یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۱
کد خبر: 400848

چون ماجرا پیچیده‌تر است. پرستاری شغلی است که شب و روز نمی‌شناسد، با کمبود نیرو و فشار کاری همراه است و در بسیاری از مواقع یک پرستار باید مسئولیت چندین بیمار را همزمان برعهده بگیرد. حالا اگر همین پرستار ماه‌ها برای دریافت بخشی از مطالباتش منتظر بماند، طبیعی است که انگیزه او برای ادامه کار کاهش پیدا کند.

پرستاران خانه نشین شده‌اند

به گزارش سلامت نیوز به نقل از هفت صبح، حدود ۵ هزار پرستار هر سال از شغل پرستاری خارج می‌شوند. آماری که احمد نجاتیان، رئیس‌کل سازمان نظام پرستاری، اعلام کرده و نکته نگران‌کننده‌تر این است که همه این افراد مهاجرت نمی‌کنند.

بخشی از آنها از بیمارستان و حرفه پرستاری خارج می‌شوند، برخی سراغ مشاغل دیگر می‌روند و گروهی نیز خانه‌نشین می‌شوند. همه اینها درحالی است که بارها شنیده‌ایم  بیمارستان‌ها از کمبود پرستاران گلایه کرده‌اند. 

اما در میان همه این تناقض‌ها، بخشی از پرستاران متخصص در خانه مانده‌اند و ترجیح داده‌اند دیگر به حرفه خود بازنگردند. چه بر سر حرفه پرستاری آمده که فردی سال‌ها برای رسیدن به آن درس خوانده، مهارت و تجربه اندوخته و در نهایت تصمیم می‌گیرد دیگر پرستار نباشد؟ تصور کنید جوانی چهار سال یا بیشتر برای گرفتن مدرک پرستاری درس خوانده، دوره‌های عملی را پشت سر گذاشته، شب‌های متوالی در بیمارستان کارآموزی کرده و بعد وارد حرفه‌ای شده که با سلامت و حتی جان انسان‌ها سروکار دارد.

اما چند سال بعد، به نقطه‌ای می‌رسد که به جای پوشیدن لباس پرستاری در خانه می‌ماند یا برای گذران زندگی به شغلی کاملاً متفاوت روی می‌آورد.

اگر این اتفاق برای یک نفر رخ دهد، شاید بتوان آن را یک انتخاب شخصی دانست. اما سالیانه حدود   5 هزار نفر چنین تصمیمی می‌گیرند. قاعدتا این مسئله را باید یک شکست بزرگ در سیاستگذاری بدانیم. وزارت بهداشت باید ابعاد مختلف این مسئله را بررسی کند و ببیند چه اتفاقی افتاده که این تعداد زیاد هر سال شغل پرستاری را رها می‌کنند. قطعا نمی‌توانیم این مسئله را  با حقوق پایین توضیح دهیم.

چون ماجرا پیچیده‌تر است. پرستاری شغلی است که شب و روز نمی‌شناسد، با کمبود نیرو و فشار کاری همراه است و در بسیاری از مواقع یک پرستار باید مسئولیت چندین بیمار را همزمان برعهده بگیرد. حالا اگر همین پرستار ماه‌ها برای دریافت بخشی از مطالباتش منتظر بماند، طبیعی است که انگیزه او برای ادامه کار کاهش پیدا کند. نجاتیان از معوقات حدود ۹ ماهه کارانه پرستاران سخن گفته است. یعنی پرستاری که به بیمار خدمات می‌دهد، ممکن است برای دریافت بخشی از حق خود ماه‌ها منتظر بماند. در هیچ اقتصادی نمی‌توان انتظار داشت نیروی متخصص با چنین شرایطی، برای همیشه انگیزه خود را حفظ کند.

موضوع مهم‌تر و صدالبته عجیب‌تر، پای احساس بی‌عدالتی است. رئیس‌کل سازمان نظام پرستاری می‌گوید در برخی موارد حقوق پایه یک سرپرستار حدود ۲۷ میلیون تومان است، در حالی که مجموع دریافتی نیروی خدماتی با کارانه ممکن است به ۳۲ تا ۳۵ میلیون تومان برسد. فردی که مسئولیت مستقیم سلامت بیمار را برعهده دارد، ممکن است احساس کند نظام پرداخت ارزش مسئولیت او را به رسمیت نمی‌شناسد. فرض کنید یک سرپرستار باید در طول یک شیفت، عملکرد چندین پرستار را مدیریت کند، وضعیت بیماران را زیر نظر داشته باشد، در شرایط بحرانی تصمیم بگیرد و در برابر خطاهای احتمالی پاسخگو باشد.

اما در پایان ماه دریافتی او از فردی که مسئولیت متفاوتی در همان مجموعه دارد کمتر باشد. آیا می‌توان از چنین نیرویی انتظار داشت که صرفاً با انگیزه اخلاقی و عشق به بیمارستان به کار ادامه دهد؟ لابد خیلی‌ها می‌گویند که پرستاران، قهرمانان نظام سلامت هستند و این چیزها را تحمل می‌کنند. سیاستگذاران و مسئولان وزارت بهداشت باید با این تصور قدیمی خداحافظی کنند.

البته که پرستاران در بحران‌ها ایستاده‌اند. در جنگ و کرونا شهید داده‌اند و در سخت‌ترین شرایط کنار بیماران مانده‌اند. اما قهرمان‌سازی نباید جای سیاستگذاری را بگیرد. پرستار یک نیروی متخصص است. او هم مثل سایر مردم زندگی و خانواده دارد. باید اجاره خانه و هزینه زندگی را پرداخت کند و مانند هر نیروی حرفه‌ای دیگری نیازمند دستمزد منظم، امنیت شغلی و امکان پیشرفت است.  اگر هر بار که پرستاران درباره مشکلاتشان صحبت می‌کنند، به فداکاری‌هایشان اشاره کنیم، اما درباره اصلاح ساختار پرداخت، استخدام، اضافه‌کاری و شرایط کار اقدامی نکنیم، در واقع از «ایثار» آنها برای پوشاندن ضعف مدیریت استفاده کرده‌ایم.

لذا به این مسئله بسیار مهم باید توجه ویژه داشته باشیم که خانه‌نشینی پرستاران از مهاجرت آنها هم برای سیاستگذار هشداردهنده‌تر است. پرستاری که مهاجرت می‌کند، دست‌کم می‌دانیم به دلیل تفاوت دستمزد و شرایط کاری جذب کشور دیگری شده است. اما پرستاری که در ایران می‌ماند و پرستاری نمی‌کند، به ما می‌گوید مشکل در خود این حرفه و در داخل کشور است.

به هر حال پرستاران خانه نشین شده که بیکار نمی‌مانند. جایی را پیدا می‌کنند. ممکن است حوزه زیبایی باشد، در یک شرکت خصوصی کار کنند و شغل کاملا غیر مرتبط را در نظر بگیرند. درست است که او مهاجرت نکرده، اما نظام سلامت عملاً یک نیروی متخصص را از دست داده است. این وضعیت شبیه کارخانه‌ای است که سال‌ها برای تربیت یک تکنسین متخصص هزینه کرده، اما وقتی زمان استفاده از مهارت او می‌رسد، شرایط کار آن‌قدر نامناسب است که تکنسین ترجیح می‌دهد در خانه بماند یا در مغازه‌ای دیگر کار کند. آیا می‌توان گفت کارخانه با کمبود تکنسین مواجه نیست چون تکنسین در کشور حضور دارد؟

طبیعتاً نه. بنابراین شاید بهتر باشد از این پس درباره «کمبود پرستار» با دقت بیشتری حرف بزنیم. آیا واقعاً پرستار نداریم یا پرستارِ قابل جذب با شرایط موجود نداریم؟ اگر بیمارستان به پرستار نیاز دارد و پرستار متخصص و توانمند هم در کشور حضور دارد، اما به دلیل شرایط موجود حاضر نیست به بیمارستان بازگردد، افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها راه‌حل این بحران نیست.

نمی‌توان هر سال بر تعداد دانشجویان و فارغ‌التحصیلان پرستاری افزود و همزمان نیروهای باتجربه را از دست داد. پرستاری که چند سال در میدان کار کرده، تجربه و مهارت اندوخته و به‌تدریج به یک نیروی حرفه‌ای تبدیل شده است با یک نیروی تازه‌ فارغ‌التحصیل قابل جایگزینی نیست. خروج چنین پرستاری‌، از دست رفتن سال‌ها تجربه‌ای است که به این سادگی دوباره ساخته نمی‌شود.

  اما چه چیزی باعث می‌شود یک پرستار بماند، کار کند و برای آینده حرفه‌ای خود امید داشته باشد. این مسئله را باید مورد بررسی دقیق قرار داد. اگر هر چه زودتر به چرایی کامل این مسئله نرسیم، ممکن است فردا آمار «۵ هزار خروج سالانه» به عددی تبدیل شود که قابل جبران نباشد.  واقعا نکته عجیب و تاسف‌باری است که پرستار در کشور می‌ماند، اما دیگر نمی‌خواهد پرستار باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha