به گزارش سلامت نیوز به نقل از سازندگی، انتشار ویدئویی کوتاه اما تکاندهنده در شبکههای اجتماعی از محل دپوی زباله در شهرستان تالش، بار دیگر بحران کهنه، ساختاری و زیستمحیطی پسماند در استان گیلان را به صدر اخبار بازگرداند.
در این تصاویر، گاوها در حال چریدن و تغذیه در میان انبوهی از زبالهها دیده میشوند؛ زبالههایی که پسماندهای خطرناک بیمارستانی و عفونی نیز بخشی از آنهاست. این تصویر عریان از فروپاشی استانداردهای بهداشتی، خشم عمومی را برانگیخته و ناظران را نسبت به ورود آلودگیهای میکروبی و شیمیایی به زنجیره غذایی و سفره مردم منطقه نگران کرده است.
اما بررسی توالی رویدادها و اظهارات مقامات در ماههای گذشته نشان میدهد که فاجعه تالش، نه یک حادثه منزوی بلکه نمادی از یک «ابرمعضل» سراسری است که سراسر خطه سبز شمال ایران را در خود غرق میکند.
پیشینه بحران: مهاجرت، گردشگری و زبالههای دو برابر شده
برای درک ابعاد این بنبست زیستمحیطی باید به اردیبهشتماه ۱۴۰۵ بازگشت؛ زمانی که مرتضی عاطفی، رئیس سازمان پسماند گیلان، در همایش مدیریت گردشگری سبز در بندر انزلی زنگ خطر را بهصدا درآورد. به گفته عاطفی تا پیش از موج گسترده مهاجرتهای داخلی به استان گیلان، روزانه ۲ هزار و ۵۰۰ تن زباله در این استان تولید میشد. اما این رقم اکنون به دوبرابر- یعنی ۵ هزار تن در روز- افزایش یافته است.
هادی حقشناس، استاندار گیلان، نیز با اتکا به آمارهای مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی تأکید کرد که حدود ۱۸ درصد از کل زباله تولیدی این استان مستقیماً ناشی از حضور مسافران و گردشگران است.
فشاری مضاعف بر زیرساختهای سنتی و فرسوده دهیاریها و شهرداریها که توان مدیریت این حجم از پسماند را ندارند. رئیس سازمان پسماند گیلان در همان اردیبهشتماه اعتراف کرد که روشهای دفن زباله در استان همچنان «غیربهداشتی و سنتی» است و اگر تصمیم قاطعی گرفته نشود این استان در سالهای آینده بهطور کامل در زباله دفن خواهد شد.
در همین حال فرهاد حسینیطایفه، مدیرکل حفاظت از محیطزیست گیلان، از یک رسوایی مدیریتی دیگر پرده برداشت. او اعلام کرد که در هیچکدام از ۵۲ شهر استان گیلان حتی یک «تصفیهخانه فعال شیرابه پسماند» وجود ندارد. بهعبارت دیگر چرخهای که باید شامل تفکیک از مبدأ، پردازش، دفن بهداشتی و مهار شیرابههای سمی باشد، در گیلان عملاً وجود خارجی ندارد و مراکز مدیریت پسماند استان همگی ناقص رها شدهاند.
اوج فاجعه
توالی بحران در اواسط تیرماه به اوج خود رسید. در ۱۳ تیرماه رسانههای داخلی ویدئوی چراگاه دامها در دپوی زباله تالش را منتشر کردند. تالش، منطقهای که به دلیل جغرافیای خاص خود و فاصله اندک میان کوه، جنگل، سکونتگاه و دریا بهشدت آسیبپذیر است، ناگهان خود را در مواجهه با یک بمب ساعتی بیولوژیک دید. مدیریت ناکارآمد پسماندهای بیمارستانی که براساس ضوابط بینالمللی باید ابتدا بیخطرسازی، خرد سپس بهصورت کاملاً مجزا دفن شوند، در تالش عملاً در فضای باز و در دسترس حیوانات رها شده بود. پسماندهایی که میتوانند حامل عوامل عفونی و اشیای برنده باشند به منبع تغذیه دامی تبدیل شدند که شیر و گوشت آن به سرعت وارد چرخه مصرف شهروندان میشود. واکنشهای دولتی به این فضاحت رسانهای طبق الگوهای همیشگی، فوری و در سطح صدور دستورات اداری بود. در ۱۹ تیرماه هادی حقشناس، استاندار گیلان، در تماسهای تلفنی اضطراری با رئیس دانشگاه علوم پزشکی، مدیر سازمان پسماند استان و فرماندار و شهردار تالش، خواستار «بررسی فوری» و «محصورسازی چهار ضلع محل دفن زباله» شد. استاندار با اعلام اینکه سلامت مردم «خط قرمز» اوست، دستور تفکیک زبالههای بیمارستانی از عادی و ارائه گزارش جامع از سراسر استان را صادر کرد.
دفن شده زیر کوهی از زباله
اگرچه مسئولان استانی تلاش میکنند، مقصر اصلی را رشد مهاجرت و هجوم گردشگران معرفی کنند اما واقعیت مکتوم، نبود اراده و زیرساختهای مدرن دولتی برای بازیافت و تصفیه شیرابهها در طول دهههای گذشته است. زباله در گیلان دیگر یک موضوع خدماتی ساده نیست؛ نفوذ شیرابهها به سفرههای زیرزمینی، فقدان تصفیهخانه در تمامی ۵۲ شهر استان و حالا آمیختگی دام با پسماندهای عفونی این خطه سبز را به یک تهدید بیولوژیک جدی برای سلامت عمومی تبدیل کرده است. دستورات اضطراری برای دیوارکشی دپوی تالش، مسکّنی موقت بر پیکر استانی است که به گفته مدیرانش در حال دفن شدن زیر کوهی از زباله است.

نظر شما