اما در دی‌ماه 1404، شکافی در میان طبقه حاکم مشاهده نمی‌شد که موجد فرصت سیاسی شود. پس چه چیزی این فرصت را ایجاد کرد؟ پاسخ را باید در مداخله ترامپ و توییت‌هایش جست‌وجو کرد. حمایت او از معترضان و تهدید مبنی بر اینکه اگر کسی کشته شود مداخله خواهد کرد، نوعی فرصت سیاسی را در اذهان متبادر کرد. برخی تصور کردند که به دلیل تهدید ترامپ، امکان برخوردهای سخت در اعتراضات کمتر خواهد بود و چه بسا به همین دلیل بود که حتی برخی با خانواده به خیابان آمده بودند. توییت ترامپ همچنین این تصور را ایجاد کرده بود که در صورت کشته‌شدن افراد در خیابان، مداخله خارجی ممکن است تغییرات مطلوب معترضان را رقم بزند.

عاملی که زمینه‌ساز کنش جمعی بی سابقه در اعتراضات شد

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق،   40 روز از وقایع تلخ و دردناک 18 و 19 دی‌ماه گذشت. حالا با فاصله‌گرفتن از آن روزها، بهتر می‌توان از منظر جامعه‌شناختی، آن پدیده را بررسی کرد؛ روزهایی که شهرهای مختلفی در سرتاسر کشور شاهد حضور گسترده مردم در خیابان بودند. آنچه را در آن روزها رخ‌داد،  می‌توان نوعی «کنش جمعی» اعتراضی تلقی کرد و با این مفهوم آن را توضیح داد. بر همین اساس، پرسش اصلی این است که چه عواملی زمینه‌ساز شکل‌گیری چنین کنشی شد؟

از آنجا که پدیده‌های اجتماعی تک‌علتی نیستند و مجموعه‌ای از عوامل در شکل‌گیری آنها نقش دارند، می‌توان سه مؤلفه مؤثر را در وقوع این کنش جمعی برجسته کرد:

1. نارضایتی، ناامیدی و استیصال فراگیر: نارضایتی در جامعه پدیده‌ای فراگیر است. مطابق با برخی پیمایش‌ها، درصد کمی از مردم از شرایط فعلی در کشور رضایت دارند. افزایش فقر، کوچک‌شدن طبقه متوسط و سقوط بخش‌هایی از آن به طبقات فرودست، یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده این نارضایتی است. این روند، نوعی «محرومیت نسبی» ایجاد کرده که خود محرک خشم و یکی از عوامل اصلی بروز اعتراضات خیابانی است. بحران‌های اقتصادی روزافزون نیز زندگی را برای طبقات فرودست دشوارتر کرده و احساس رنج و سختی را تشدید کرده است. علاوه بر شرایط اقتصادی، شرایط اجتماعی و سیاسی نیز بر نارضایتی مردم می‌افزاید. این در حالی است که چشم‌اندازی برای اصلاح و عبور از این وضعیت نیز نمایان نیست و بسیاری از مردم نسبت به بهبود وضعیت کشور در آینده چندان امیدوار نیستند و حتی آینده را بدتر از امروز می‌پندارند.

در نتیجه، با از بین رفتن امید به اصلاحات واقعی در کشور و افزایش نارضایتی، نوعی استیصال در میان عموم مردم مشاهده می‌شود که زمینه اجتماعی لازم برای شکل‌گیری کنش اعتراضی را فراهم می‌کند. این نارضایتی و ناامیدی، زمینه اجتماعی ناآرامی‌ها را ایجاد کرده و شرط لازم برای ایجاد یک کنش جمعی اعتراضی را فراهم آورده است. با این حال، این نارضایتی پیش‌تر نیز وجود داشته است. پرسش مهم این است که چرا در این مقطع زمانی خاص، اعتراضات شعله‌ور شد؟ اینجاست که عوامل دیگر برجسته می‌شوند.

2. ادراک از توییت ترامپ به‌ عنوان محرک: بر اساس تئوری‌های کنش جمعی و جنبش‌های اجتماعی، کنش جمعی اعتراضی نه‌تنها بر اساس نارضایتی، بلکه 

بر مبنای آسیب‌پذیری‌ها و گشایش‌های نظام سیاسی شکل می‌گیرند. امری که ذیل نظریه فرصت سیاسی (Political Opportunity Theory)، صورت‌بندی می‌شود. منظور از فرصت سیاسی شرایطی است که در آن به علل و دلایل متفاوتی امکان یا تمایل کنترل و سرکوب اعتراضات از سوی دولت کاهش یافته باشد. به تعبیر سیدنی تارو، زمانی که گروه‌های ناراضی احساس کنند هزینه‌های اعتراض کمتر از قبل شده، احتمال مشارکت اعتراضی آنها بیشتر است.

در ادبیات نظری، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های فرصت سیاسی، «شکاف در بالا» است که در آن زمان، معترضان احساس می‌کنند امکان برخورد با آنها کمتر شده و امکان تغییر بیشتر است. اما در دی‌ماه 1404، شکافی در میان طبقه حاکم مشاهده نمی‌شد که موجد فرصت سیاسی شود. پس چه چیزی این فرصت را ایجاد کرد؟

پاسخ را باید در مداخله ترامپ و توییت‌هایش جست‌وجو کرد. حمایت او از معترضان و تهدید مبنی بر اینکه اگر کسی کشته شود مداخله خواهد کرد، نوعی فرصت سیاسی را در اذهان متبادر کرد. برخی تصور کردند که به دلیل تهدید ترامپ، امکان برخوردهای سخت در اعتراضات کمتر خواهد بود و چه بسا به همین دلیل بود که حتی برخی با خانواده به خیابان آمده بودند. توییت ترامپ همچنین این تصور را ایجاد کرده بود که در صورت کشته‌شدن افراد در خیابان، مداخله خارجی ممکن است تغییرات مطلوب معترضان را رقم بزند.

در چارچوب نظریه انتخاب عقلانی، افراد پیش از پیوستن به اعتراضات نوعی محاسبه هزینه-فایده انجام می‌دهند و زمانی به یک کنش جمعی می‌پیوندند که احساس کنند فواید آن از هزینه‌های آن بیشتر خواهد بود. نظریه فرصت سیاسی را نیز ذیل همین چارچوب می‌توان ارزیابی کرد. توییت و مداخله ترامپ این معادله را به نفع مشارکت تغییر داد و این تصور را ایجاد کرد که «فرصتی کم‌هزینه برای تغییرات بزرگ» فراهم شده است. در فضایی آکنده از نارضایتی و ناامیدی، این عامل نقش محرک و امیدبخش داشت؛ هرچند امید ایجادشده نیز چندان مبتنی بر واقعیت نبود.

3. عبور از آستانه مشارکت و نقش شبکه‌های اجتماعی: نارضایتی و فرصت سیاسی به‌تنهایی برای شکل‌گیری کنش جمعی کافی نیستند. مؤلفه سومی که باید به آن توجه کرد «آستانه مشارکت» است؛ اینجاست که پای شبکه‌های اجتماعی نیز به میدان می‌آید. بر اساس تئوری‌های کنش جمعی، هر فردی برای کنشگری جمعی و اعتراض، یک «آستانه» دارد. به عبارت بهتر، «آستانه» پیوستن افراد به یک کنش جمعی متفاوت است: برخی با اولین نشانه‌ها وارد میدان می‌شوند، برخی فقط زمانی مشارکت می‌کنند که حضور گسترده دیگران را ببینند. شبکه‌های اجتماعی این فرایند را تسهیل می‌کنند. فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در اینستاگرام بیش از ۸۰ میلیون بار دیده شد؛ یعنی توسط میلیون‌ها کاربر بازنشر شده بود.‌ پیام و سیگنالی که این اعداد و بازنشرها به دیگران ارسال می‌کرد، آن بود که تعداد افرادی که به این فراخوان پاسخ مثبت خواهند داد، زیاد خواهد بود. شکل‌گیری این تصور از حضور، موجب شد کسانی که زمینه اعتراضی داشتند با احتمال بیشتری به خیابان بیایند.

کدام عامل در شکل‌گیری تجمعات دی‌ماه مهم‌تر بود؟

بر اساس مباحث مطرح‌شده، می‌توان نتیجه گرفت‌ سه عامل مختلف در استقبال از تجمعات 18 و 19 دی‌ماه مؤثر بوده است: مهم‌ترین و بنیادی‌ترین عامل، زمینه اجتماعی نارضایتی است که شرط لازم برای کنش اعتراضی است. عامل مهم دوم، فرصت سیاسی است که ترامپ در ذهن معترضان خلق کرد. ترامپ با توییت خود، نه واقعیت سیاسی، بلکه ادراک معترضان از فرصت سیاسی را دستکاری کرد. بدون خلق این ادراک و این «فرصت متصور» که فواید کنشگری جمعی اعتراضی بیش از هزینه‌های آن است، هیچ فراخوانی تا این اندازه مورد استقبال قرار نمی‌گرفت و عامل سوم عبور از آستانه مشارکت از طریق شبکه‌های اجتماعی بود که موجی از حضور را ممکن کرد. در نهایت، آنچه ناآرامی‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را از فراخوان‌های پیشین متمایز کرد، نه صرفا حجم نارضایتی یا گستردگی بازنشر فراخوان، بلکه تغییری بود که به واسطه مداخله ترامپ و تغییر در ادراک معترضان ایجاد شد. اگر تحت تأثیر این مداخله و توییت در ذهن بسیاری از معترضان این تصور ایجاد نمی‌شد که هزینه حضور خیابانی پایین‌تر و احتمال اثرگذاری بالاتر است، بعید بود چنین سطحی از مشارکت رقم بخورد. این تغییر در معادله هزینه-فایده، حلقه‌ای است که در بسیاری از تحلیل‌های سیاسی نادیده مانده و باعث شده تجمعات آن شب‌ها به‌خطا به یک عامل تقلیل یابد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha