سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۳
کد خبر: 398020

جوان۳۲ساله ای که با ورود حیرت انگیز به ماجرای نزاع درتفرجگاه جاغرق،دوست کافه دارش را با ضربه چاقوی ضامن داربه قتل رسانددرحالی به تشریح این جنایت هولناک پرداخت که فریادمی زد«من فقط مهارت«نه!»گفتن را نیاموختم!»

قتل به دلیل لنگه جوراب

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان، جوان۳۲ساله ای که با ورود حیرت انگیز به ماجرای نزاع درتفرجگاه جاغرق،دوست کافه دارش را با ضربه چاقوی ضامن داربه قتل رسانددرحالی به تشریح این جنایت هولناک پرداخت که فریادمی زد«من فقط مهارت«نه!»گفتن را نیاموختم!»


عقربه های ساعت گذرعمر را دردقایق اولیه هشتم اسفند به تماشا نشسته بودند و به ۳جوانی می نگریستندکه دودغلیظ قلیان را روی تخت یکی ازتفرجگاه های اطراف مشهد ازگلوی خودبیرون می دادند.


لحظاتی بعد مرد دست فروش به آن ها نزدیک شد واصرارکردتا یک جفت جوراب خریداری کنند.درحالی که جوانان قلیان کش علاقه ای به خرید جوراب نشان نمی دادند بالاخره یکی ازآنان دربرابراصرارهای دست فروش کوتاه آمد و یکی ازجوراب ها را انتخاب کرد.

مرددست فروش با تعجب نگاهی به جوان انداخت وگفت:این جوراب زنانه است! ولی مشتری جوان کافه درحالی که لنگ جوراب را می کشید با غرور خاصی ادعا کرد:«من فقط همین را می خواهم!»مرددست فروش نیزمدعی بودآن جوراب را به تونمی دهم!


دراثنای همین کشمکش ها ناگهان جوراب روی زمین افتاد و به خاطر بارندگی ساعتی قبل،گل آلود شد.این ماجرا به مشاجره انجامید و در این میان کلمه ای«توهین آمیز»فضای تفرجگاه جاغرق درشهرستان طرقبه وشاندیز راغبارآلودکرد.اوضاع آرام آرام رنگ نزاع به خود می گرفت که یکی از۳جوان قلیان کش،به سوی مرد جوراب فروش رفت تا بااوصحبت کند.دل اوکه ازکلمه«توهین آمیز»به شدت رنجیده بود،ادعا کرد قصد دارد با پلیس۱۱۰تماس بگیرد!


دراین شرایط بود که یکی ازآن۳نفر با بیان این که بگذارزنگ بزند سیلی محکمی به صورت مرد دست فروش نواخت و این گونه درگیری شدیدی آغازشد به طوری که با دخالت دیگرمشتریان کافه های اطراف، صندلی و جعبه های خالی نوشابه به هوا پرت می شد.
ازسوی دیگر و درفاصله ۵۰متری ازمحل نزاع،یکی ازکافه داران محل برای دوستش از وضعیت رقابت ناسالم یکی ازهمکارانش درهمان محدوده نزاع،گلایه می کرد که گاهی مشتریانش را به نامردی به طرف کافه خودش می کشاند و از این موضوع بسیارناراحت است.
درهمین هنگام«محمد»(کافه دار۳۳ساله)با شنیدن صدای درگیری ، نگاهی به خیابان جاغرق انداخت و با این تصورکه نزاع مقابل کافه خودش رخ داده است به طرف محل درگیری رفت اما خیلی زود متوجه شدکه نزاع مذکورتوسط مشتریان کافه دیگری شروع شده که او از متصدی آن گلایه مند بود.


درحالی که کافه دار۳۳ساله قصدبازگشت به سوی کافه خودش را داشت ناگهان دوستش را مقابل خود دیدکه ضامن چاقویش را کشیده است وبه نیت انتقام ازکافه دارمذکورقصد ورود به نزاع را دارد ولی او از حرکت دوستش جلوگیری کردوبا ضربه ای که به سینه اش زد،گفت:این نزاع به ما ربطی ندارد و درجای دیگری رخ داده است،اما بهزاد،(دوست ۳۲ساله کافه دار)که غروری حیرت انگیزسراپای وجودش را فراگرفته بود با بیان این که«بی خود می کنندمقابل کافه تودعوا به راه انداخته اند!»اصرارداشت وارد نزاعی شود که اکنون بسیارشدت گرفته بود و عاملان نزاع هرشیئی را درتاریکی شب به سوی یکدیگرپرت می کردند. دراین وضعیت بود که ناگهان یکی ازجعبه های نوشابه به سر«بهزاد» برخورد کرد و او هم درمیان خشم و درد،تیغه چاقوی ضامن دارش را در هوا به گونه ای چرخاند که دریک لحظه شاهرگ گردن دوستش را زد و او را نقش برزمین کرد اما جوان۳۲ساله که همچنان فریاد می کشید ضربه ای هم به پای خودش فرود آورد و ...

 وقتی عاملان این نزاع خونبار،متوجه حال وخیم جوان کافه دارشدند،بلافاصله ازمحل گریختند و بدین ترتیب با تماس تلفنی دیگران،امدادگران اورژانس از راه رسیدند وجوان مجروح را به بیمارستان دکترشریعتی انتقال دادند اما او به دلیل عوارض ناشی ازخونریزی شدید جان خود را ازدست داد و بدین ترتیب پرونده ای جنایی روی میز قاضی رضا احمدی (قاضی ویژه قتل عمد طرقبه وشاندیز)گشوده شد. 


طولی نکشیدکه مقام قضایی درهمان ساعات اولیه بامداد برای بررسی های میدانی عازم محل نزاع مرگبارشد وتحقیقات گسترده ای را آغاز کرد. همزمان با بازبینی دوربین های مداربسته ،عاملان اصلی نزاع درحالی شناسایی شدندکه مشخص شدآن ها ازمشهد به تفرجگاه جاغرق رفته اند. بنابراین با دستور مقام قضایی گروه زبده ای از افسران پلیس آگاهی به سرپرستی سرگرد اسماعیل عظیمی مقدم (رئیس آگاهی طرقبه وشاندیز)،وارد عمل شدند و به رد زنی های اطلاعاتی پرداختند. با راهنمایی های تخصصی قاضی«رضااحمدی» خیلی زود عاملان اصلی نزاع درحالی درمناطق طبرسی شمالی وقلعه ساختمان مشهد دستگیر شدند که برررسی های فنی نشان داد «محمد-الف»(مقتول)با چاقوی  ضامن داریکی ازدوستان صمیمی خودش به نام «بهزاد»به قتل رسیده است .بنابراین وی با دستور قاضی شعبه سوم دادسرای عمومی وانقلاب طرقبه و شاندیز مورد بازجویی های تخصصی قرارگرفت اما تلاش کرد تا بسیاری ازوقایع تلخ راپنهان کند به همین دلیل او با صدور قراربازداشت موقت راهی زندان شد تا این که بالاخره دراواخر اردیبهشت تصمیم گرفت حقیقت ماجرا را درحضورمقام قضایی بازگو کند. 


بنابراین وی با دستورقاضی پرونده به محل وقوع جنایت هدایت شد و مقابل دوربین قوه قضاییه قرارگرفت تا صحنه قتل را بازسازی کند. در همین حال ابتدا سروان قاسم فیاضی(افسرپرونده)خلاصه ای از محتویات پرونده وچگونگی دستگیری متهم به قتل را بازگوکرد و سپس با دستورقاضی ویژه قتل عمد با معرفی کامل خود به تشریح این جنایت هولناک پرداخت.


او درحالی که فریاد می زد:«من درعمرم فقط مهارت«نه»گفتن را  نیاموختم!»به مقام قضایی گفت:آن روز فقط برای غروری که داشتم وارد نزاع شدم تا با دفاع ازدوستم، خودم را به او ثابت کنم! چرا که هیچ وقت نمی توانستم به خواسته کسی«نه»بگویم!


قبل ازوقوع نزاع«محمد»برایم ازرقابت ناسالم یکی ازکافه داران همان محل گلایه می کرد وخیلی ناراحت بود تا حدی که دوست داشت با آن ها درگیرشود! من هم که وقتی اوضاع نزاع را دیدم،فرصت را مناسب دانستم که به خاطردوستم درگیر شوم.اگرنمی رفتم خیلی بد می شد و دیگران می گفتندکه«توکم آوردی!»این بود که چاقوی ضامن دارم را بیرون کشیدم وتا فاصله کوتاهی با آن مشغول بودم چراکه چاقویم قلق خاصی دارد و به راحتی بازنمی شود! وقتی«محمد»مقابلم ایستاد و گفت:نزاع ربطی به ما ندارد!بازهم غرورجوانی رهایم نکرد اما زمانی که جعبه نوشابه به سرم خورد چشمانم سیاه تاریکی رفت و درحالی که گیج بودم نفهمیدم چاقو را درقسمت بالاتنه و به صورت افقی تکان می دهم که متاسفانه به شاهرگ دوست خودم برخورد کرد و این گونه زندگی ام تباه شد ...


بررسی های بیشتر دراین باره با دستور تخصصی قاضی علیزاده(دادستان عمومی وانقلاب طرقبه وشاندیز)همچنان ادامه دارد. 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha