سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳
کد خبر: 398439

مدل توسعه‌ای که در دولت‌های مختلف می‌بینیم بهره‌کشی حداکثری از منابع است. در این سیاست‌ها محیط زیست یک امر اولویت‌دار نبوده و حتی با اعمال پیوست‌های محیط زیستی برای پروژه‌ها باز هم به دلیل تعارض منافع، شاهد درهم آمیختگی الگوهای توسعه در لایه‌های مختلف حکمرانی و قربانی شدن محیط زیست هستیم.

سیاست‌های نادرست محیط زیست را قربانی می‌کند

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات،  این روزها دولت در حال اجرای برنامه هفتم توسعه است. مردم به تجربه زیسته و البته بنابر آمارها و پژوهش‌ها می‌بینند که توسعه بدون توجه به محیط زیست چگونه رنج‌هایی مانند آلودگی هوا، آلودگی منابع آب و خاک، خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها و دیگر بحران‌ها را به همراه می‌آورد. آیا درکی از توسعه همراه با ملاحظات زیست‌محیطی وجود دارد؟


دکتر معصومه اشتیاقی، جامعه‌شناس و پژوهشگر انجمن بین‌المللی جامعه‌شناسی محیط زیست در آستانه روز جهانی محیط زیست (جمعه ۱۵ خرداد) در پاسخ به این پرسش گفت: اساسا در دولت‌های مختلف و حتی دولت‌های مدعی حفاظت از محیط زیست، سیاست‌ها و برنامه‌های ضد و نقیضی را می‌بینیم که در یک بازه زمانی در تداخل با برنامه‌های حفاظت محیط زیست، منابع آب و خاک را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند؛ مانند پروژه‌های سدسازی یا همان پروژه پتروشیمی «میانکاله» که خود من درگیر آن بودم.  توسعه میادین نفتی و فعالیت‌های صنعتی در حاشیه تالاب‌ها در جنوب کشور هم از این جمله‌اند.


بهره‌کشی حداکثری از محیط زیست


اشتیاقی افزود: مدل توسعه‌ای که در دولت‌های مختلف می‌بینیم بهره‌کشی حداکثری از منابع است. در این سیاست‌ها محیط زیست یک امر اولویت‌دار نبوده و حتی با اعمال پیوست‌های محیط زیستی برای پروژه‌ها باز هم به دلیل تعارض منافع، شاهد درهم آمیختگی الگوهای توسعه در لایه‌های مختلف حکمرانی و قربانی شدن محیط زیست هستیم.


او ادامه داد: ما جزو کشورهای با بیشترین منابع طبیعی هستیم ولی چون مدل توسعه‌ای ما حداکثر درآمدزایی با بهره‌کشی از محیط زیست است، با زوال منابعمان مواجهیم؛  مثل فرونشست زمین که ناشی از بهره‌کشی بیش از حد از منابع آبی است و وضعیت منابع آبی که در اثر کشاورزی سنتی یا توسعه بی‌رویه شهرها و افزایش جمعیت و موارد این چنینی دچار بحران کنونی شده‌اند.


مهاجرت اجباری


این کنشگر محیط زیست  پیرامون موضوع خشکسالی و تغییر اقلیم و آتش‌سوزی جنگل‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین معضلات محیط زیستی و این که این بحران‌ها چه اثری بر جامعه خواهد داشت گفت: وقتی محیط زیست و منابع طبیعی کشوری در مسیر اضمحلال و فرسایش قرار گیرد، جامعه از زوایای مختلف تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. بخش بزرگی از اقتصاد جامعه ایران وابسته به آب و خاک است، از این‌رو مباحث مربوط به خشکسالی و آلودگی‌های خاک، قطعا تأثیر خود را بر زیست روزمره مردم دارد. این مسأله را البته باید فراتر ببینیم، وقتی محیط زیست ما تحت‌الشعاع قرار گیرد و با انواع بحران‌ها مواجه شویم، اساسا پایداری سرزمینی نشانه گرفته می‌شود. به طور مثال اگر نتوانیم مسأله آب را حل کنیم، به لحاظ صنایع و اقتصاد کشاورزی دچار چالش‌های جدی‌تر خواهیم شد.


اشتیاقی با اشاره به این که همین حالا هم در مناطق خشک و خالی از آب یا کم‌آب با «مهاجرت اجباری» مواجه هستیم، درباره پیامدهای این موضوع توضیح داد: مهاجرت، پیامدهای چندلایه‌ای مثل ازدست دادن اشتغال و به خطر افتادن هویت دارد. این «از جا کنده شدن»، فرد را دچار احساس طردشدگی و بی‌پناهی و استیصال می‌کند. حس ناامنی و از بین رفتن کیفیت زندگی، از آثار قابل‌توجه این مهاجرت‌هاست. به عنوان نمونه تهران را ببینید، در نتیجه انباشت بحران‌ها، دولت‌ها از مردم می‌خواهند که از تهران مهاجرت کنند، در حالی که درک درستی از منافع مردم در ذهن سیاستمداران وجود ندارد. چطور به راحتی می‌توان به کسانی که سال‌ها زیست و سرمایه‌گذاری خود را در این شهر انجام داده‌اند گفت که ما قادر به حل مشکلات این شهر نیستیم و شما مهاجرت کنید؟ 


این جامعه‌شناس خاطرنشان کرد: الان جمعیت زیادی از یکی از استان‌های مرکز کشور به استان‌های شمالی مهاجرت کرده‌اند. من خودم در مازندران بزرگ شده‌ام و به چشم می‌بینم که این نگاه در جامعه محلی وجود دارد که این مهاجران در حال تخریب جامعه و گرفتن منابع ما هستند. همین مسأله خشونت پنهانی را در جامعه محلی نسبت به مهاجران ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، مگر شهرهای شمالی تا چه اندازه جا دارد که این حجم از مهاجران را در خود جای دهد؟ این مسأله کشور را دچار چالش امنیتی کرده، چون چالش محیط زیستی یک چالش امنیتی هم است.  


آگاهی منجر به مشارکت می‌شود


اشتیاقی گفت: جامعه در مسائل محیط زیست، اول دولت‌ها را مسئول می‌داند، چون حفاظت از تمامی منابع دست دولت‌هاست و به اعتقاد من مشارکتی کردن مدل حکمرانی می‌تواند به حل مسائل کمک کند.  

    
وی افزود: افزایش میزان تحصیلکردگان از سویی و ملموس شدن بحران‌های محیط زیستی از سوی دیگر، در افزایش آگاهی جامعه مؤثر است. آگاهی قطعا مسیر مطلوبی است که می‌تواند حساسیت‌های جامعه را افزایش دهد ولی به‌تنهایی چاره کار نیست و باید توأم با تغییر نگرش، تغییر ارزش‌ها و هنجارها و ایجاد مسیرهای مشارکت باشد. مشارکت زمانی معنا دارد که تک‌تک افراد جامعه، منابع محیط زیستی را جزو دارایی های اجتماعی خودشان بدانند و برای حفاظت از آن‌ها پیش‌قدم شوند. چه بسا در موضوع آتش‌سوزی جنگل‌ها جامعه محلی برای مهار آتش پیش‌قدم می شود، چون جنگل را در پیوند با زندگی خود می‌بیند.


اشتیاقی با بیان این که وقتی ساز و کارهای مشارکت فراهم نیست یا ضعیف است، جامعه هم به حد کفایت، عاملیت و کنشگری ندارد افزود: مثلا در موضوع «پسماند»، این‌که شهروندان می‌بینند مدیریت شهری در حل این موضوع درست عمل نمی‌کند و زمینه برای مشارکت مردم هم فراهم نیست یا قوانین، بازدارندگی کافی ندارد، روی میزان کنشگری آن‌ها اثر دارد. باید هزینه‌های مشارکت کاهش یابد و افراد، اثربخشی خود را ببینند نه این که مثلا من شهروند برای حفاظت رودخانه‌ها تلاش کنم و همزمان شاهد صدور پروانه از سوی دولت برای «ساختمان‌سازی در حاشیه رود» یا «معدن‌کاوی» باشم.  


نفع جامعه محلی در برنامه های زیست محیطی


اشتیاقی درباره نقش مسائل و مشکلات زیست‌محیطی در شکل گیری نارضایتی ها گفت: برای پاسخ به این سؤال شما فقط تالاب‌ها را ببینید. ممکن است زیست یک فرد مانند اجدادش، وابسته به «اکوسیستم تالاب» باشد.

او از نیزارهای آن استفاده می‌کند، ماهی می‎گیرد و در برخی جاها گاومیش‌های او هم در تالاب نگهداری می‌شوند. زمانی که این اکوسیستم به دلایل مختلف مثل کم‌آبی، زدن سدهای متعدد در مسیر رودخانه‌های منتهی به تالاب و استفاده صنایعی مانند پتروشیمی از آب آن‌ها که هیچ نفعی برای جامعه محلی ندارد، در مخاطره قرار می‌گیرد، قطعا نارضایتی افزایش می‌یابد. اساسا در جنوب کشور، توسعه صنایع نفت و گاز و پتروشیمی باعث توسعه و افزایش درآمد و کیفیت زندگی جوامع محلی نشده است. وقتی جامعه محلی در این مدل توسعه خود را متضرر می بیند، قطعا نارضایتی ها دائم تشدید می شود. 
وقتی سیاست‌هایی بدون دیدن نفع جامعه محلی تدوین می‌شود نتیجه همان است که در دریاچه ارومیه می‌بینیم. دولت‌ها برای حل چنین مسائلی به صورت دستوری و بدون تعریف معیشت جایگزین برای جوامع محلی عمل می‌کنند که هرگز مثمرثمر نیست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha