سلامت نیوز:اضطراب عملكردی انطباقی دارد. همه ترسها به نحوی برای بقا پایهریزی شدهاند. رفتار احتیاط غریزی كه زمینه اضطراب مدرن است ریشه در شرایط زندگی بدوی و به خصوص زندگی قبیلهای و گروهی میلیونها سال پیش بشر دارد. به نظر میرسد تكامل به صورت ناخواسته در ما ظرفیتی برای اضطراب و اختلال اضطرابی ایجاد كرده است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد ،اجداد ما آموختهاند «بهتر است امن باشی تا متاسف» بنابراین هر اضطراب مدرن را میتوان به یك مكانیسم بقا نسبت داد. تكامل این نیست كه ما خوشحال و آرام یا بدون احساس گناه باشیم. تكامل به زنده ماندن مربوط میشود و بقا فقط به یك چیز بستگی دارد، انتقال ژنها. ژنها میخواهند زنده بمانند حتی اگر فرد در این روند قربانی شود و انسان به صورت فوقالعادهای در هر یك از ما در طول این میلیونها سال یك یا چند كد DNA فرآیند بقا موفق بوده است.
به همین دلیل در اضطرابی ثبت شده است، پس اضطراب ارثیه ژنتیكی ماست كه سهمی از آن طبیعی است و به بقا كمك میكند و ما را از یك سری خطرات محفوظ میدارد. اما بیش از یك حدی دیگر اضطراب بیمارگونه است..تكامل با اصل «بهتر است امن باشی تا متاسف» كار میكند. تكامل تمایل دارد خطر را بیش برآورد كند بنابراین گوش به زنگی و پیشبینی خطر اقدامات حفاظتی برای بقای بشر اولیه به شمار میرفت. بشر اولیه برای حفاظت از جانش، برای حفاظت از شكارش و برای از دست ندادن داشتههایش در عصری كه هیچ امكاناتی نبود غالبا با گوش به زنگی و احتیاط از خودش محافظت میكرد.
برنامهریزی تكاملی، این را به صورت نرمافزاری در مغز ما قرار داده است؛ مجموعه پایدار از دستورالعملها برای برخورد با خطر در ذهن ما تعبیه شده است كه نه به صورت سیگنال هشداردهنده بلكه بیشتر شبیه قواعد مطلق عمل میكند. همان طور كه گفته شد این بیش برآورد خطر برای بشر اولیه كاركرد بقا داشته ولی برای انسان امروز كاركرد بقای خود را از دست داده و تبدیل به اضطرابی غیرمنطقی و غیرواقعبینانه شده كه كنترل زندگی او را به دست گرفته است و اوست كه فرمانده تمام زندگی فرد است.
این در حالی است كه آن حد از اضطراب كه فرد میتواند آن را ببیند از وجودش آگاه باشد و به مدیریت بهتر شرایط كمك كند اضطرابی طبیعی است. باید ذهنمان را به گونهای تربیت كنیم كه بتواند بین اضطراب طبیعی و اضطراب بیمار گون تمیز قائل شود.
چه باید كرد؟ میدانم تحمل ابهام و بلاتكلیفی برای این نسخه ژنتیكی ما یعنی اضطراب بسیار سخت است ما دوست داریم از وضعیت كنونی خود هرچه سریعتر رها شویم، بدانیم چه باید كرد و بیماری كنترل شود.پزشكان و اپیدمیولوژیستها به دلیل مسوولیت اخلاقی و رسالت حرفهایشان به منظور دادن اطلاعات صحیح و علمی مدام میگویند این ویروس جدید است و ما كامل آن را نمیشناسیم؛ همه یك صدا توصیه به شستن دستها دارند تا همه با كمك هم ویروس را شكست دهیم.
اما مردم گروهی ماسك میزنند، گروهی دستكش دست میكنند، گروهی هم ماسك میزنند و هم دستكش دست میكنند و گروهی هیچ كدام را. همه با رعایت سطحی از بهداشت به منظور پیشگیری از خطر در مكانهای عمومی شهر تردد میكنند یا در محیط كار حاضر میشوند.
اما پس از مدتی استفاده، پیامی منتشر میشود كه دست روی ماسك به صورت زده شده، نزنید این خود عامل انتشار ویروس است. پوشیدن دستكش هم احتمال انتقال بیماری به دیگران را افزایش میدهد و هم چون احتمال شستن دستها را كاهش میدهد در نتیجه خطر ابتلای خود فرد نیز فزونی مییابد و ما ملت سردرگم و كلافه از اینكه چه باید كرد؟ در میان ما افرادی هستند كه در تلاطم نمیدانمهای زیادی گیركردهاند و تردید و دودلی و اضطراب زیادی را تجربه میكنند. اینها كسانی هستند كه بر اساس كتاب قانون اضطراب عمل میكنند.اما این قوانین چه هستند؟
قانون اول سریعا خطر را تشخیص بده
بر اساس این قانون باید همه خطرات را پیشبینی كرد بنابراین تمام اطلاعات ممكن در مورد خطر را جمعآوری میكنید و هر چه در ذهن خطرات بیشتری را پیشبینی كنید برای مقابله به آن آمادهتر هستید «امن باشی بهتر از این است كه متاسف باشی» پس ذهن به ظاهر درگیر استدلال میشود به دنبال شواهد میگردد كه بهتر بتواند پیشبینی كند اما در واقع فقط شواهدی را دنبال میكند
كه توسط احساسات ارایه میشوند به هنگام اضطراب تنها به دنبال شواهدی هستیم كه نشان میدهد در خطر هستیم و در نتیجه تمام اطلاعاتی كه متخصصان میگویند مثل با مشاهده تب، بدن درد و سردرد در خانه بمانید و درمان علامتی كنید را باور نمیكنیم و میرویم به بیمارستان برای تشخیص بیماری به وسیله كیتهای تشخیصی كرونا و حال آنكه هم محیط بیمارستان شلوع شده و ارایه دهندگان خدمات را با مشكل روبهرو میكنیم و هم حضور در محیط بیمارستان خود ممكن است باعث انتقال ویروس كرونا یا سایر باكتریها و ویروسها شود
قانون دوم از خطر فاجعه بساز
هر نتیجه منفی كه پیش بینی میكنید اگر به واقعیت بپیوندد، غیرقابل تحمل است. هر مشكلی فراتر از ظرفیت تحمل شما است. فكر میكنید تهدیدات قریبالوقوع هستند و هیچ فرصتی برای صبر كردن ندارید تا بررسی كنید كه آیا خطر محقق میشود یا خیر. هر تهدیدی یك وضعیت اضطراری و وخیم است بنابراین ماندن در خانه و مداوای معمول بیماری غیرممكن میشود بر اساس این باور شما هرچه سریعتر باید به بیمارستان مراجعه كنید و از خطر فاجعه بار بروز كرونا پیشگیری كنید.
قانون سوم شرایط را كنترل كن
ذهن میگوید اگر اوضاع را كنترل نكنید شما را در هم میشكند.امنیت شما وابسته به این است كه هر عاملی را در محیط زندگیتان كنترل كنید. این پیام در تضاد با واقعیت آشكاری است كه میگوید عملا نمیتوان همهچیز را كنترل كرد پس شما مدام در شبكههای مجازی میگردید و دنبال راههای پیشگیری از ابتلا به كرونا هستید.
سیر بخورید، گرمی بخورید و هزاران هزار نسخه دیگر. شما مدام میخواهید مطلب جدیدی پیدا كنید كه شاید بتوان خطر را كنترل كرد، حال آنكه كرونا ویروسی است كه با این قبیل رفتارها نمیتوان آن را كنترل كرد و باید به دانش پزشكی و منابع علمی معتبر مثل سازمان بهداشت جهانی اطلاعیههای وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشكی اعتماد كنیم.
قانون چهارم اجتناب یا فرار كن
اگر كنترل كامل وضعیت غیر ممكن است شاید تنها راه جلوگیری از اضطراب، دوری از موقعیت به صورت كامل باشد. فكر میكنید میتوان خطر را با اجتناب از آن حذف كرد بنابراین فكر میكنید با خروج از مناطق خطرناك مثل تهران، رشت، قم و شهرهای دیگر میتوان از خطر فرار كرد. از سوی دیگر متخصصان به شما میگویند با رعایت اصول ایمنی میتوان فعالیتهای كمخطر را انجام داد ولی ما از ترس خطر هیچ كاری انجام نمیدهیم واز هر خطری اجتناب میكنیم؛ با اجتناب زندگی ما فلج میشود و از نشانههای فلج شدن تردید و دودلی است.
برای انجام هر كاری دودل هستیم برای خرید كردن تردید دارید، چگونه برخورد كردن با پلاستیكهای خرید، نحوه شستن میوهها و غیره در ما تردید و دودلی ایجاد میكنند و بسیاری از مواقع ترجیح میدهیم نخوریم، نخریم تا خطر را به حداقل برسانیم. بیایید كتاب قانون زندگیمان را عوض كنیم، مهمترین عامل برای تغییر این كتاب دست برداشتن از قطعیت طلبی است.

نظر شما