به گزارش سلامت نیوز به نقل از هموطن 24 لغو ناگهانی بیمه تکمیلی بازنشستگان تأمین اجتماعی، نه فقط یک تصمیم فنی در حوزه درمان، بلکه نشانهای آشکار از تعمیق شکاف طبقاتی در نظام رفاه ایران است؛ شکافی که هر روز عریضتر میشود و ۴.۵ میلیون بازنشسته را در میانه بیماری، گرانی دارو و ضعف گسترده دسترسی به خدمات درمانی تنها میگذارد. در روزهایی که تورم افسارگسیخته هزینه یک نسخه ساده دارو را به کابوس ماهانه خانوادهها تبدیل کرده، بازنشستگانی که یک عمر حق بیمه پرداخت کردهاند و امیدشان به همان «حق قانونی درمان رایگان» بود، اکنون در چرخدندههای بیتوجهی مدیریتی و کمبود اعتبار گرفتار شدهاند. آنها ماندهاند و بیمارستانهایی که دیگر قرارداد ندارند، داروهایی که چند برابر شده، و نگرانی تلخی که هر روز سنگینتر میشود: «اگر مریض شدیم، باید چه کنیم؟»
این در حالی است که حقوق برخی از آنها تنها ۱۱ میلیون تومان است. در همین حال، بخشهایی از حاکمیت و نهادهای دولتی با چندین قرارداد ویژه از کاملترین بیمههای تکمیلی برخوردارند؛ بیمههایی که نهتنها خدمات اساسی، بلکه حتی سرویسهای زیبایی را هم پوشش میدهد.
مدیران و مسئولان با هزینه بیتالمال از بهترین بیمارستانها، کوتاهترین صفها و کاملترین پوششها بهرهمندند؛ اما بازنشستگان تأمین اجتماعی، همانهایی که ستونهای اصلی تأمین مالی این سازمان بودهاند، برای یک خدمت ساده باید کیلومترها راه طی کنند، ساعتها در صف بمانند یا از ترس هزینههای نجومی درمان، قید مراجعه به بیمارستان را بزنند.
همین مقایسه تلخ کافی است تا بفهمیم چرا بسیاری از کارشناسان میگویند «بیمه تکمیلی هم مانند سیمکارت سفید طبقاتی شده است»؛ کالایی که روزی قرار بود حق برابر باشد، امروز امتیازی است که براساس جایگاه و قدرت توزیع میشود. اما ریشه بحران فقط یک قرارداد لغوشده نیست. سالها سوءمدیریت، انتصابات غیرتخصصی و بیتوجهی به هشدارهای کارشناسان، سازمان تأمین اجتماعی را از یکی از موفقترین نهادهای مالی کشور به مجموعهای گرفتار در کمبود اعتبار و فرسایش خدمات تبدیل کرده است. مراکزی که قرار بود پناهگاه بازنشستگان باشند، امروز خود تبدیل به عامل اضطراب شدهاند.
از مراکز درمانی شلوغ و کمامکانات گرفته تا تفاهمنامههایی که روی کاغذ بسته شد اما هرگز در عمل اجرا نشد، همه حکایت از ساختاری دارد که بهجای اولویت دادن به بیمهپردازان، به سمت منافع گروههای قدرت چرخیده است. بازنشستگان، که اکنون در سنینی هستند که بیش از هر زمان دیگری به درمان نیاز دارند، عملاً در وضعیتی رها شدهاند که نه بیمه تکمیلی مشخصی دارند، نه دسترسی پایدار به درمان، نه سازوکار شفافی برای ادامه خدمات. بحران امروز تنها یک هشدار ساده نیست؛ نشانهای از یک ساختار بیمار است که رفاه را به جای «حق»، به «امتیاز» تبدیل کرده است. در این میان، بازنشستگان بیش از همیشه احساس میکنند از سفره رفاه کنار گذاشته شدهاند و هر چه میگذرد فاصله میان مردم و حاکمیت نهتنها کمتر، بلکه عمیقتر و رسمیتر میشود.
در اوایل هفته جاری، کانون عالی بازنشستگان تأمین اجتماعی در اطلاعیهای به قطع بیمه تکمیلی بازنشستگان اشاره کرد. از قرار معلوم و با توجه به اطلاعیههایی که طی چند روز گذشته از سوی شرکت آتیهسازان حافظ، تأمین اجتماعی و کانون عالی منتشر شده، بین طرفین قرارداد – یعنی کانون عالی و شرکت بیمهگر – توافق حاصل نشده است. آنطور که سازمان تأمین اجتماعی گفته «شرکت بیمهی تعیین شده توسط کانون، خواستار افزایش غیرمتعارفی در سهم بیمه پرداختی بازنشستگان نسبت به نرخ سال گذشته (قرارداد جاری) شده» و این موضوع، خدمات بیمه تکمیلی بازنشستگان را معلق کرده است. در پی این اتفاقات، کانون عالی به بازنشستگان هشدار داد که «تا اطلاع ثانوی هیچ تعهد جدیدی در قالب بیمه تکمیلی برقرار نیست و بازنشستگان در صورت نیاز به عمل جراحی، بستری، خدمات پاراکلینیک یا هرگونه نیاز درمانی لازم است به مراکز درمانی ملکی و طرف قرارداد سازمان تأمین اجتماعی مراجعه نمایند.».
تأمین اجتماعی نیز در اطلاعیهای بیان کرد که «برای آن دسته از افرادی که نوبت و موعد انجام خدمات درمانی ایشان فرارسیده باشد، اعمال جراحی و خدمات درمانی ضروری، در مراکز ملکی سازمان به صورت خارج از نوبت انجام میشود.» همهی این اتفاقات مسبوق به سابقه است؛
سال گذشته نیز کانون عالی بعد از پایان قرارداد بیمه تکمیلی اعلام کرد که «به دنبال عقد قرارداد جدید است و علیرغم پیگیریهای چند ماهه به دلیل افزایش چشمگیر نرخ بیمه تکمیلیِ اعلامی از سوی شرکتهای مختلف، قادر به انعقاد قرارداد جدید نشده است».
در آن دوره بسیاری از بازنشستگان که نیاز به درمان فوری داشتند و یا پیشتر برای عمل در بیمارستانی خصوصی وقت گرفته بودند، حتی از خدمات محدود بیمه آتیهسازان حافظ هم محروم ماندند و مجبور شدند بخش زیادی از مبلغ سنگینِ درمان را از جیب خود پرداخت کنند.
چند روز بعد از تعلیقِ بیمه تکمیلی و انتظار برای عقد قراردادی جدید و البته مناسب تر، نه شرکت جدید در کار بود و نه خدمات متفاوت؛ قرارداد مجددا با شرکت آتیهسازان حافظ بسته شد و وضعیت بیمه درمانی بازنشستگان تقریبا به همان روال قبل ادامه پیدا کرد. جای خالی قانون الزام را با بیمه تکمیلی پر کردند! طبق قانون الزام، صفر تا صد هزینههای درمان بیمهشدگان تأمین اجتماعی باید رایگان باشد؛ این قانون اما نه تنها هیچ زمانی به درستی اجرا نشد که به مرور طی سالها خدمات درمان تأمین اجتماعی ضعیفتر شد تا جایی که امروز بیمه شدگان گاهی مجبورند صفر تا صدِ هزینههای درمان را از جیب خود پرداخت کنند! بیمههای مکمل درمان در چنین وضعیتی روی کار آمدند تا بخشی از مشکل را حل و جای خالیِ قانون الزام را پر کنند. اجبارِ بیمهشدگان به استفاده از بیمههای مکمل درمان، ظلم بزرگی در حق کارگران و بازنشستگان است.
چرا که آنها بخش قابل توجهی از حقوق ماهانهی خود را در دورهی اشتغال بابت درمان میدهند اما به وقت نیاز، چیزی دستشان را نمیگیرد. کارگران برای بهرمندی از خدمات مناسب درمان باید هزینهی ماهانهی قابل توجهی برای بیمهی مکمل بپردازند، این در حالی است که بسیاری از آنها توان پرداخت این هزینه را ندارند و در صورت عدم حمایت کارفرما مجبورند با همان بیمه مادر تأمین اجتماعی سر کنند. این گروه به وقت بیماری، مستاصلتر از همیشه، بخش قابل توجهی از هزینههای درمان را از جیبِ خالیِ خود پرداخت میکنند. برای بازنشستگان تأمین اجتماعی وضع اما کمی فرق دارد؛ ۵۰ درصد هزینه بیمه تکمیلی را فرد بیمه شده و ۵۰درصد باقی را تأمین اجتماعی پرداخت میکند.
این هزینه برای بازنشستهی حداقلبگیری که از مشکلات شدید معیشتی رنج میبرد، کم نیست اما مسئلهی مهمتر آن است که بیمه تکمیلی نمیتواند در مواقعِ لزوم به یاریِ بازنشسته بیاید. کمترین انتظار این است که بازنشستهای که سالها بیمهپردازی کرده و در دوران بازنشستگی نیز از مستمری ناچیز خود هزینه بیمه تکمیلی پرداخت میکند، در مواقع بیماری بتواند از خدمات درمان مناسب بهرهمند شود اما این اتفاق نمیافتد؛ هم سطحِ خدمات ارائه شده از سوی بیمه آتیهسازان حافظ پایین است و هم مراکز خصوصی بسیار کمی طرف قرارداد این شرکت هستند، از طرفی بیمه شده بعد از پرداخت کل هزینهی درمان باید زمان زیادی برای گرفتنِ بخشی از هزینهکرد خود در انتظار بماند. در کل، عملکرد شرکت بیمه آتیهسازان حافظ مورد انتقاد شدید است و هر سال بازنشستگان در انتظار عقد قراردادی مناسبتر هستند. آیا آتیهسازان حافظ میماند و مشکل درمان بازنشستگان ادامه مییابد؟
حالا برای مدتی، بازنشسته تأمین اجتماعی حتی همین خدمات ناچیز را هم دریافت نمیکند. بیمه تکمیلی برای مدتی معلق است و هیچ قراردادی بسته نشده است. در این شرایط، از طرفی شرکت آتیهسازان حافظ در بیانیه خود اعلام کرده که آماده ازسرگیری کامل خدمات براساس توافق حاصل شده با کانون عالی تأمین اجتماعی است و سازمان تأمین اجتماعی نیز اعلام کرده که «تلاش کردیم تا توافقی منطقی، با نرخ متعارف و عادلانه و در راستای تأمین منافع و صلاح بازنشستگان در اسرع وقت میان طرفین قرارداد حاصل شود.» تأمین اجتماعی در ادامهی اطلاعیهی خود تأکید کرده که در صورت به نتیجه نرسیدن توافق «سازمان آمادگی دارد جهت اجرای قانون الزام، در بستری و کلیه خدمات جراحی بازنشستگان عزیز اقدام و زمینه ارائه خدمات در بیمارستانهای ملکی سازمان و دانشگاهی را به صورت ویژه فراهم کند.» فعالان کارگری تأکید دارند که قانون الزام باید اجرا شود و صفر تا صد هزینههای درمان، باید رایگان ارائه شود اما مشخص نیست آنچه تأمین اجتماعی در اطلاعیهاش در رابطه با اجرای قانون الزام گفته، چقدر با خواستهی بازنشستگان همسو است.
اینکه در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد در روزهای آتی مشخص خواهد شد، یک نگرانی اما همیشه به وقت بستنِ قرارداد بیمه تکمیلی وجود دارد: اینکه بعد از این تعلیقِ موقت، قرارداد جدید بیمه تکمیلیِ بازنشستگان نزدیک به همان اشل و اعتبارِ قبلی و با همان شرکت مورد اعتراضِ بازنشستگان بسته شود و در نهایت وضعیت درمان بازنشستگان در سال بعد به همان روال سابق ادامه داشته باشد؛ یعنی تدوام همان وضعیتی که در آن بازنشستگان همچنان مجبور به صرف هزینههای سنگینِ درمان از جیب خود شوند و در صورت ناتوانی، نیاز به درمان را هم مانند خیلی از نیازهای دیگرشان کنار بگذارند!
تیرخلاص به بازنشستگان تامین اجتماعی
حمید حاج اسماعیلی، کارشناس بازار کار در گفتوگو با هم وطن در این باره بیان کرد: چند روزی می شود که قرارداد بیمه تکمیلی بازنشستگان تأمین اجتماعی لغو شده و این موضوع نگرانیهای زیادی ایجاد کرده است. بسیاری از بازنشستگان در این مدت دچار سردرگمی شدند؛ مخصوصاً بیمارانی که نیاز به مراجعه مستمر، داروهای گران و خدمات بیمارستانی دارند. از طرفی، بیمه تکمیلی موسوم به «آتیه سازان» هم پاسخگوی نیازهای بازنشستگان نبود، بسیاری از مراکز آن را قبول نمیکردند و عملاً خدمات قابل اتکایی ارائه نمیشد. حالا هم با لغو کامل آن، بازنشستگان نمیدانند باید چه کنند.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که سالهاست کیفیت و کمیت خدمات درمانی تأمین اجتماعی رو به افول است؛ از ازدحام مراکز درمانی و کمبود امکانات گرفته تا نابرابری شدید در دسترسی در شهرهای مختلف. برخی بیمهشدگان مجبورند برای یک خدمت ساده کیلومترها راه طی کنند و ساعتها در صف بمانند. وی افزود: در یک سال اخیر، مشکلات اعتباری سازمان تأمین اجتماعی تشدید شده و عملاً خود سازمان بهصورت عامدانه سطح خدمات را پایین آورده است؛ در حالی که بیمهشدگان سالها برای دریافت همین خدمات سرمایهگذاری کردهاند و طبق قانون، حق دریافت آن را بدون منت و رایگان دارند.
این کارشناس بازار کار بیان کرد: متأسفانه این روند گستردهتر شده و روزبهروز مشکلات رفاهی و درمانی بازنشستگان و کارگران افزایش یافته است. پیشبینی میشود در صورت ادامه مشکلات مالی و اعتباری سازمان، این بحرانها در آینده شدیدتر شود. بر اساس قانون الزام، خدمات درمانی برای بیمهشدگان باید رایگان باشد. اما سالهاست که بازنشستگان به اجبار وارد چرخه بیمه تکمیلی شدهاند؛ آن هم بیمههایی با خدمات محدود و پوشش ناکافی. حالا با بحران تورم، گرانی دارو، سوءتغذیه و مشکلات معیشتی، سلامت بازنشستگان به خطر افتاده؛ بهویژه که بسیاری از آنان در سنین کهولت نیاز مبرم به درمان دارند.
حاج اسماعیلی در ادامه توصیح داد: اگر این خدمات به آسانی در دسترس بازنشستگان قرار نگیرد، سلامتی و جان آنها در معرض خطر خواهد بود. دسترسی آسان و ارزان به درمان باید تضمین شود. این انتقادها هم به دولت، هم به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و هم به سازمان تأمین اجتماعی وارد است، ولی متأسفانه هیچ اقدامی انجام نشده و شرایط روزبهروز بدتر میشود. سازمان تأمین اجتماعی باید با مراکز دولتی و خصوصی قرارداد منعقد کند تا بازنشستگان در صورت نبود خدمات کافی در مراکز خود سازمان، امکان استفاده از مراکز دیگر را داشته باشند، اما این قراردادها هیچگاه به درستی اجرایی نشده است.
وی گفت: بخشهایی در حاکمیت بهترین امکانات درمانی و بیشترین قراردادها را با پول بیتالمال دارند، حتی خدمات زیبایی دریافت میکنند. این دوگانگی آشکار است؛ عدهای از امکانات کشور به ناحق بهره میبرند و بیمهشدگان واقعی که سالها برای خدمات درمانی سرمایهگذاری کردهاند، امروز با مشکلات جدی مواجهاند.
وی افزود: تورم، گرانی و ناکارآمدی مدیریتی کشور، مردم را با بحرانهای معیشتی، درمانی و رفاهی روبهرو کرده است. اصلاحات ناکارآمد بوده و نیازمند تغییرات اساسی برای مدیریت منابع، رفاه و توسعه کشور هستیم. او ادامه داد: بخش دیگری از مشکل، مدیریت ناکارآمد و انتصابات غیرتخصصی در سازمان تأمین اجتماعی است. بسیاری از مدیران با رانت و روابط سیاسی منصوب شدهاند و دغدغه اصلیشان نه بیمهشدگان، بلکه منافع گروههای خاص است. اگر این سازمان در گذشته یکی از موفقترین نهادهای کشور بود، بهخاطر مدیریت اصولی و انباشت سرمایهاش بود؛ اما امروز همان سرمایه به دلیل سوءمدیریت و عدم صیانت، در معرض خطر است. تورم، گرانی، ناکارآمدی مدیریتی و ضعف نظارت، نظام درمان و رفاه کشور را به بحران رسانده و مردم را گرفتار کرده است.
شرایط به جایی رسیده که دیگر «اصلاح» کافی نیست و کشور نیازمند تغییرات اساسی است تا بتوان پاسخگوی نیازهای مردم بود و منابع را درست مدیریت کرد. این کارشناس بازار کار در پایان تاکید کرد: متأسفانه بیمه تکمیلی نیز مانند بسیاری از خدمات دیگر از جمله سیم کارت های سفید از ابتدا طبقاتی بوده است. گروههای حاکمیتی همواره بهترین امکانات را داشتهاند و مردم با کمترین خدمات سر میکنند. امروز هم همین ساختار ناعادلانه ادامه دارد و طبقه بازنشستگان و کارگران بیشترین آسیب را میبینند. این نابرابری و محرومیت از امکانات همیشگی بوده و طبقه مردم از طبقه حاکمان جدا دیده شده است. گویا هیچگاه به فکر رفاه و امکانات مردم نبودند.
حاصل پرداخت ۳۰ سال حق بیمه اجتماعی برای بازنشستگان نزدیک به هیچ است؛ نه مستمریشان کفاف هزینههای زندگی را میدهد و نه از خدمات درمانیِ مناسب برخوردار هستند.
در حالی که قانون بر رایگان بودنخدمات درمانی تاکید کرده اجبار به پرداخت مبلغ ماهانه برای بیمه تکمیلی، غیرقانونی و بستنِ قرارداد با شرکتی که نتواند از پسِ ارائه درست خدمات درمانی به بازنشستگان برآید، ظالمانه است. این در حالی است که خودی ها همواره از بهترین بیمارستان ها و داروهای خارجی با کیفیت برخوردار بودند.

نظر شما