موانع اقتصادی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی ازدواج، جوانان را از تشکیل خانواده دور کرده است
جوان که بود، رویای ازدواج کردن داشت؛ پوشیدن لباس سفید، برپایی جشن عروسی و ساختن خانهای که روزی صدای خنده چند فرزند در آن بپیچد. اما هر بار که خواست قدمی به سوی این رویا بردارد، مانعی تازه پیش رویش قرار گرفت؛ از دشواریهای اقتصادی و نگرانی از آینده تا ترس از گرفتار شدن در مشکلات زندگی مشترک. ذوق و شوقش کمکم رنگ باخت و رویاهایش یکییکی محو شدند؛ تا امروز که از آن همه تصویر روشن، تنها خاطرهای مبهم در ذهنش باقی مانده است.
توران ولیمراد، جامعهشناس میگوید: یکی از نخستین مسائل در ازدواج، احساس امنیت است اما امروز برای بسیاری از جوانان، ازدواج از همان ابتدا با احساس ناامنی همراه میشود.
در سالهای اخیر، تجرد قطعی بهعنوان یک پدیده اجتماعی مطرح شده است. به نظر شما آیا مجرد ماندن را میتوان یک انتخاب فردی یا نوعی سبک زندگی دانست؟
-ابتدا باید مفهوم تجرد را بهطور دقیق تعریف کنیم. داشتن یار، همسر و شریک زندگی و تشکیل خانواده مستقل، از نیازهای انسانی است. بنابراین هنگام صحبت از تجرد باید میان وضعیتهای مختلف تفاوت قائل شد؛ فردی که ازدواج دائم نکرده، فردی که ازدواج موقت داشته یا فردی که تصمیم گرفته فرزند نداشته باشد، لزوما در یک وضعیت قرار
.
اگر تجرد را به معنای ازدواج نکردن و تشکیل ندادن خانواده مستقل در نظر بگیریم، باید دلایل شکلگیری آن را بررسی کرد. نکته قابلتوجه این است که تعداد مردان مجرد در کشور از زنان مجرد بیشتر است و این موضوع به بررسی جدی نیاز دارد. از سوی دیگر، تجرد قطعی میتواند پیامدهایی برای فرد داشته باشد؛ زیرا بخشی از نیازهای عاطفی و اجتماعی او از جمله نیاز به همراه و فرزندآوری، ممکن است بیپاسخ بماند.
اما بخشی از جوانان معتقدند ازدواج برای آنها به جای آنکه امنیت و آرامش ایجاد کند، مجموعهای از مشکلات و تعهدات سنگین را به همراه دارد. آیا این نگاه در افزایش تجرد مؤثر است؟
-قطعا. اگر تشکیل خانواده و ازدواج را یک هدف اجتماعی بدانیم، برای رسیدن به آن هدف باید برنامهریزی و طراحی اجرایی و عملیاتی داشته باشیم. وضعیت امروز ازدواج و تجرد نشان میدهد که در دهههای گذشته برای تشکیل خانواده مستقل و پاسخگویی به نیاز جوانان، برنامه جامع و متناسبی نداشتهایم.
صرف سیاستگذاری کافی نیست. سیاست باید تبدیل به برنامه شود و برنامه نیز باید قابلیت اجرا داشته باشد. در مورد ازدواج، با یک موضوع تکبعدی روبرو نیستیم. باید بررسی کنیم چرا جوانان ازدواج نمیکنند و متناسب با شرایط واقعی جامعه برای آن راهحل ارائه دهیم. مشکل اینجاست که در این زمینه نه آسیبشناسی جامع و دقیقی صورت گرفته و نه راهحلهای متناسب با این آسیبها به شکل عملیاتی اجرا شده است.
یکی از مهمترین موانعی که جوانان مطرح میکنند، مسائل اقتصادی است؛ از مهریه و جهیزیه گرفته تا مسکن و شغل. این مسائل چقدر در تصمیم جوانان برای ازدواج اثر دارد؟
-بسیار زیاد. یکی از نخستین مسائل، احساس امنیت است. دختر و پسر باید هنگام ورود به ازدواج احساس امنیت کنند، اما امروز برای بسیاری از جوانان، ازدواج از همان ابتدا با احساس ناامنی همراه است.
به مهریه نگاه کنید. فرض کنید مهریه خانمی
۱۰ سکه باشد. در حال حاضر مبلغ ۱۰ سکه، معادل
دو میلیارد تومان است و مرد باید نسبت به پرداخت آن تعهد بدهد؛ درحالی که مشخص نیست زندگی مشترکش شش ماه ادامه پیدا میکند یا ۵۰ سال. چرا باید جوان، چنین تعهد سنگینی را در ابتدای زندگی بپذیرد، در حالی که هنوز نمیداند آینده زندگی مشترکش چگونه خواهد بود؟
مسأله دیگر، امنیت اقتصادی زن است. زنی که وارد زندگی مشترک میشود ممکن است شش ماه، شش سال یا ۵۰ سال در آن خانواده زندگی کند و نقش اقتصادی و خانوادگی داشته باشد. اگر این زندگی به هر دلیلی پایان پیدا کرد، امنیت اقتصادی او چگونه تأمین میشود؟ بنابراین نمیتوان فقط گفت مهریه را کاهش دهید. ما به قانونی نیاز داریم که هم امنیت اقتصادی مرد را حفظ کند و مرد احساس نکند با یک تعهد غیرقابل پیشبینی وارد زندگی میشود و هم امنیت اقتصادی زن را تأمین کند. ازدواج که مغازه نیست تا بگوییم یک طرف باید دو میلیارد تومان تعهد بدهد. باید ساختار حقوقی و اقتصادی خانواده به شکلی طراحی شود که هر دو طرف احساس امنیت داشته باشند.
یعنی به نظر شما مسأله فقط اقتصاد نیست؟
-دقیقا. اقتصاد فقط یکی از ابعاد ماجراست. ازدواج مجموعهای از مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فردی است.
یکی از مهمترین مسائل، روابط بین فردی زن و مرد است. دو انسان با کرامت وارد زندگی مشترک میشوند، اما آیا به آنها آموزش دادهایم که رابطه سالم چگونه شکل میگیرد؟ آیا به آنها گفتهایم زن و مرد در خانواده باید چه رابطهای با یکدیگر داشته باشند؟ ما هنوز در بسیاری از روابط اجتماعی و خانوادگی با زبان سلطه مواجهیم. فرهنگ سلطه همچنان در تار و پود روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی ما دیده میشود. هرکسی تلاش میکند بر دیگری مسلط شود، در حالی که رابطه سالم میان دو انسان نمیتواند بر اساس سلطه شکل بگیرد.
زندگی مشترک باید بر اساس تفاهم، مشارکت، قبول مسئولیت، پاسخگویی به مسئولیت و رعایت حقوق متقابل باشد. اینها آموزش داده نشده است.
بخشی از جوانان هم میگویند تصویری که از ازدواج در اطراف خود میبینند، آنها را از تشکیل خانواده دور میکند. آیا این مسأله در افزایش تجرد نقش دارد؟
-بله، بسیار مهم است. جوان وقتی زندگی دوستان، آشنایان و اعضای خانواده خود را میبیند و با اختلاف، کشمکش، طلاق و مشکلات اقتصادی مواجه میشود، طبیعی است که نسبت به ازدواج احساس نگرانی کند.
از طرف دیگر، توقعات در خانوادهها مدام افزایش پیدا کرده است؛ هم از طرف دختر و هم از طرف پسر. در حالی که باید به جوان آموزش داده شود که زندگی مشترک فقط به معنای گرفتن امتیاز از طرف مقابل نیست.
زندگی مشترک یعنی هر دو نفر برای پاسخگویی به نیازهای یکدیگر و پذیرش مسئولیتهای مشترک آماده باشند. اگر فرد فقط توقع داشته باشد طرف مقابل خواستههای او را برآورده کند، طبیعتا بعد از ازدواج با مشکل مواجه میشود. ما باید مفهوم زندگی مشترک را آموزش دهیم، اما روی این موضوع کار نشده است.
پس آیا میتوان گفت تجرد قطعی یک انتخاب فردی است؟
-من با این تعبیر به صورت مطلق موافق نیستم. بله، تصمیم به ازدواج یا ازدواج نکردن در نهایت تصمیم فرد است، اما باید دید این فرد در چه شرایطی تصمیم میگیرد.
اگر جوان ببیند برای ازدواج باید وارد مجموعهای از مشکلات اقتصادی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی شود و از طرف دیگر هیچ آموزش و حمایتی برای عبور از این مشکلات وجود ندارد، طبیعی است که از ازدواج پرهیز کند.
یک دختر ممکن است خواستگارهای خود را رد کند، چون شرایطی که برای ازدواج در ذهن دارد فراهم نشده است. یک پسر هم ممکن است اصلا به سراغ ازدواج نرود، چون شرایط اقتصادی و اجتماعی خود را برای تشکیل خانواده مناسب نمیبیند. نتیجه این وضعیت، افزایش تجرد است.بنابراین نمیتوان گفت تجرد قطعی صرفا یک انتخاب مشروع فردی است و تمام مسئولیت را متوجه فرد دانست. باید مجموعه شرایطی را که این انتخاب در آن اتفاق میافتد بررسی کنیم و برای آن برنامهریزی داشته باشیم.
شما بارها بر ضرورت برنامهریزی تأکید میکنید. منظور از این برنامهریزی دقیقا چیست؟
-برنامهریزی دو بخش دارد؛ نخست برنامهریزی برای رسیدن به هدف و دوم برنامهریزی برای پیشگیری از آسیبهایی که ممکن است در مسیر رسیدن به هدف ایجاد شود.
اگر هدف ما خانواده سالم و امن است، باید برای رسیدن به آن برنامه داشته باشیم. همزمان باید موانعی را که بر سر راه ازدواج وجود دارد شناسایی و برطرف کنیم.
تجرد قطعی میتواند آسیبهایی در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد کند. انسان در دورههای مختلف زندگی، از جوانی تا میانسالی و سالمندی، به همراه، یار و حمایت عاطفی نیاز دارد. اگر این نیازها پاسخ داده نشود، فرد ممکن است با آسیب مواجه شود. بنابراین برای پیشگیری از این آسیبها نیز برنامه لازم است.
وضعیت امروز نشان میدهد مسئولانی که باید در حوزه زنان و خانواده به این مسائل میپرداختند، به صورت همهجانبه عمل نکردهاند. این وضعیت را میتوان نمره مردودی سیاستگذاری در این حوزه دانست.
در سالهای اخیر سیاستهای تشویقی مختلفی برای ازدواج مطرح شده است. آیا چنین سیاستهایی میتواند مشکل را حل کند؟
-سیاست تشویقی بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. ابتدا باید ببینیم موانع ازدواج چیست و آنها را برطرف کنیم. موانع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی باید همزمان دیده شوند.
مسأله مسئولیتپذیری هم بسیار مهم است. مسئولیتپذیری باید از دوران کودکی آموزش داده شود تا فرد زمانی که وارد زندگی اجتماعی و خانوادگی میشود، بتواند مسئولیت زندگی مشترک را بپذیرد.
ما حتی درباره امنیت خانواده و کیفیت روابط زن و مرد آموزش کافی نداریم. درباره رابطه جنسی سالم، مسئولیتهای متقابل، حقوق زن و مرد و شیوه حل اختلاف نیز آموزشهای لازم وجود ندارد. در نتیجه وقتی افراد وارد زندگی مشترک میشوند، بسیاری از این مسائل را باید خودشان تجربه و حل کنند؛ در حالی که بسیاری از مشکلات بدون آموزش و کمک تخصصی قابل حل نیست.
برخی افراد معتقدند اگر فردی ترجیح میدهد مجرد بماند، جامعه باید به این انتخاب احترام بگذارد. آیا با این نگاه مخالف هستید؟
-احترام به انتخاب فردی لازم است، اما مسأله را نباید از زمینه اجتماعی آن جدا کرد. اگر همه موانع برطرف شده باشد و فرد با وجود امنیت اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و فرهنگی همچنان نخواهد ازدواج کند، آن زمان میتوان درباره انتخاب فردی صحبت کرد.
اما وقتی فرد از موانع ازدواج وحشت دارد، نمیتوان گفت این صرفا یک انتخاب آزادانه است. ممکن است فرد از مسئولیتهای ازدواج، مشکلات اقتصادی، طلاق یا ناامنی حقوقی بترسد و به همین دلیل وارد زندگی مشترک نشود.
حتی درباره ازدواج موقت نیز باید مسأله را جامع دید. داشتن فرزند و تداوم نسل یکی از نیازهای انسانی است و خانواده میتواند محیطی برای تربیت فرزند باشد، بنابراین تنها تغییر عنوان رابطه، مسأله نیازهای انسانی و اجتماعی را حل نمیکند.

نظر شما