به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری، با پاهای لرزان به سمت چوبه دار قدم برمیداشت. وقتی طناب دار را دور گردنش انداختند، با صدایی که بهسختی شنیده میشد، لب به حلالیت طلبیدن گشود و لحظاتی بعد، با اجرای حکم قصاص، پرونده یکی از جنجالیترین جنایات سال گذشته بسته شد. این تصویری بود که سحرگاه چهارشنبه (دیروز) در محوطه زندان قزلحصار رقم خورد و نقطه پایانی بر تراژدی تلخ زندگی «الهه حسیننژاد»، دختر ۲۵سالهای بود که سال گذشته در مسیر خانه گرفتار سرنوشتی شوم شد.
هنوز آفتاب روز چهارشنبه 30اردیبهشت1405 طلوع نکرده و سکوت سردی محوطه زندان قزلحصار را در بر گرفته بود و در آن سکوت سنگین، پدر و مادر الهه حسیننژاد با گامهایی آهسته وارد زندان شدند.این آخرین مرحله راهی بود که از خرداد سال گذشته آغاز شده بود؛ مسیری پر از رنج، انتظار و کابوسهایی که هر شب آنها را به یاد دختر ۲۵سالهشان میانداخت؛ دختری که سال گذشته قاتلبا بیرحمی جانش را گرفت اما امروز هردو میدانستند که روز پایان است.
لحظهای که همهچیز تمام شد
چند دقیقه بعد، مأموران قاتل الهه حسیننژاد را از انفرادی به محوطه اجرای حکم آوردند. بهمن، قاتل الهه با پاهایی لرزان قدم برمیداشت، با صورتی رنگپریده و چشمانی وحشتزده.وقتی مقابل چوبه دار ایستاد، قاضی اجرای حکم متن رأی را برای آخرین بار خواند: قصاص نفس بهدلیل قتل عمد الهه حسیننژاد. بهمن لحظهای سرش را بالا آورد، نگاهی کوتاه به پدر و مادر الهه انداخت و با صدایی که بهسختی شنیده میشد گفت:
«…حلالم کنید… نمیخواستم کار به اینجا برسد…» اما هیچ کلمهای نمیتوانست سنگینی یک سال درد دلتنگی را از دل پدر و مادری بردارد که دخترشان را برای همیشه از دست داده بودند.چند لحظه بعد، مأمور اجرا طناب را دور گردن او انداخت و حکم قصاص اجرا شد.سحرگاه چهارشنبه، در همان نور کمرنگ اول صبح، همهچیز تمام شد و یکی از جنجالیترین پروندههای جنایی سال گذشته
به ایستگاه آخر رسید.
روایت مادر الهه از صبح قصاص
سرانجام پس از گذشت حدود یک سال، درحالیکه چیزی تا نخستین سالگرد فوت الهه نمانده است، پدر و مادر داغدار شاهد پایان زندگی قاتل دخترشان بودند.
مادر الهه میگوید: یک هفته قبل از اجرای حکم به ما اطلاع دادند که زمان اجرا تعیین شده و قاتل به انفرادی منتقل شده است. همان موقع فهمیدم روزهای سختی پیش رو داریم. ساعت5 صبح چهارشنبه ۳۰اردیبهشت ما را به محوطه بردند. بهمن را آوردند. وقتی طناب را انداختند و حکم قصاص قاتل دخترمان اجرا شد، همان لحظه حس کردم الهه نیز آزاد شد. دخترم آرام گرفت و ما هم بعد از یک سال دلهره به آرامش رسیدیم.او ادامه داد: درست است که الهه هرگز به خانه برنگشت، اما ما حقش را گرفتیم. ما فقط عدالت میخواستیم؛ همین.
آغاز یک مسیر بیبازگشت
ماجرای این پرونده جنجالی به 4خرداد سال گذشته بازمیگردد؛ روزی که الهه مانند هر روز از محل کارش در آرایشگاهی در سعادتآباد خارج شد تا به خانه پدریاش در اسلامشهر برود. او در میدان آزادی سوار یک دستگاه خودروی سمند نقرهای شد، اما هرگز به مقصد نرسید. ناپدید شدن ناگهانی این دختر جوان موجی از نگرانی را در شبکههای اجتماعی به راه انداخت. کارآگاهان پلیس آگاهی تهران در کمتر از ۴۸ساعت با ردیابیهای فنی، راننده سمند را شناسایی و دستگیر کردند. با اعترافات تکاندهنده قاتل، جسد بیجان الهه در بیابانهای اطراف فرودگاه امامخمینی(ره) کشف شد.
کشوقوسهای تأمین دیه
پس از تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در جلسه دادگاه، نماینده دادستان اتهام مباشرت در قتل عمد، مخفی کردن جسد و تخریب اموال را به متهم تفهیم کرد. هیأت قضایی پس از شنیدن اظهارات طرفین، رأی به قصاص نفس صادر کردند. در این میان، مسئله پرداخت تفاضل دیه به چالشی برای اجرای حکم تبدیل شد. سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد که این پرونده شرایط شرعی استفاده از بیتالمال برای پرداخت دیه را ندارد، اما سرانجام با دستور رئیس قوه قضاییه و کمکهای مردمی و فراکسیون زنان مجلس، مبلغ تفاضل دیه تأمین شد تا مسیر اجرای عدالت هموار شود.
اعترافات متهم
بهمن، قاتل ۳۷ساله که پس از دستگیری به تشریح جزئیات جنایت پرداخت، مدعی بود قصد قتل نداشته است. او در بازجوییها گفت:« 6ماه بود از همسرم جدا شده بودم و فشار روانی زیادی داشتم. آن شب الهه سوار ماشینم شد. میخواستم با او درد دل کنم تا آرام شوم، اما حرفهایی زد که کنترلم را از دست دادم.
وقتی چشمم به گوشی موبایلش خورد، وسوسه سرقت به جانم افتاد، اما وقتی مقاومت کرد، بر اثر خشم با چاقویی که برای دفاع از خودم حمل میکردم او را به قتل رساندم.» این در حالی بود که پرونده متهم نشان از سوابق درگیری و شرارت داشت و خانواده مقتول از همان ابتدا اشد مجازات(قصاص) را برای وی طلب کرده بودند.

نظر شما