دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۸

فشار هزینه مسکن، برخی خانواده‌ها را ناچار به کوچک‌تر کردن خانه، ترک محله یا چشم‌پوشی از امکانات می‌کند؛ جابه‌جایی‌هایی که می‌تواند تعلق محله‌ای و روابط اجتماعی را تغییر دهد

خانه به دوشی مستاجران و سقوط تعلق محله‌ای

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، فشار هزینه مسکن، برخی خانواده‌ها را ناچار به کوچک‌تر کردن خانه، ترک محله یا چشم‌پوشی از امکانات می‌کند؛ جابه‌جایی‌هایی که می‌تواند تعلق محله‌ای و روابط اجتماعی را تغییر دهد

 هنوز کارتن‌های اسباب‌کشی کاملا از زندگیشان بیرون نرفته و خانه جدید آن‌قدر «خانه» نشده که همه‌چیز جای خودش را پیدا کند. بعضی وسایلشان در خانه پدر مانده، بعضی را به خانه خانواده همسر سپرده‌اند و کارتن‌های خالی را در انباری خانه قبلی گذاشته‌اند، انباری که حالا برای استفاده از آن سالانه سه میلیون تومان اجاره می‌دهند و راضی هم هستند؛ چون اجاره انباری‌ در حال حاضر سالانه بین  ۶ تا ۱۲ میلیون تومان هزینه دارد. خانه جدید انباری ندارد و برای ماندن در محدوده‌ای که توان پرداخت اجاره‌اش را داشته‌اند، ناچار شده‌اند از بعضی امکانات چشم بپوشند.


اما مسأله فقط وسایل و انباری نیست. حالا که می‌خواهند برای پنجره‌های خانه جدید پرده بخرند، یک سئوال ساده تصمیمشان را متوقف می‌کند: «اگر سال دیگر اینجا نباشیم چه؟» شاید همین یک جمله خلاصه‌ای از بخش کمتر دیده‌شده زندگی مستأجران باشد؛ زندگی در خانه‌ای که امروز سقف آن بالای سر خانواده است، اما معلوم نیست یک سال بعد هم خانه آنها باقی بماند.


دو ماه جستجو برای یک خانه


این مستأجر چهار سال در خانه قبلی زندگی کرده بود و قصد جابه‌جایی نداشت. صاحبخانه منصف بود و به گفته او، افزایش سالانه اجاره نیز برایشان قابل‌تحمل به نظر می‎رسید اما مالک تصمیم به فروش گرفت و خانه خیلی زود فروخته شد. خانواده ناچار شد وارد بازار اجاره شود؛ بازاری که این‌بار تجربه متفاوتی برایشان رقم زد. 


او می‌گوید که حدود دو ماه، تقریبا هر روز از ساعت پنج یا شش عصر تا حوالی ساعت ۱۰ شب دنبال خانه بوده است. بنگاه‌های مختلف فایل معرفی می‌کردند، اما بسیاری از پیشنهادها تکراری بود: «حدود ۵۰ فایل دیدیم، اما شاید ۲۰۰ بنگاه همان فایل‌ها را پیشنهاد می‌کردند.» 


خانه فعلی را هم نه از میان آگهی‌های معمول، بلکه تقریبا اتفاقی پیدا کردند. برای واحد دیگری تماس گرفته بودند که اجاره رفته بود و مشاور املاک، واحدی را پیشنهاد داد که هنوز آگهی نشده بود.


جنگ، عامل تمدید قراردادهای اجاره 


علی علمشاهی، مشاور املاک، کاهش فایل را از زاویه دیگری روایت می‌کند. به گفته او امسال مستأجران بیش از سال‌های قبل به تمدید قرارداد روی آورده‌اند؛ هم افزایش قیمت‌ها و هم شرایط ناشی از جنگ باعث شده است بسیاری از خانواده‌ها ترجیح دهند ریسک جابه‌جایی را نپذیرند. 


او می‌گوید: یک مستأجر پیش از رفتن، فقط رقم اجاره خانه بعدی را محاسبه نمی‌کند؛ کمیسیون مشاور املاک، باربری، احتمال آسیب به وسایل و مهم‌تر از همه نامعلوم بودن رفتار مالک بعدی را هم می‌سنجد. در نتیجه «کسی که بخواهد در همان محله بماند، با هر زحمتی تلاش می‌کند 
بماند».


تجربه مستأجری که با او گفتگو کردیم، معنای «هزینه‌رفتن» را روشن‌تر می‌کند. برآورد خودش این است که جابه‌جایی خانه، حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان برای خانواده هزینه ایجاد کرده است. 


هزینه ماشین و کارگر برای اسباب‌کشی حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان شده؛ در حالی که بخشی از وسایل حساس را شخصا با خودرو جابه‌جا کرده است. خانه جدید، پنجره‌های متفاوتی دارد و پرده‌های قبلی قابل‌استفاده نیست. برای یکی از درهای بالکن، حدود چهار میلیون تومان هزینه پرده برآورد کرده‌اند و پنجره‌های دیگر هم پرده جدید می‌خواهند. بخشی از وسایل در فضای جدید جا نشده است و بعضی امکانات خانه قبلی نیز دیگر وجود ندارد، اما هزینه‌ها همیشه در فاکتور باربری و بنگاه ثبت نمی‌شوند: «این همان بخش پنهان جابه‌جایی مستأجران است؛ هزینه‌ای که از رقم رهن و اجاره فراتر می‌رود.»


وقتی انتخاب، دیگر انتخاب نیست


به گفته این مشاور املاک، بسیاری از مستأجرانی که دیگر توان پرداخت هزینه خانه قبلی را ندارند، ابتدا به سراغ گزینه‌های ارزان‌تر می‌روند؛ ساختمان قدیمی‌تر، متراژ کمتر یا محله‌ای ارزان‌تر. حتی مواردی وجود داشته که مستأجران تهران را ترک کردند و به مناطقی مانند پردیس رفته‌اند. 


علمشاهی می‌گوید: حدود ۳۰ درصد از مستأجرانی که با چنین شرایطی مواجه شده‌اند، متراژ خانه را کاهش داده‌اند و بخش دیگری به محلات ارزان‌تر رفته‌اند. در این میان زوج‌های جوان، شرایط سخت‌تری دارند. اخیرا زوج‌هایی به ما مراجعه کرده‌اند که با یک میلیارد تا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان، حتی برای رهن یک واحد حدود ۴۰ متری هم با مشکل مواجه بوده‌اند.


مستأجری که روایتش در این گزارش آمده نیز هنگام جستجو ناچار شده است برخی معیارهایش را کنار بگذارد. یکی از واحدهایی که دیده، کف موزاییکی قدیمی و کابینت‌ها و کمدهای آسیب‌دیده داشته و وقتی درباره تعمیر خانه سئوال کرده، پاسخ شنیده است: «همین است؛ اگر نمی‌خواهید، چند نفر دیگر در نوبتند.» خانه‌ای که در نهایت انتخاب کرده‌اند نوساز است اما انباری ندارد و به گفته خودش از نظر موقعیت، در بخش ضعیف‌تری از محدوده موردنظرشان قرار گرفته است.


خانه فقط چهاردیواری نیست


اما وقتی این جابه‌جایی‌ها از مقیاس یک خانواده خارج و در سطح شهر تکرار شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟


محمد خسروزاده، دکترای شهرسازی، معتقد است برای پاسخ به این سئوال ابتدا باید تعریفمان از «خانه» را تغییر دهیم. او شهر را متشکل از سه رکن کالبد، قانون و شهروند می‌داند و تأکید می‌کند مهم‌ترین رکن، شهروند است. از نگاه او محل سکونت، بخشی از کیفیت زندگی انسان است و انتخاب محله فقط با قیمت مسکن صورت نمی‌گیرد. نزدیکی به پدر و مادر، محل کار، مدرسه فرزند، مراکز درمانی، فضای سبز، مراکز خرید و روابطی که طی سال‌ها در یک محله شکل گرفته‌اند، همگی در انتخاب محل زندگی نقش دارند.


در میان این عوامل مفهومی وجود دارد که خسروزاده بر آن تأکید می‌کند: «حس تعلق.»


ممکن است فردی محله‌ای قدیمی را به منطقه‌ای گرانتر ترجیح دهد، چون همسایه‌هایش را می‌شناسد، خانواده‌اش نزدیک او هستند و بخشی از هویتش در همان کوچه‌ها و خیابان‌ها شکل گرفته است. بنابراین ترک محله همیشه معادل تعویض یک واحد مسکونی با واحدی دیگر نیست. مشکل از جایی آغاز می‌شود که استطاعت مالی بر همه این انتخاب‌ها غلبه می‌کند. 


خسروزاده می‌گوید: خانواده ابتدا می‌سنجد چه میزان توان مالی دارد و بعد مشخص می‌شود کدام انتخاب‌ها همچنان برایش باقی مانده‌اند. وقتی این توان کاهش پیدا کند، ممکن است نزدیکی به خانواده، مدرسه فرزند یا محل کار دیگر اولویت قابل انتخاب نباشد. در این نقطه، انتخاب محل زندگی به اجبار محل زندگی تبدیل می‌شود.


تغییر آدرس یا تغییر نقشه اجتماعی شهر؟


خسروزاده معتقد است تکرار این جابه‌جایی‌ها می‌تواند ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محلات را تغییر دهد. هر محله در طول سال‌ها مجموعه‌ای از روابط، هنجارها و سبک‌های زندگی را در خود شکل داده است. خروج مداوم ساکنان قدیمی و ورود گروه‌های جدید، این ترکیب را تغییر می‌دهد. 


او درباره این که آیا تهران به سمت نوعی «جدایی فضایی و طبقاتی» حرکت می‌کند، پاسخ صریحی دارد: این پدیده کاملا ملموس است. وقتی توان مالی بیش از گذشته تعیین کند یک خانواده در کدام نقطه شهر امکان سکونت دارد، مرزهای اقتصادی می‌توانند به‌تدریج به مرزهای جغرافیایی تبدیل شوند.


 در چنین شرایطی، خانواده‌ای که دیگر توان ماندن در محله خود را ندارد به محدوده ارزان‌تری می‌رود؛ حتی اگر این تصمیم او را از محل کار، مدرسه فرزند یا شبکه خانوادگی‌اش دور کند. آنچه روی کاغذ «اجاره ارزان‌تر» است، ممکن است در زندگی واقعی به گذراندن ساعات بیشتر در ترافیک، هزینه رفت‌وآمد بالاتر و فاصله بیشتر از شبکه حمایتی خانواده منجر شود.


بچه کدام محله‌ای؟


شاید مهم‌ترین پیامد درازمدت این جابه‌جایی‌ها چیزی باشد که کمتر در آمارهای مسکن دیده می‌شود: بی‌ثباتی
 سکونتی.


خسروزاده می‌گوید اگر فرد دو سال در یک محله، سه سال در محله‌ای دیگر و بعد چند سال در نقطه دیگری زندگی کند، شکل‌گیری هویت محله‌ای برای او دشوار می‌شود. آن تعریف قدیمی که فرد خودش را «بچه فلان محله» می‌دانست، به اقامت طولانی، روابط همسایگی و خاطرات مشترک وابسته بود. تکرار جابه‌جایی، این پیوند را سست 
می‌کند.


در سوی دیگر ماجرا، مستأجر هنوز حتی از جعبه‌های اسباب‌کشی قبلی خلاص نشده، اما درباره تمدید سال آینده فکر می‌کند. خانه جدید هم مشکلات خودش را دارد؛ از ایراد «داکت‌اسپلیت» و «پکیج» گرفته تا بندکشی حمام و فرسودگی لوله‌کشی. بعضی تعمیرات بر عهده مالک یا سازنده است اما اختلاف میان آنها بخشی از آرامش مستأجر را گرفته است. خودش می‌گوید حتی هنگام استفاده از حمام نگران است دوباره سقف طبقه پایین نم بدهد. با این همه، نگرانی اصلی شاید همچنان همان سئوال کوتاهی باشد که هنگام خرید پرده مطرح می‌شود: «اگر سال دیگر اینجا نباشیم چه؟»


خسروزاده برای این مسأله نسخه ساده‌ای سراغ ندارد. از نگاه او عوامل اقتصادی، تورم، قدرت خرید خانوار، سیاست‌های مسکن و شرایط کلان چنان به یکدیگر متصلند که شهرسازی به تنهایی نمی‌تواند مشکل را حل کند. به همین دلیل به جای «حل کامل»، از بهبود شرایط صحبت می‌کند.


اما شاید اولین قدم همین باشد که مسأله مستأجران را فقط در جدول افزایش اجاره‌بها نبینیم. پشت هر جابه‌جایی ممکن است مدرسه‌ای باشد که دورتر شده، همسایه‌ای که دیگر نیست، زمانی که در مسیر رفت‌وآمد از دست می‌رود، وسایلی که در خانه جدید جا نمی‌شوند و خانواده‌ای که هنوز نمی‌داند یک سال بعد کجا زندگی خواهد کرد.


برای چنین خانواده‌ای، رنج اجاره‌نشینی فقط این نیست که خانه گران‌تر شده؛ خانه موقت‌تر شده است

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha