به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، سمفونی مرگآور جنگ با سازهایی چون بمب، پهپاد، پدافند، جنگنده، سنگرشکن و سپس همنوایی آژیر آمبولانس و آتشنشانی خوراک شنیداری این روزهای مردم در اقصینقاط ایران است. حس شنوایی بهعنوان آخرین حسی که در انسان خاموش میشود در هنگامه جنگ اهمیت حیاتی پیدا میکند. در جنگ، شنوایی از حسی برای جهتیابی و شنیدن به حسی در خدمت بقا تبدیل میشود. در این میان علل مختلفی نظیر تغییر در فعلوانفعالات و مسیر پردازش اصوات در مغز به شرطیشدن نسبت به صداهای مختلف در انسان منجر میشود. شرطیشدنی که بهصورت هراس از صدا خود را نشان داده و این روزها در گفتمان روزمره زندگی مردم بسیار شنیده میشود. اینکه با کوچکترین صدایی از جا میپرند و در ذهنشان، آسانسور صدایی مشابه جنگنده تولید میکند.
زری «ملاتونین» و «کلرودیازپوکساید» را با جرعهای آب میخورد و بطری را بالای سرش میگذارد. ناگهان با صدای مهیبی از تختش بلند میشود. صدایی که مشابه هیچیک از صداهای جنگی که تابهحال شنیده، نیست. از پشت پنجره به دنبال منبع صداست؛ اما آسمان ملتهب تهران امشب آرام است. اخبار را چک میکند و خبر جدیدی نمیبیند. وقتی مجدد به تختش برمیگردد متوجه میشود صدا مربوط به بطری آبمعدنی بالای سرش بوده که در اثر فشار دستش فشرده شده و ناگهان باز میشود. برای فرشید صدای ترالی غذای رستوران مشابه صدای جنگنده است و هر بار که این صدا را میشنود چندقدمی دویده و سپس متوجه اشتباهش میشود. هراس از صدا یکی از تجربههای پربسامد این روزهای مردم ایران در زندگی روزمره است. در گفتگو با «پیامما» با «زهرا مظفری» دانشجوی دکترای تخصصی شنواییشناسی دانشگاه تهران به ماهیت صدای انفجار و اثری که بر شنوایی آدمی میگذارد میپردازیم.
وزوز گوش، اختلال در جهتیابی، آسیب به پرده گوش و افت شنوایی موقت یا دائمی از عوارضی است که به دنبال انفجاردر عملکرد گوش و حس شنوایی ایجاد میشود؛ اما روی دیگر عوارض شنیداری جنگ، تغییر در پردازش اصوات صوتی در مغز است.
در ابتدا مظفری ماهیت و عملکرد حس شنوایی در انسان را چنین شرح میدهد: «حس شنوایی در زمره حواس دور بوده و برای آگاهی ما از محیط، حفظ بقا و مراقبت از خود بسیار حیاتی است.» مظفری ادامه میدهد: «شنوایی آخرین حسی است که در انسان بهخوابرفته و نخستین حسی است که از خواب بیدار میشود.» او در پاسخ به اثرات جنگ بر آستانه شنوایی میگوید: «در شرایط کنونی صداها برای انسان به یک هشدار خیلی مهم تبدیل شدهاند؛ در این وضعیت مغز در یک آمادهباش مداوم، مشغول پردازش کوچکترین اطلاعات شنوایی بوده و مستمر در حال آنالیز محیط اطراف از طریق اطلاعات شنیداری است. در چنین شرایطی ما شاهد توجه بیش از حد روی صداهای محیط هستیم و باید گفت که آستانه شنوایی تغییری نکرده است..»
در ادامه گفتگوی ما با مظفری، وی ضمن اشاره به آستانه شنوایی طبیعی انسان، راهکارهای مراقبت از گوش را در شرایط جنگی چنین بیان میکند: «آستانه شنوایی یک فرد هنجار در محدوده 0-15 dBHL قرار داشته و در جنگ ما شاهد صدای انفجارهایی بیش از 120 dB هستیم.» به گفته مظفری فاصله از منبع انفجار عامل بسیار مهم و تعیینکنندهای در میران صدا و آسیبی است که به گوش میرسد. درحالیکه سایت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی در فایل آموزشی استفاده از پنبه در گوش را راهکاری برای کاهش آسیب به سیستم شنوایی انسان در نظر گرفته است این عضو هیئتعلمی دانشگاه چنین راهکاری را در مواجهه با اصوات بسیار بلند انفجار بیاثر میداند. او دراینرابطه میگوید: «مهمترین عامل برای کاهش آسیب شنوایی فاصلهگرفتن از منبع صدا و انفجار است. زیرا در انفجار، شدت صدا و انرژی وارد شده به گوش بسیار بالا بوده و گذاشتن پنبه معمولاً محافظت مؤثری ایجاد نمیکند.» مظفری در این باره ادامه میدهد: «برای محافظت مؤثر به محافظهای حرفهای شنوایی که در محیطهای صنعتی و نظامی استفاده میشود نیاز است.»
انفجار با مغز چه میکند
وزوز گوش، اختلال در جهتیابی، آسیب به پرده گوش و افت شنوایی موقت یا دائمی از عوارضی است که به دنبال انفجار در عملکرد گوش و حس شنوایی ایجاد میشود. اما روی دیگر عوارض شنیداری جنگ، تغییر در پردازش اصوات صوتی در مغز است. اتفاقی که در جنگ عراق با ایران مسبوق به سابقه بوده و از آن با عنوان «موجی شدن» یاد میشود. دکتر «شکیبا مرادیفر» روانپزشک به تعریف علمی اصطلاح موجی شدن به دنبال شنیدن اصوات و دریافت انرژی موج انفجار میپردازد: «در روانپزشکی تخریب و اختلال عملکرد در سلول، بافت و ارگانهای بدن که ناشی از انرژی زیاد امواجی با سرعت مافوقصوت است را موجی شدن میگوییم.» مرادیفر واکنش و رفتارهای انسان در مواجهه با اصوات جنگی را به سه دسته تقسیم میکند: «در مواجه با انفجار ابتدا ما شاهد رفتارهای هایپرویجیلنس یا بیشبرانگیختگی هستیم. در این حالت فرد نسبت بهتمامی محرکهای محیطی حساسیت مضاعفی پیدا میکند و با صدای در یا حرکت موتورسیکلت نیز از جا میپرد.» این روانپزشک اختلال در حوزه اتنشن یا توجه را شکل دیگری از واکنش انسان به اصوات جنگی عنوان میکند و میگوید: «در این حالت فرد بهصورت ناخودآگاه دچار فراموشیهای زودگذر میشود.» مرادیفر فلشبک به لحظات انفجار را شکل سوم واکنش مغز انسان به جنگ میداند. حالتی که در آن فرد شاهد تداعی مکرر وقایع بهصورت واقعی است. این روانپزشک تغییر در مسیرهای پردازش اصوات در مغز را عامل اصلی واکنشهای مذکور در مواجهه با صداهای جنگی بیان میکند: «در حالت طبیعی مغز برای تحلیل موقعیت از مسیر کند؛ اما دقیق کورتیکال یا بخش قشری استفاده میکند. سپس بر اساس نوع محرک و پردازش بخش قشری، مغز تحلیل میکند که آیا نیاز به پاسخ دارد یا نه. اما در شرایط جنگ و خاصه موجگرفتنی بهخاطر آسیب میکروسکوپی که در ارتباطات نورونی در مغز اتفاق میافتد پردازش در ناحیه ساب کورتیکال یا زیرقشری صورتگرفته که عمدتاً محل پاسخهای رفلکسی و فاقد تحلیل و تمرکز به محرکها است.»
شرطیشدن به صدا
در شرایطی که مغز انسان هر صدایی را پیش از مشخصشدن منبع و ماهیتش مرگآور تلقی میکند، شاهد شرطیشدن به صدا هستیم. واکنشی که «نگار احمدوند» روانشناس و رواندرمانگر تحلیلی چنین تشریح میکند: «اساساً بیش و پیش از هر وظیفهای که برای مغز انسان متصور شویم، مغز عضوی برای بقاست و تمامی مکانیسمهای درونی مغز هم بر محور بقا طراحی شدهاند. مادامیکه در شرایط جنگی صدا و انفجار منجر به تهدید بقا میشود، مغز صدا را عاملی خلاف بقا میداند. در این حالت شاهد هستیم که افراد جنگزده وقتی به منطقهای آرام هم میروند با کوچکترین صدایی واکنش فریز و گریز را از خود نشان میدهند. در این حالت فرایند شرطیشدن به صدا رخ داده است و تا وقتی که مغز به محیط جدید اعتماد نکند، با هر صدایی واکنشی مشابه به شرایط جنگی را نشان میدهد.» مکانیسمهای دفاعی مغز راهی برای حفظ حیات انسان به شمار میروند. احمدوند مکانیسم یادآوری را در زمره واکنش دفاعی مغز عنوان میکند و میگوید: «با مکانیسم یادآوری، مغز با هر صدایی واکنش فریز، گریز و ستیز را ایجاد میکند.” به گفته این رواندرمانگر ما شاهد رابطه مشخصی بین ترس و بقا هستیم. مادامیکه بقا به خطر بیفتد حس ترس بالا میآید و در شرایط جنگی صدا به محرکی قوی برای شروع این زنجیره تبدیل شده است.»
اگرچه آدمی تنها حیوانی است که به هر شرایطی عادت میکند و تطبیقپذیری در شرایط جنگی نیز هماکنون در عدهای دیده میشود، اما نباید فراموش کنیم که چنین فعلوانفعالاتی در ماهیت حواس و واکنشهای آدمی تبعات دیرپایی بر روان جمعی جامعه برجای میگذارد. به همین دلیل است که گروهی از روانپزشکان و روانشناسان از سونامی PTSD یا استرس پس از سانحه در جامعه پس از جنگ ایران خبر میدهند.

نظر شما