می‌خواهد، انجام بدهند. در چنین شرایطی، جامعه دچار هرج و مرج ذهنی می‌شود و بطور طبیعی آمار تخلفات بالا می‌رود. 

بمباران رسانه‌ای یا موشکی؟!


وقتی افراد یک جامعه به سواد رسانه‌ای مجهز نباشند، تشخیص سره از ناسره مشکل می‌شود و بررسی مدام اخبار، عوارض روان‌شناختی را افزایش می‌دهد. 


ولیان با بیان این موضوع می‌افزاید: قدرت بمباران رسانه‌ای کمتر از بمباران‌ موشکی نیست و تنها کسانی می‌توانند از این معرکه جان سالم به در ببرند که از اخبار دور بمانند. به این موضوعات باید گفتگوها و تحلیل‌های خانوادگی و محفلی در زمان جنگ را هم اضافه کرد که موجب جدل‌های بین‌فردی می‌شود و ناامنی مضاعفی به همراه می‌آورد. 


او واقع‌بینی و دوراندیشی را نقطه مقابل فاجعه‌سازی در جنگ می‌داند و معتقد است: انجام برنامه‌های روزانه و هر کاری که ذهن را از جنگ منحرف کند، گذر زمان را راحت‌تر می‌کند. انجام ورزش‌های سبک و پرهیز از فعالیت‌های سنگین و تنش‌زا به کاهش میزان هیجان و استرس کمک می‌کند. 


ما باید بپذیریم که اضطراب در شرایط جنگی طبیعی است. با این همه گاهی کنترل ذهن از دست افراد خارج می‌شود و آموزش مهارت‌های روان‌شناختی را الزامی می‌سازد. در چنین مواردی مراجعه به روان‌شناس، بسیار کمک‌کننده است؛ به خصوص برای کودکان که بیشتر در معرض آسیب‌های روانی قرار دارند. افرادی که در این گزارش صحبت کردند، کارشناس جنگ نیستند، اما مصائب جنگ را می‌شناسند؛ مصائبی که تک‌تک افراد جامعه آن را لمس کرده‌اند و اگر فکری برای این مشکلات نشود، می‌تواند پساجنگی سخت‌تر از زمان بمباران در پی  داشته باشد.   

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha