به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، صدای بینفسی شمال بلند نیست. زیر پوشش سبز هیرکانی و آبی کاسپین، گردوخاک استانهای گیلان، مازندران و گلستان را بینفس کرده است. آنچه استانهای شمالی ایران یا استانهای حاشیه جنوبی دریای کاسپین را از دیگر مناطق کشور متمایز میکند، افزون بر جغرافیا و چشمانداز متفاوت، هوای پاک آنها بوده است. اهمیت این ویژگی در حوزه سلامت و بیماریهای قلبیعروقی و ریوی نیز سابقهای طولانی دارد. پیش از آنکه گردشگری سلامت و آسایش آبوهوایی مطرح شود، کم نبودند کسانی که به توصیه پزشکان به این منطقه مهاجرت میکردند و ساکن آن میشدند.
این شرایط مطلوب، حاصل قرار گرفتن چند عامل در کنار یکدیگر است: دریای کاسپین، نبود پهنههای بیابانی و خشک، وجود رشتهکوههای البرز بهعنوان مانعی در برابر عبور گردوخاک از منابع داخلی ایران و کانونهای غربی و همچنین جنگلهای هیرکانی بهعنوان منبعی پالاینده. بااینحال، این ویژگیها بهمعنای نبود گردوخاک در استانهای شمالی نیست. برخی شهرهای این منطقه، بهدلیل همجواری با پهنههای بیابانی و خشک، سابقه وقوع توفانهای گردوخاک را دارند. خیال آسوده ساکنان این گوشه دنج از دور بودن کانونهای گردوخاک، در سال ۱۳۹۴ آشفته شد. چه اتفاقی افتاد؟
نخستین رخداد مشخص در این زمینه در بندرانزلی استان گیلان ثبت شد؛ رخدادی که کاهش دید افقی به ۸۰۰ متر، زنگ خطر را به صدا درآورد. پیش از آن نیز در دهه ۸۰، ورود گردوخاک از منابع جنوبی و جنوبغربی ایران باعث شده بود استان گیلان، بیش از دیگر استانهای شمالی، بهتناوب تحت تأثیر این پدیده قرار گیرد.
اما از میانه دهه ۹۰ تاکنون، گردوخاک ورودی از منابع شمالی و شمالشرقی غلبه یافته و این مناطق عملاً به کانونهای صدور بحران تبدیل شدهاند. پس از این رخدادها بود که دوباره به یاد آوردیم در حاشیه شمال سبزمان، بخشی از مهمترین بیابانهای جهان در آسیای میانه خفتهاند.
براساس پژوهشهای انجامشده، گردوخاک از ۲۰ کانون به کرانههای جنوبی دریای کاسپین میرسد. تداوم این روند، افزایش شدت گرمایش جهانی و برهم خوردن تعادل بومشناختی بیابانهای پیرامون دریای کاسپین، ورود گردوخاک از منابع پیشین را تشدید کرده و زمینه شکلگیری کانونهای جدید را نیز فراهم آورده است. تعداد کانونهای گسیل گردوخاک مؤثر بر استان گیلان، از ۳ منبع در ابتدای دهه ۹۰ به ۸ منبع در پایان این دهه افزایش یافته است.
روایت غبارآلودگی استانهای شمالی ایران
هنگامی که از ورود گردوخاک به سواحل جنوبی دریای کاسپین صحبت میکنیم، باید در نظر داشته باشیم که این منطقه سبز در میان پهنهای وسیع از مناطق گرم و خشک خاورمیانه و آسیای مرکزی قرار گرفته است. ویژگیهای جغرافیایی این سرزمین سبز، حاصل وجود دو پدیده مهم، یعنی دریای کاسپین و رشتهکوههای البرز است. بنابراین، فارغ از آبوهوای متفاوت سواحل جنوبی کاسپین، واقعیت جغرافیایی منطقه پیرامون آن، گرما و خشکی است. پدیدههایی مانند گردوخاک نیز از پیامدهای همین شرایط بهشمار میروند.
آبوهوای استانهای گیلان، مازندران و گلستان، شرایط جغرافیایی، زیستی و بومشناختی متفاوتی نسبت به دیگر نقاط ایران پدید آورده است. این منطقه با دمای معتدل و بارش فراوان شناخته میشود و در مجموع، آبوهوایی معتدل دارد.
رطوبت دائمی، بارش فراوان، ویژگیهای دمایی، شرجی بودن هوا و محدود بودن روزهای برفی و یخبندان، شرایط مناسبی برای رشد برخی گونههای گیاهی گرمسیری فراهم کردهاند. جنگلهای پهنبرگ معتدله هیرکانی نیز برآیند همین شرایط هستند. کشت گیاهان بومی مناطق حارهای و گرمسیری، مانند برنج، مرکبات و چای، نمونهای جالبتوجه از این وضعیت است.
تنوع آبوهوایی، شرایط زیستمحیطی خاص، حساس و شکنندهای در استانهای شمالی ایجاد کرده است. این شرایط سبب شده است گونههای گیاهی و جانوری این استانها در برابر مخاطرههای غیرمعمول مناطق معتدل، مانند گردوخاک، آسیبپذیری بیشتری داشته باشند.
از سوی دیگر، پدیده گردوخاک با توجه به نحوه شکلگیری و انتقال آن، فقط به مناطق خشک محدود نمیشود. گردوخاک میتواند در مقیاسهای مکانی مختلف شکل بگیرد، جابهجا شود و انتشار یابد. یکی از انواع انتقال، گردوخاک را از محل سرچشمه تا صدها یا هزاران کیلومتر دورتر جابهجا میکند. ورود گردوخاک از صحرای بزرگ آفریقا به اروپا و جنگلهای آمازون، نمونه بارز این نوع انتقال است.
با این مقدمه باید توجه داشت که ورود گردوخاک به شمال کشور، پدیدهای بیسابقه نیست. البته بهدلیل موقعیت جغرافیایی متفاوت گلستان، وضعیت این استان با گیلان و مازندران تفاوت دارد. گلستان هم مناطق بیابانی دارد و هم با میلیونها هکتار بیابان در کشورهای همسایه مجاور است. بنابراین، مردم این استان با پدیده گردوخاک آشناتر از ساکنان مناطق غربیتر در مازندران و گیلان هستند.در مجموع، گردوخاک ورودی به شمال ایران را میتوان با توجه به موقعیت سرچشمهها، به دو دسته شمالی و جنوبی تقسیم کرد.
مسیر عبور غبار
ورود گردوخاک به این منطقه، متأثر از کانونهای اصلی تولید گردوخاک در بیابانهای دورتر است. کانون نخست، بیابانهای گرم و خشک خاورمیانه و شمال آفریقا را دربرمیگیرد. گردوخاک برخاسته از این کانون، با جریانها و سامانههای عمیق جوی به ترازهای میانی و بالایی جو نفوذ میکند. سپس همراه این جریانها از سد کوهستان البرز عبور میکند و به منطقه میرسد.
در این شرایط، مناطق جنوبی استان گیلان و مسیر دره سفیدرود، بهعنوان تنها شکاف طبیعی در بدنه البرز، نخستین مناطقی هستند که از حرکت توده گردوخاک تأثیر میپذیرند. این مناطق همچنین بیشترین تأثیر را متحمل میشوند.
گردوخاکی که از بیابانهای خاورمیانه به شمال ایران میرسد، بهدلیل پیمودن مسافتی طولانی، ریزدانهتر و سبکتر است. بنابراین، همراه جریانهای جوی در ترازهای میانی و بالایی جو حرکت میکند و توان عبور از مناطق کوهستانی را دارد.
کانونهای گردوخاک ورودی از غرب و جنوبغرب عبارتاند از:
الف) شبهجزیره عربستان:
۱. ربعالخالی عربستان
۲. فلات مرتفع عربستان در شمالغرب این کشور
ب) میانرودان:
۳. بیابان غربی عراق
۴. بیابان شرقی عراق
۵. بیابان جَزرای عراق
۶. صحرای سوریه
۷. حوضه آبریز رود اردن
ج) شمال آفریقا:
۸. بیابان لیبی
۹. مناطق پست قطرا در مصر
۱۰. حوضه رود نیل
کانون دوم، بیابانهای گرم شرق و شمالشرق دریای کاسپین را دربرمیگیرد. توده گردوخاک بر فراز این بیابانها شکل میگیرد و جریانهای قوی شمالشرقی در لایههای زیرین جو، آن را به منطقه منتقل میکنند.
نکته مهم این است که در این سازوکار، توده گردوخاک بهطور مستقیم از روی پهنه دریای کاسپین عبور میکند. در این مسیر، مانعی مانند کوهستان البرز وجود ندارد؛ بنابراین، گردوخاک مستقیماً شهرهای ساحلی را تحت تأثیر قرار میدهد.
کانونهای گردوخاک ورودی از شرق و شمالشرق دریای کاسپین عبارتاند از:
۱. بیابان قرهقوم
۲. دشت توران در ازبکستان
۳. دلتای اترک در ترکمنستان
۴. دریاچه آرال
۵. بیابان قزلقوم
۶. بیابان معینقوم
۷. فلات اوستیورت
کانون سوم، بیابانهای شمالغربی و شمالشرقی دریای کاسپین، از جمله بیابان راین و دلتای رود اورال، را دربرمیگیرد.
کانون چهارم نیز بیابانهای غرب دریای کاسپین در منطقه قفقاز است. کُبستان در جمهوری آذربایجان، یکی از کانونهای گردوخاک ورودی از غرب دریای کاسپین بهشمار میرود.
فراوانی بیشتر رخدادهای گردوخاک شمالی به سازوکار شکلگیری این پدیده بازمیگردد. این جریانها زمانی میتوانند سواحل جنوبی دریای کاسپین را تحت تأثیر قرار دهند که توده هوای پرفشاری در مناطق شمالشرقی این دریا شکل بگیرد. این توده پرفشار، جریانهای شمالشرقی را بهسوی سواحل جنوبی دریای کاسپین هدایت میکند.
هرچه سرعت وزش باد در منطقه بیشتر باشد، شرایط برای خیزش گردوخاک از منابع اصلی مساعدتر میشود و گردوخاک آسانتر به منطقه ما میرسد. در فصل بهار، با وجود فرونشینی هوای گرم در شمالشرق دریای کاسپین، بارش باران بهتدریج کاهش مییابد و دما افزایش پیدا میکند. در نتیجه، خاک سطحی خشک میشود و افزایش سرعت وزش باد، گردوخاک برخاسته از آن را به سواحل جنوبی دریای کاسپین میرساند.
مهمترین عوامل شکلگیری و تشدید گردوخاک در سواحل کاسپین
در سالهای اخیر، رخدادهای منطقه آسیای میانه یا خوارزم، تعداد روزهای گردوخاکی استانهای شمالی، بهویژه گیلان، را افزایش دادهاند. از ابتدای دهه ۹۰ چند کانون گسیل گردوخاک فعال شدهاند. استمرار گرمایش جهانی و تغییر اقلیم در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند؛ بهویژه آنکه منطقه خوارزم یا آسیای میانه، یکی از مناطق بهشدت متأثر از این تغییرات است.
نقشههای ناهنجاری دمایی سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا، ناسا، نشان میدهند دمای منطقه خوارزم و شمال دریای کاسپین ۲ تا ۴ درجه سلسیوس از میانگینهای بلندمدت بیشتر شده است.
برای دستیابی به دیدگاهی روشنتر باید ماهیت بیابانی منطقه را نیز در نظر گرفت. در بیشتر مناطق پیرامون دریای کاسپین، بارش اندکی که در فصل سرد یا مرطوب سال رخ میدهد، تعادل بومشناختی مناطق بیابانی را حفظ میکند. بررسی دما در فصل زمستان، شامل ماههای دسامبر، ژانویه و فوریه، افزایش ناهنجاری مثبت دما تا ۴ درجه سلسیوس را نشان میدهد. این افزایش بهویژه در مناطق شمالی و شمالغربی دریای کاسپین محسوس است.
این وضعیت را میتوان در بررسی شرایط دمایی دوره سرد سال، در بازه طولانیتر نوامبر تا آوریل، نیز مشاهده کرد. بنابراین، نقش پررنگ گرمایش جهانی و خشکسالیهای پیاپی در فعالتر شدن بیابانهای گسیلکننده گردوخاک، بهویژه در دو دهه اخیر، آشکار است.
در سال جاری، گرمایش جهانی با شکستن رکوردهای دمایی در ماههای ژوئن و ژوئیه خود را به رخ کشید؛ بهگونهای که دبیرکل سازمان ملل متحد از پایان عصر گرمایش جهانی و آغاز دوره «جوشش جهانی» سخن گفت.
آیا این شرایط بحرانی است؟
قرار نیست گردوخاک همهچیز را از بین ببرد. اگر وجود گردوخاک را الزاماً بهمعنای شکلگیری بحرانی فراگیر بدانیم و همهچیز را سیاه ببینیم، برداشت درستی از این پدیده نخواهیم داشت. ما درباره مسئلهای صحبت میکنیم که فقط به شمال ایران محدود نیست.
بااینحال، حساسیت نسبت به گردوخاک در شمال کشور به چند دلیل بیشتر است. نخست آنکه فراوانی این پدیده با سرعت زیادی افزایش یافته است. دوم آنکه شمار کانونهای گسیل گردوخاک مؤثر بر استانهای شمالی، بهویژه گیلان، زیاد است. طبیعی است که افزایش منابع گسیل، میزان درگیری منطقه با این پدیده را نیز بیشتر میکند. شمار بالای این منابع، استانهای شمالی را در شرایط دشواری قرار داده است.
مسئله دیگر، وضعیت بومشناختی منطقه است. آبوهوای خاص خزری و وجود جنگلهای هیرکانی، میزان اثرپذیری این منطقه از پدیدهای مختص نواحی خشک را متفاوت و بیشتر میکند. با توجه به سابقه هوای پاک این منطقه، آمارهای ارائهشده در جدول پیوست گزارش نگرانکنندهاند.
راه برونرفت از شرایط فعلی چیست؟
گردوخاکی که زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد، به گرمایش جهانی و تغییر اقلیم وابسته است؛ مسئلهای که ابعادی جهانی دارد. عرصههایی که گردوخاک را بهسوی ما میفرستند نیز در کشورهای دیگر قرار دارند.
برهم خوردن نظم آبوهوایی جهان بهزودی متوقف نمیشود. هم ابعاد جهانی این مسئله و تأثیر آن بر جو زمین گسترده است و هم منشأ اصلی آن، یعنی انتشار بیش از اندازه گازهای گلخانهای، همچنان فعال است. در عمل نیز ارادهای مؤثر برای مقابله با این روند در جهان دیده نمیشود.
بنابراین، با توجه به سناریوهای جهانی و روند افزایش دما، بهویژه تشدید آن در چند سال اخیر، بهاحتمال زیاد این پدیده همچنان با ما خواهد بود. نباید واقعیت را نادیده بگیریم؛ اما آیا باید در برابر این وضعیت منفعل باشیم؟ نه.
در گزارشها و مستندات جهانی، افزون بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای و کند کردن روند گرمایش زمین، بر راهحلهای نزدیکتر، عملیتر و کوتاهمدت نیز تأکید شده است. تابآوری، کاهش پیامدها و سازگاری، از جمله این راهحلها هستند.
بااینحال، مقابله مستقیم با گردوخاک، بهدلیل نحوه انتشار آن در قالب تودهای عظیم و فراگیر، در عمل دشوار و گاه ناممکن است. در این وضعیت، با سیالی مواجه هستیم که همه محیط پیرامون ما را دربرگرفته است. باوجوداین، با پذیرش حضور گردوخاک بهعنوان پدیدهای که این روزها در منطقه ما رایج شده است، میتوان از راههای مختلف پیامدهای آن را کاهش داد.
طبیعتاً متخصصان باید درباره راهکارهای مناسب نظر بدهند؛ اما یکی از اقدامهای ممکن، افزایش پوشش گیاهی شهرها در خیابانها و کوچههای فرعی است. پوشش گیاهی بسیاری از شهرهای استانهای شمالی، متأسفانه حتی با استانداردهای کشوری نیز مطابقت ندارد.
پوشش گیاهی، با هر وسعتی، به رسوب محلی گردوخاک کمک میکند. این اقدام، راهکاری ارزان، اجرایی و ضروری است که نه به سرمایهگذاری گسترده نیاز دارد و نه به فناوری پیچیده.
روند فراوانی گردوخاک در کرانه جنوبی دریای کاسپین
بررسی میانگین بلندمدت فراوانی روزهای همراه با گردوخاک در ایستگاه هواشناسی فرودگاه رشت نشان میدهد این پدیده در ماه آوریل با میانگین ۳٫۶ روز به بیشترین میزان میرسد. کمترین فراوانی نیز در ماه ژوئیه، با میانگین ۲٫۲ روز، ثبت شده است. در مجموع، پاییز کمترین و بهار بیشترین فراوانی گردوخاک را دارد.
میانگین فراوانی پدیده گردوخاک در ایستگاه هواشناسی رشت، از ۳٫۲ مورد در دهه ۱۹۶۰ به ۱۱۱ مورد در دهه ۲۰۱۰ رسیده است. تعداد روزهای همراه با گردوخاک در دوره آماری ۶۰ساله نیز افزایشی معنادار را نشان میدهد.

نظر شما