به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، نشستی تخصصی درباره وضعیت ریختن پساب کارخانههای ید اطراف تالاب اینچه برگزار شد. در این نشست، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی ادارهکل حفاظت محیطزیست گلستان گفت که پسابهای ریختهشده در این تالاب مشکلی ندارند و مدام مورد رصد و بررسی سازمان محیطزیستاند. چند روز قبل اما سازمان بازرسی استان گلستان خبر از بررسی وضعیت این پسابها و اثرات تخریبی آن داد. پسابی که در برخی بخشهای تالاب لایههایی از رسوبات شور، مواد معدنی و لجن ایجاد کرده و در بلندمدت بر کیفیت خاک و آب زیرزمینی تأثیر میگذارد. بهعلاوه، در صورت کاهش سطح آب، این لایهها در معرض خشکشدن قرار گرفته و به ذرات ریز قابلانتقال در هوا تبدیل میشوند که این مسئله زمینهساز شکلگیری کانونهای گردوغبار خواهد بود.
سیدمجتبی حسینی، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی ادارهکل حفاظت محیطزیست گلستان، در نشست علمیتخصصی شورابه، ید و آینده گلستان که توسط بنیاد علمی و مؤسسه سبزگامان دکتر بسکی در گنبدکاووس که ۱۸ تیرماه برگزار شد، گفت که این سازمان از همان ابتدای فعالیت واحد استحصال یُد در گلستان بر فعالیت آن نظارت داشته و همچنان دارد. به گفته او، نمونه پساب این واحد تولیدی بهصورت مستمر در معتبرترین واحدهای آزمایشگاهی کشور و این استان مورد سنجش قرار میگیرد و اگر نتایج آزمایشات خارج از استانداردهای محیطزیستی باشد، تذکرات لازم به واحد جهت اصلاح داده میشود. «استخراج یُد از معادن این ماده شیمیایی برای نخستینبار از اوایل دهه ۸۰ بهعنوان صنعتی ناشناخته در این استان شروع شد. بخش زیادی از پساب واحدهای استحصال یُد در گلستان با تکنولوژی جدید به زمین تزریق میشود و هیچ نگرانی بابت آلودگی محیطزیست توسط این واحدها وجود ندارد. همچنین یکی از شرایط صدور مجوز برای سرمایهگذاران استحصال یُد در گلستان، تزریق پساب به داخل زمین است.»
در آن نشست، رسول قربانی، عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان هم با اشاره به انجام یک پروژه تحقیقاتی در سال ۱۴۰۲ در مورد پساب واحد تولید یُد در آققلا و تأثیر آن بر تالاب اینچه گلستان گفت که نتایج این تحقیق نشان داد که پساب این واحد تولیدی یُد نهتنها از خشکشدن این پهنه آبی به مساحت تقریبی ۹۷۵ هکتار جلوگیری کرده، بلکه سبب احیای آن نیز شده است.
اما این صحبت در حالی در هفتههای اخیر مطرح شد که چند روز قبل سازمان بازرسی استان گلستان با هدف بررسی ابعاد حقوقی، مدیریتی و محیطزیستی موضوع، پرونده تالاب اینچه را باز کرده است و عبدالله آقاعلیخانی، مدیرکل بازرسی گلستان، در اینباره به تسنیم گفته که بر اساس دادههای اولیه کارشناسی، در برخی بخشهای تالاب لایههایی از رسوبات شور، مواد معدنی و لجنهای ناشی از ورود پساب صنعتی مشاهده شده که ضخامت آنها در برخی نقاط به نیم تا یک متر میرسد. این نوع رسوبات معمولاً دارای ترکیبات پیچیدهای از نمکها و مواد محلول هستند که در صورت تغییر شرایط آبی، رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند.
به گفته او، از منظر ژئوشیمیایی این رسوبات میتوانند در بلندمدت بر کیفیت خاک و آب زیرزمینی تأثیر بگذارند. همچنین در صورت کاهش سطح آب، این لایهها در معرض خشکشدن قرار گرفته و به ذرات ریز قابلانتقال در هوا تبدیل میشوند که این مسئله زمینهساز شکلگیری کانونهای گردوغبار خواهد بود. «اما اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم این تغییرات بهصورت تدریجی و در بازه زمانی چندساله رخ داده و در نتیجه مدیریت آن نیز نیازمند برنامهریزی بلندمدت و چندبخشی است و توسعه سطحی تالاب لزوماً به معنای بهبود وضعیت اکولوژیک آن نیست، بلکه ممکن است با افزایش بار آلودگی و تغییر ترکیب شیمیایی آب همراه باشد. بنابراین نمیتوان این افزایش را صرفاً یک شاخص مثبت دانست، بلکه باید آن را در چارچوب یک تغییر ساختاری بررسی کرد که پیامدهای آن در آینده ممکن است بهمراتب پیچیدهتر از وضعیت فعلی باشد.»
او تأکید کرده که اگر ورود پساب متوقف شود، احتمال خشکشدن بخشی از تالاب و ایجاد کانونهای گردوغبار وجود دارد. اگر ادامه یابد، خطر انباشت بیشتر رسوبات و تشدید آلودگی مطرح است و بنابراین تصمیمگیری در این زمینه نیازمند مدلسازی دقیق، سناریوسازی علمی و بررسی بلندمدت آثار هر گزینه است.
پژوهشهای داخلی از تغییر رژیم هیدرولوژیکی تالاب خبر میدهد
جامعترین مطالعه منتشرشده درباره وضعیت کنونی تالاب اینچه را رسول قربانی، رحمان پاتیمار، سیدعباس حسینی و همکاران در سال ۲۰۲۶ در مجله Scientific Reports انجام دادند. این پژوهش با عنوان Impacts of iodine factory effluents on the water quality and ecosystem health of Incheh Lagoon in Iran کیفیت آب تالاب را پس از حدود پانزده سال ورود پسابهای مرتبط با استحصال ید بررسی کرده است. پژوهشگران با نمونهبرداری در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نشان دادند که کانالهای تخلیه پساب صنعتی، مهمترین منبع ورود آلایندهها به تالاب هستند و این موضوع ترکیب شیمیایی آب و شرایط زیستی آن را تحت تأثیر قرار داده است. نویسندگان هشدار میدهند که اگر روند کنونی ادامه یابد، خطر تجمع فلزات سنگین و کاهش سلامت اکوسیستم تالاب افزایش خواهد یافت و بر همین اساس، مدیریت پسابهای صنعتی و پایش مستمر کیفیت آب را ضروری دانستهاند.
پیش از انتشار این مطالعه نیز پژوهشهای داخلی از تغییر رژیم هیدرولوژیکی تالاب خبر داده بودند. این تحقیقات نشان میدادند که در دهههای گذشته، سطح آب تالاب به دلیل خشکسالی و کاهش منابع تغذیه طبیعی روندی کاهشی داشته است، اما پس از آغاز ورود پساب کارخانه ید، وسعت آبگیر دوباره افزایش یافت. با این حال، پژوهشگران تأکید کردهاند که افزایش سطح آب، لزوماً به معنای احیای تالاب نیست؛ زیرا منشأ این آب طبیعی نبوده و میتواند ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی تالاب را دگرگون کند.
مطالعات رسوبشناسی انجامشده در این تالاب نیز تصویری دوگانه ارائه میکنند. نتایج این پژوهشها نشان میدهد که اگرچه شاخص کلی آلودگی رسوبات هنوز در محدوده بحرانی قرار ندارد، اما غلظت برخی عناصر، بهویژه آرسنیک، در بعضی نقاط بالاتر از مقدار طبیعی است و همین مسئله ضرورت پایش بلندمدت را برجسته میکند. به اعتقاد پژوهشگران، ادامه ورود آلایندهها میتواند در آینده خطرات اکولوژیکی بیشتری ایجاد کند.
مقایسه این یافتهها با سایر تالابهای شمال ایران نیز روندی مشابه را نشان میدهد. برای نمونه، فاطمه کچوئیان، عبدالرضا کرباسی، تورج نصرآبادی و همکاران در مقالهای که سال ۲۰۲۴ در مجله Marine Pollution Bulletin درباره تالاب گمیشان منتشر کردند، گزارش دادند که آرسنیک بیشترین میزان غنیشدگی را در رسوبات دارد، هرچند شاخص کلی خطر اکولوژیک هنوز پایین ارزیابی شده است. این پژوهش نشان میدهد که تالابهای ساحلی شمال ایران در معرض الگوی مشابهی از فشارهای محیطزیستی قرار دارند؛ الگویی که در آن تجمع تدریجی فلزات سنگین، پیش از آنکه به بحران آشکار تبدیل شود، آغاز شده است.
برآیند مطالعات علمی موجود نشان میدهد مهمترین تهدید تالاب اینچه دیگر صرفاً خشکسالی نیست، بلکه تغییر در منشأ تأمین آب تالاب است. ورود پسابهای صنعتی توانسته از خشکشدن کامل تالاب جلوگیری کند، اما همزمان کیفیت آب و عملکرد طبیعی اکوسیستم را با چالشهای جدیدی روبهرو کرده است. از دید پژوهشگران، آینده این تالاب به مدیریت همزمان منابع آب، کنترل تخلیه پسابهای صنعتی و اجرای برنامههای پایش مستمر وابسته است؛ در غیر این صورت، این اکوسیستم ارزشمند ممکن است بهتدریج کارکردهای طبیعی خود را از دست بدهد.
پساب بیکیفیت و تصفیهنشده بلای جان تالاب است
در وضعیتی که چندان حال تالاب خوب به نظر نمیرسد، اداره محیطزیست استان معتقد است مشکلی برای این اکوسیستم تالابی وجود ندارد. «علی ارواحی»، کارشناس امور تالابی، به «پیام ما» میگوید که در این زمینه ادعای سازمان محیطزیست و کارشناسان متفاوت است، اما باید بدانیم ریختن پساب به تالابها شروطی دارد. «اگر پساب قبل از ورود تصفیهشده باشد. اگر غلظت آلایندهها کمتر از حدود استاندارد باشد، اگر پایش بهصورت مستمر انجام بگیرد و استانداردها متناسب با حساسیت یک اکوسیستم تالابی انتخاب شده و نه صرفاً بر اساس استاندارد تخلیه آبهای سطحی باشد، این امر مشکلی ایجاد نمیکند.»
به گفته او، استاندارد بودن میزان آلایندهها به معنای بیاثر بودن آنها نیست. تالاب، اکوسیستمی حساس و پیچیده است و ورود مداوم اندک آلاینده هم باعث تجمع در آن میشود. «اختلاف نظر الزاماً به معنای غلط یا درست بودن نیست، بلکه هر کدام جنبههای متفاوتی را میبینند، محیطزیست بر حدود استانداردها تأکید میکند، اما کارشناسان بر اثرات بلندمدت و تجمعی تأکید دارند. این آلایندهها عمر مفید تالاب را کم میکنند، ظرفیت ذخیره آب و مهار سیلاب کم میشوند و اگر در آینده خشک شود، همین رسوبات کانون ریزگردهای نمکی میشود. بنابراین مدیران تالاب هم باید به کیفیت پساب ورودی تمرکز کند، هم مدیریت آن در داخل.»
پرسش دیگر این است که آیا آبگیری تالاب با پساب مزیت است؟ ارواحی در پاسخ میگوید: «در وضعیت فعلی تا حدودی بله، اما کیفیت آب باید در حدی باشد که سلامت اکولوژیک تالاب حفظ شود. در غیر این صورت ممکن است تالاب پرآب به نظر برسد، اما کارکرد اکولوژیکی نداشته باشد. بنابراین مسئله اصلی انتخاب بین ریختن پساب یا خشک ماندن تالاب نیست، بلکه ریختن پساب تصفیهشده و پایش مستمر نکته اصلی است.»
به گفته این کارشناس، راهکارهایی علمی برای استفاده از پساب در تالاب وجود دارد که نخستین مورد ارتقای تصفیه پساب است. «حذف نمکهای محلول، فلزات سنگین، ترکیبات آلی، مواد مغذی اضافی در این دسته قرار میگیرند. راهکار دوم ایجاد تالاب مصنوعی است، یعنی پساب قبل از ورود به تالاب اصلی وارد پهنه مصنوعی شود تا بخشی از این ترکیبات آنجا حذف و بعد وارد تالاب اصلی شود. راهکار سوم، رقیقسازی است. در صورتی که امکانش وجود داشته باشد، پساب با آبهای دیگر مخلوط شود تا غلظت آلایندهها کاهش پیدا کند. راهکار دیگر، تعیین ظرفیت پذیرش تالاب است. یعنی تالاب تا چه میزان پساب را بدون آسیب اکولوژیک میتواند دریافت کند و این میزان مورد توجه مدیریت قرار گیرد. چراکه تالابها خاصیت خودپالایی دارند و میزان آلایندهها اگر کمتر از ظرفیت پالایشش باشد، میتواند آن را پالایش کند و اگر این ظرفیت معلوم شود مهم است. کار نهایی هم مدیریت تطبیقی است. اگر نتایج پایش نشان میدهد که وضعیت زیستی در اثر ورود پساب ناخوشایند است، میتوان این وضعیت را اصلاح کرد. وسعت تالاب در اثر ورود شش برابر شده، حالا ما نگران این وضعیت هستیم، میتوانیم در همان میزان که وسعت اصلی تالاب است آبگیری انجام شود.»
او به تجربههای گذشته اشاره میکند. به آبگیری دو تالاب میقان و شادگان با پساب که هر دو دچار مشکلات گسترده شدند. حالا ارواحی تأکید میکند که باید از تجربیات گذشته درس بگیریم و راه تکرارشده را نرویم. «تالاب میقان با پساب تصفیهخانه که مجاور تالاب قرار داشت پر شد و تبعات بعدیاش توسعه بیش از حد پوشش گیاهی، افزایش نوعی پشه، حریقهای گسترده و… بود. تالاب شادگان هم دو دهه قبل پساب توسعه نیشکر بدون تصفیه اولیه واردش شد و پوشش گیاهی تالاب را تغییر داد و برخی گونههای بومی ماهیان حذف شدند. بنابراین ما خسارتهایی را دیدیم و باید اینها برایمان درس داشته باشد و در برخورد با سایر اکوسیستمهای تالابی از آنها استفاده کنیم.»
او در پایان باز هم تأکید میکند که شاید این پساب در کوتاهمدت حجم تالاب را بیشتر کند، اما در بلندمدت کیفیت نامناسب میتواند عملکرد اکولوژیک تالاب را تضعیف کند و پیامدهای ثانویه بسیاری را به دنبال بیاورد.

نظر شما