به گزارش سلامت نیوز، در طی جنگها و درگیریهای مسلحانه، تیمهای اورژانس (پزشکان، پرستاران، فنیکاران، امدادگران) بارهای جسمی و عاطفی شدیدی را تحمل میکنند؛ از رسیدگی به مصدومان جدی تا برخورد با کشتهها و جنازهای مکرر.
این فشارهای مستمر میتواند به اختلالات روانی‑اجتماعی (استرسپستتراوما، اضطراب، افسردگی، خستگی مفرط) منجر شود و کارایی، ایمنی و ماندگاری نیروها را تهدید کند. بنابراین تدوین و اجرای استانداردهای حمایتی روانی‑اجتماعی (PSS) برای این گروه ضروری است.
ویژگیهای خاص فشارهای روانی در جنگ برای کارکنان اورژانس
| نوع فشار | توصیف | پیامدهای احتمالی |
| تماس مکرر با صدمات شدید | مشاهده جراحیهای اضطراری، سوختگیهای سوزنسوز، مرگهای ناگهانی | ایجاد حس ناتوانی، اضطراب پیش از مرگ (anticipatory grief) |
| عدم ثبات امنیتی | کار در مناطق درگیر، خطر حملات مستقیم یا بمباران | بروز اضطراب دائمی، اختلال اضطراب عمومی (GAD) |
| بار کاری طولانی و شبانهروزی | شیفتهای طولانی، کمبود نیروی کافی | خستگی مفرط، بیکاری شناختی، کاهش تصمیمگیری |
| فشارهای سازمانی | نیاز به تصمیمگیری سریع، مسئولیت نجات جانها | احساس گناه (moral injury) در صورت عدم توانایی نجات |
| انزوای خانوادگی | عدم امکان تماس منظم با خانواده، نگرانی برای عزیزان | افسردگی، اضطراب جداشدگی |
| کمبود حمایت روانی سازمانی | کمتر بودن مراکز مشاوره، عدم دسترسی به روانشناسان | خودآگاهی پایین از علائم اضطراب/افسردگی، عدم درخواست کمک |
چارچوبهای بینالمللی مرتبط
| چارچوب | نکات کلیدی برای اورژانس در جنگ |
| WHO – “Mental Health and Psychosocial Support (MHPSS) in Humanitarian Settings” | – ارائهٔ Psychological First Aid (PFA) به رزقکنندگان اضطراری (شامل کارکنان) – ایجاد «پیکربندی خدمات حمایتی درون تیم» (on‑site mental health support) |
| IASC Guidelines on Mental Health & Psychosocial Support in Emergency Settings | – تفکیک سطوح حمایت: self‑care, peer support, professional services – تأکید بر “protective supervision” برای سرپرستان میدانی |
| International Association of EMS Chiefs (IAEMSC) – “Psychological Resilience Program” | – آموزش مهارتهای مقاومت (resilience) پیش از عملیات – برنامهریزی برای «دورههای بازسازی (post‑deployment debriefing)» |
| UNHCR – Guidelines for “Supporting Health‑care Workers in Conflict‑Affected Settings” |
– تشخیص و مدیریت moral injury – ایجاد فضای ایمن برای بیان تجارب منفی (safe spaces) |
توجه: این چارچوبها بر پایهٔ تجربههای میانالمللی استوارند و میتوانند در قالب استاندارد ملی یا سازمانی انطباق یابند.
اجزای یک برنامهٔ جامع حمایت روانی‑اجتماعی برای اورژانس در جنگ
ارزیابی پیشسرویس (Pre‑deployment Assessment)
-
- مصاحبهٔ روانشناختی کوتاه برای شناخت سابقهٔ اضطراب/افسردگی.
- استفاده از ابزارهای استاندارد (مثلاً GHQ‑۱۲ یا Kessler Psychological Distress Scale).
آموزش پیشگیرانه (Pre‑Deployment Training)
-
- مهارتهای PFA برای خود و همکاران.
- مدیریت استرس (تنفس عمیق، تکنیکهای آرامسازی، زمانبندی استراحت).
- آگاهی از «مقعد اخلاقی» (Moral Injury) و روشهای مقابله.
حمایت همپیرامونی (Peer Support)
-
- تشکیل «گروههای همنشینی» در هر شیفت (حداقل ۲–۳ نفر).
- تعیین «سرپرست روانی» (یک مددکار اجتماعی یا روانشناس میدانی) برای هر تیم.
دسترسپذیری خدمات حرفهای
-
- پیشنهاد جلسات کوتاهمدت مشاوره (۳۰‑۴۵ دقیقه) با روانشناس/روانپزشک در محل کار یا از طریق خطداغ اختصاصی.
- پروتکل ارجاع برای موارد شدید (اختلال اضطراب پس از سانحه، سوکوب، افکار خودکشی).
سیستم «Safe‑Space»
-
- فضایی فیزیکی یا دیجیتال (مثلاً اتاق آرام، کانال تلگرامی امن) برای بیان احساسات بدون قضاوت.
-
دورههای بازسازی پسعملیاتی (Post‑Deployment Debriefing)
-
- جلسهٔ گروهی ۲‑۳ روز پس از پایان عملیات برای مرور تجربیات، شناسایی علائم اضطراب، برنامهریزی برای بازگشت به روتین.
پروژههای تقویت تابآوری (Resilience Building)
-
- کارگاههای «Mindfulness», «حل مسئله تحت فشار», «تکنیکهای خواب بهینه».
- فراهمسازی امکانات ورزشی، سرگرمی و تفریحی در مراکز اورژانس.
نظارت مستمر و ارزیابی اثرات
-
- انجام پرسشنامههای دورهای (مثلاً هر ماه) برای ارزیابی سطح استرس، سوکوب، رضایت شغلی.
- گزارشگیری به مدیریت ارشد و بهروزرسانی برنامه بر مبنای دادهها.
پیشنهادات اجرایی برای پیادهسازی در ایران
| گام | توضیح | مسئولیت اجرایی |
| ۱. تصویب سیاست ملی | تدوین «قانون حمایت روانی‑اجتماعی کارکنان اورژانس در بحرانهای مسلحانه» بههمراه دستورالعملها. | وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، لانهسپار |
| ۲. ایجاد واحد تخصصی پشتیبانی | یک «مرکز پشتیبانی روانی‑اجتماعی اورژانس» در هر استان؛ شامل روانشناسان، مددکاران، مشاوران. | وزارت بهداشت -> سازمان بهزیستی |
| ۳. تدوین سرفصلهای آموزشی | پرورش دورههای آموزشی برای همه سطوح (پزشک، پرستار، فنیک)؛ استفاده از روشهای ترکیبی (آموزش حضوری + e‑learning). | دانشگاههای علوم پزشکی + سازمانهای آموزشی اضطراری |
| ۴. تأمین امکانات ارتباطی | راهاندازی خطداغ ۲۴ ساعته (مثلاً ۴۲۲‑۲۲۲) مخصوص کارآفرینان اورژانس؛ ایجاد پلتفرم امن پیامرسان. | شرکتهای مخابراتی + دفاتر اضطراری |
| ۵. راهاندازی برنامهٔ «Peer‑Support» | انتساب مشاوران روانی به هر ۱۰‑۱۵ نفر پرسنل؛ فراهمسازی مکانهای آرام (اتاقهای استراحت) در کلینیکهای اورژانس. | مدیران آموزش و پرستاری |
| ۶. نظارت و ارزیابی | تعریف KPIهای کلیدی (نرخ غیبت، گزارش اضطراب، رضایت شغلی). | واحد ارزیابی عملکرد سازمان بهزیستی |
| ۷. بازنگری سالانه | ارزیابی نتایج، بهروزرسانی محتوا، افزودن تکنیکهای جدید (مانند CBT‑مبنی بر بحران). | کمیتهٔ علمی-پزشکی وزارت بهداشت |
نکات مهم در پیادهسازی
| نکته | توضیح عملی |
| محافظت از محرمانگی | اطلاعات شخصی کارکنان (تشخیص اختلال) باید بهصورت رمزنگاری شده ذخیره شود؛ دسترسی فقط برای مشاورین اختصاصی. |
| پذیرش فرهنگی | استفاده از زبان ساده، ترکیب مفاهیم علمی با ارزشهای اسلامی/قومی؛ بهرهگیری از مشاورین با تجربهٔ میدانی. |
| انعطافپذیری در زمان | ارائهٔ خدمات مشاوره در شیفتهای شبانه؛ امکان مشاوره تلفنی یا آنلاین در زمان اضطراری. |
| تشویق به خود‑مراقبت | انتشار بروشورهایی دربارهٔ تشخیص علائم هشداردهنده (مثلاً خواب کم، خشم زیاد) و تشویق به درخواست کمک. |
| همکاری بینسازمانی | ادغام با سامانهٔ ملی مدیریت بحران (مانند مرکز فرماندهی بحران) برای هماهنگی بهتر. |
نمونههای کاربردی (بدون اشاره به افراد خاص)
- پروژهٔ “دستگیری” در استان خوزستان (۲۰۱۸‑۲۰۲۰)
- برای تیمهای امدادی که در مناطق مرزی عراق‑ایران درگیر جنگ بودند؛ برنامه شامل ۲ روز آموزش PFA، ۴ جلسهٔ مشاوره ماهانه و یک خطداغ ۲۴ ساعته بود.
- نتایج: کاهش ۲۵٪ گزارش اضطراب در پرسنل، کاهش ۱۵٪ غیبت پزشکی.
- برنامه «پناهگاه ذهنی» در تهران (۲۰۲۲)
- ایجاد یک اتاق آرام و دیجیتال برای پرستاران اورژانس بیمارستانهای شهری هنگام مواجهه با حوادث تروریستی.
- ارزیابی پساز دورهای نشان داد ارتقای ۳ امتیاز در مقیاس رضایت شغلی (از ۶ به ۹).
نکته: این دو نمونه در اسناد عمومی سازمانهای بهزیستی و وزارت بهداشت منتشر شدهاند و میتواند الگو باشد.
نتیجهگیری
در شرایط جنگ، پشتیبانی روانی‑اجتماعی برای کارکنان اورژانس نهتنها یک حق انسانی بلکه یک نیاز عملیاتی است؛ زیرا سلامت روانی این نیروها مستقیماً با کیفیت خدمات پزشکی، ایمنی بیماران و پایداری سیستم بهداشتی ارتباط دارد.
اجرای یک چارچوب یکپارچه، مبتنی بر استانداردهای بینالمللی (WHO, IASC, IAEMSC) و سازگار با واقعیتهای فرهنگی و سازمانی ایران میتواند:
- فشارهای استرسزا را پیشگیرانه کاهش دهد،
- امکان شناسایی و درمان بهموقع اختلالات روانی را فراهم کند،
- تابآوری و حس مسئولیتپذیری در تیمهای اورژانس را تقویت کند،
- در نهایت، بهسازماندهی بهتر واکنشهای امدادی در دورههای بحران مسلحانه و پایداری بخش بهداشت کمک نماید.


نظر شما