به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا،جشنواره «حال خوب دریاچه ارومیه» در حالی برگزار شد که استقبال قابل توجه مردم نشان داد عشق و امید شهروندان به احیای نگین فیروزهای ایران همچنان زنده است؛ حضور گسترده خانوادهها و گردشگران ثابت کرد که هر برنامهای با محوریت این سرمایه طبیعی و هویتی میتواند مورد توجه افکار عمومی قرار گیرد، اما آنچه در عمل دیده شد، فاصله معنادار میان ظرفیت مردمی و کیفیت مدیریت رویداد بود.
نخستین نکتهای که در بدو ورود به محل جشنواره جلب توجه میکرد، نبود حداقل زیرساختهای لازم برای برگزاری یک رویداد عمومی بود؛ به گونهای که اگر از رنگ شدن کشتی آرتیما پس از سالها بیتوجهی فاکتور بگیریم، دیگر چیزی برای گفتن نمیماند.
مسیر حدود ۱۰۰ متری منتهی به کشتی آرتمیا همچنان آسفالت نشده بود و گرد و خاک ناشی از تردد خودروها و جمعیت، آسایش بازدیدکنندگان را مختل میکرد؛ این در حالی است که هر رویداد گردشگری پیش از هر چیز نیازمند آمادهسازی محیط و فراهم کردن حداقل امکانات رفاهی است.
اما با این اوصاف، نگارنده معتقد است که ضعف اصلی جشنواره نه در زیرساخت، بلکه در محتوا و برنامهریزی نمایان بود؛ بسیاری از غرفههای دستگاههای اجرایی صرفا برای اعلام حضور برپا شده بودند؛ بدون ایدهای تازه، بدون برنامهای خلاقانه و بدون آنکه بتوانند حتی ارتباطی موثر با مخاطب برقرار کنند.
غرفههای حوزه اداره کل ورزش و جوانان آذربایجانغربی که میتوانست با اجرای برنامههای مشارکتی، مسابقات، رویدادهای فرهنگی و فعالیتهای نوآورانه به یکی از بخشهای جذاب جشنواره تبدیل شود، عملا به فضایی کمرمق، فاقد جذابیت و کلیشهای تبدیل شده بودند؛ گویا آمده بودند که فقط بگویند ما هم هستیم.
البته وضعیت سایر دستگاههای حاضر در این جشنوراه نیز متفاوت تر از ورزش و جوانان نبود؛ از اداره کل امور اجتماعی استانداری و فرمانداری ارومیه گرفته تا برخی دستگاههای متولی از جمله آب منطقه ای، شهرداری و حوزههای گردشگری، بیش از آنکه به کیفیت و اثرگذاری رویداد بیندیشند، به برگزاری آن برای رفع تکلیف اداری و گرفتن عکس یادگاری توجه داشتهاند که نتیجه چنین رویکردی نیز برگزاری جشنوارهای است که نام و موضوع آن بزرگ تر از محتوای ارایه شده در آن است.
امروز در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و حتی استان های کشورمان، جشنوارهها به ابزاری برای برندینگ شهری، توسعه گردشگری و جلب مشارکت اجتماعی تبدیل شدهاند؛ مدیران محلی با بهره گیری از ایدههای نو، فناوریهای جدید، برنامههای تعاملی و مشارکت بخش خصوصی، رویدادهایی خلق میکنند که علاوه بر جذب مخاطب، در ذهن مردم نیز ماندگار میشود.
مقایسه چنین رویدادهایی با آنچه در جشنواره حال خوب دریاچه ارومیه مشاهده شد، نشان میدهد هنوز فاصله زیادی تا استانداردهای حرفهای رویدادسازی وجود دارد؛ نگارنده معقتد است که نگاه سنتی به این حوزه، رویداد سازی در آذربایجانغربی را از خلاقیت تهی کرده است.
نگارنده معتقد است که مدیران اجرایی استان هنوز با تارگت گردشگری استاندار آذربایجانغربی و آیندهای که برای آینده این صنعت در استان پیش بینی شده است، فاصله دارند؛ البته با لحاظ این ضعف و مدیریت آن در کوتاه مدت، پیشنهاد میشود که اعزام مدیران و برگزارکنندگان اینگونه برنامهها به جشنواره های موفق کشوری و بین المللی برای آشنایی با تجربیات نوین در دستور کار باشد.
بازدید از نمونههای موفق میتواند نگاه مدیران را از برگزاری صرف یک مراسم، به خلق یک رویداد اثرگذار تغییر دهد؛ رویدادی که نه فقط چند غرفه و چند بنر، بلکه تجربهای ماندگار برای شهروندان و گردشگران رقم بزند؛ البته اگر عزم جدی برای انجام آن وجود داشته باشد.
دریاچه ارومیه به اندازه کافی برای مردم آذربایجانغربی اهمیت و محبوبیت دارد؛ آنچه کمبودش احساس میشود، نه علاقه مردم، بلکه مدیریت خلاق، برنامه ریزی حرفها ی و جسارت در استفاده از ایدههای نو است.
«حال خوب» با شعار و بنر ایجاد نمیشود بلکه حال خوب نتیجه احترام به مخاطب و اجرای برنامهای است که ارزش وقت و حضور مردم را بداند و در مسیر امید آفرینی و افزایش نشاط اجتماعی از آن بهره ببرد.

نظر شما