به گزارش سلامت نیوز به نقل از healthshots، در سالهای اخیر، واژه «تروما» به یکی از پرکاربردترین اصطلاحات در فضای مجازی و گفتوگوهای روزمره تبدیل شده است. از یک روز کاری سخت گرفته تا پایان یک رابطه عاطفی یا یک مشاجره، بسیاری از افراد این تجربهها را «تروما» توصیف میکنند. با این حال، روانشناسان تأکید میکنند که هر تجربه ناخوشایندی تروما محسوب نمیشود و تشخیص درست این دو مفهوم برای سلامت روان اهمیت زیادی دارد.
تروما چیست؟
از نگاه روانشناسی، تروما تنها به معنای احساس ناراحتی یا استرس نیست.
تروما به تجربهای گفته میشود که بهشدت آزاردهنده، تهدیدکننده یا فراتر از توان فرد برای کنار آمدن با آن باشد و آثار روانی ماندگاری بر جای بگذارد. در چنین شرایطی، فرد ممکن است احساس درماندگی، ناامنی یا ناتوانی در کنترل وضعیت داشته باشد.
نمونههایی از رویدادهای آسیبزا عبارتاند از:
- آزار جسمی یا عاطفی
- سوءاستفاده جنسی
- غفلت شدید در دوران کودکی
- خشونت خانگی
- بلایای طبیعی
- تصادفهای شدید
- بیماریهای جدی
- از دست دادن یکی از نزدیکان
این تجربهها میتوانند نگاه فرد به خود، دیگران و جهان پیرامون را تغییر دهند.
ناراحتی یا پریشانی عاطفی چیست؟
در مقابل، پریشانی یا ناراحتی عاطفی بخشی طبیعی از زندگی انسان است.
احساساتی مانند غم، اضطراب، ناامیدی، خشم، احساس طردشدگی یا سوگواری، واکنشهای طبیعی به اتفاقات دشوار زندگی هستند؛ مانند:
- شکست در امتحان
- پایان یک رابطه عاطفی
- انتقاد در محیط کار
- اختلاف با اعضای خانواده
این تجربهها ممکن است بسیار دردناک باشند، اما لزوماً تروما محسوب نمیشوند.
چرا واژه «تروما» بیش از گذشته استفاده میشود؟
به گفته متخصصان، افزایش آگاهی عمومی درباره سلامت روان و گسترش شبکههای اجتماعی باعث شده افراد راحتتر درباره احساسات خود صحبت کنند؛ اتفاقی که از کاهش انگ مشکلات روانی حکایت دارد.
اما در عین حال، فضای مجازی گاهی مفاهیم تخصصی روانشناسی را بیش از حد سادهسازی میکند و واژههایی مانند «تروما»، «تریگر (محرک روانی)»، «گسلایتینگ» و «خودشیفته» بدون دقت علمی به کار میروند.
تروما چه پیامدهایی دارد؟
تروما میتواند عملکرد روزمره فرد را برای مدت طولانی تحت تأثیر قرار دهد و با علائمی مانند موارد زیر همراه باشد:
- اختلال خواب و کابوس
- یادآوریهای ناخواسته و مکرر حادثه
- اضطراب شدید
- بیحسی عاطفی
- کاهش تمرکز
- مشکلات ارتباطی و بیاعتمادی
- احساس خطر دائمی یا گوشبهزنگ بودن
در برخی موارد نیز تروما میتواند به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یا سایر اختلالات روانپزشکی منجر شود.
در مقابل، ناراحتی عاطفی معمولاً موقتی است و با گذشت زمان، سازگاری با شرایط یا دریافت حمایت از خانواده، دوستان یا متخصص سلامت روان کاهش مییابد.
چگونه باید با پریشانی عاطفی برخورد کرد؟
متخصصان تأکید میکنند که نباید ناراحتی عاطفی را کماهمیت دانست. هر فرد تجربه، توان مقابله و میزان تابآوری متفاوتی دارد و آنچه برای یک نفر قابلتحمل است، ممکن است برای دیگری بسیار دشوار باشد.
همدلی، گوش دادن بدون قضاوت و تشویق فرد به دریافت کمک در صورت نیاز، بهترین راه حمایت از سلامت روان است.
کارشناسان معتقدند استفاده دقیق از واژهها اهمیت زیادی دارد. اگر هر تجربه استرسزا را «تروما» بنامیم، ممکن است شدت آسیب افرادی که واقعاً دچار تروما شدهاند نادیده گرفته شود.
در عین حال، هیچ نوع رنج روانی نباید بیاهمیت تلقی شود. چه تروما باشد و چه پریشانی عاطفی، حمایت، همدلی و در صورت لزوم مراجعه به متخصص سلامت روان، نقش مهمی در روند بهبود دارد.

نظر شما