به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، «شاخص کیفیت هوا» از کلیدواژههایی است که برای ساکنان شهرهای بزرگ در تمامی فصول بسیار نامآشناست. مفهوم این شاخص را گروههای در معرض خطر مانند بیماران قلبی و ریوی، کودکان، سالمندان و زنان باردار، عمیقتر درک میکنند. شاخص کیفیت هوا سنجهای است که میزان آلودگی هوای منطقهای مشخص را در سطوح مختلف پاک، ناسالم برای گروههای حساس، ناسالم برای همه، بسیار ناسالم و خطرناک به نمایش میگذارد. این شاخص برای اندازهگیری پنج مورد از مهمترین آلایندههای هوا یعنی ذرات معلق، دیاکسید نیتروژن، ازن سطح زمینی، مونواکسید کربن و دیاکسید گوگرد به کار میرود.
«سیاهه انتشار آلودگی هوا»، فهرستی است شامل مجموعهای از دادهها که انتشار آلایندگی تولیدی از منابع گوناگون را به تفکیک مکانی و زمانی نشان میدهد. انتشار آن بر اساس قانون هوای پاک به عهده سازمان حفاظت محیط زیست است، اما شهرداری تهران تاکنون چند بار و آخرین بار زمستان سال گذشته، سیاهه انتشار آلودگی هوای این کلانشهر را منتشر کرده است.
با فاطمه کریمی، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای شهرداری تهران در این باره گفتگو کردهایم که ماحصل آن را میخوانید.
یکی از مهم ترین مسائل در تعیین شاخص آلودگی هوا، ذرات معلق است که درباره عوارض آن هم بسیار میشنویم. تفاوت میان مونوکسید و ذرات معلق در آلودگی هوا چیست؟
- منظور از «مونوکسید» معمولا مونوکسید کربن یاCO است. تفاوت اصلیCO با ذرات معلق در سه محور است؛ اول از نظر ماهیت، مونوکسید کربن یک گاز بیرنگ و بیبوست، اما ذرات معلق یا PM، ذرات جامد یا قطرات بسیار ریز معلق در هوا هستند؛ مثل دوده، گرد و غبار، خاکستر، ذرات ناشی از احتراق یا ترکیبات ثانویهای که در جو تشکیل میشوند.
دوم از نظر اثر بر بدن، مونوکسید کربن با هموگلوبین خون ترکیب میشود و اجازه نمیدهد اکسیژن به بافتها برسد؛ بنابراین در غلظت بالا میتواند سریعا باعث سردرد، سرگیجه، اختلال هوشیاری و حتی مرگ شود، اما ذرات معلق بهویژه ۲.۵ PM، وارد عمق ریه میشوند، میتوانند التهاب، تشدید آسم، بیماریهای قلبی و ریوی، سکته، کاهش عملکرد ریه و افزایش مرگ و میر زودرس ایجاد کنند.
سوم از نظر نوع خطر، مونوکسید کربن بیشتر یک خطر حاد و فوری است؛ مخصوصا در فضاهای بسته، خانهها، پارکینگها، موتورخانهها یا جاهایی که وسیله احتراقی بدون تهویه مناسب کار میکند. ذرات معلق هم خطر حاد دارند اما اهمیت اصلی آنها در مواجهه مکرر و طولانیمدت است؛ یعنی اگر مردم هر روز در هوای آلوده نفس بکشند، میزان بیماری قلبی، تنفسی و حتی سرطان افزایش پیدا میکند.
با این توصیف، کدامیک از اینها برای سلامت شهروندان خطر بیشتری دارد؟
- این که کدام خطرناکتر است بستگی به شرایط دارد. در یک فضای بسته با بخاری، آبگرمکن، ژنراتور یا خودرو، مونوکسید کربن میتواند در مدت کوتاه کشندهتر باشد اما در مقیاس شهری و جمعیتی، ذرات معلق، مخصوصا ۲.۵ PMمعمولا خطر گستردهتر و مزمنتری دارند، چون تعداد زیادی از مردم را برای مدت طولانی درگیر میکنند.
منابع تولید مونوکسید کربن عمدتا احتراق ناقص سوختهاست؛ مثل خودروها، موتورسیکلتها، بخاری و آبگرمکن معیوب، موتورخانه، ژنراتور، زغال، اجاق، دودکش نامناسب و هر وسیلهای که گاز، بنزین، گازوئیل، چوب یا زغال را ناقص بسوزاند.
منابع ذرات معلق متنوعتر است؛ از اگزوز خودروهای دیزلی و بنزینی، صنایع، نیروگاهها، سوزاندن پسماند، آتشسوزی، گرد و غبار جاده و عملیات ساختمانی گرفته تا واکنشهای شیمیایی در جو که از آلایندههایی مثل اکسیدهای
نیتروژن و دیاکسید گوگرد، ذرات ثانویه میسازند.
بنابراین جمع بندی علمی این است که مونوکسید کربن، خطر خاموش و فوری است، چون دیده و بوییده نمیشود و در غلظت بالا میتواند سریعا مرگآور باشد اما ذرات معلق، خطر گسترده و ماندگارتر شهری هستند، چون به عمق دستگاه تنفس نفوذ میکنند و در بلندمدت سلامت قلب، ریه و عروق را تحتتأثیر قرار میدهند. در سالهای اخیر به دلیل اصلاح سیستم احتراقی خودروهاco بهعنوان آلاینده شاخص بالاتر از استاندارد سلامتی شناخته نمیشود، زیرا منواکسید کربن در منابع متحرک عمدتا از احتراق ناقص سوخت ایجاد میشود.
شما پیش از این اعلام کرده بودید که علاوه بر مشخص شدن سهم منابعی مانند سیستم حمل و نقل اعم از سوخت و خودرو، نیروگاه ها، پالایشگاه ها و صنایع، برای اولین بار در سیاهه جدید، موضوعاتی مانند پسماندسوزی و معادن شن و ماسه و سهم آنها در آلودگی هوای تهران موردتوجه قرار گرفتهاند.این موارد جدید چه سهمی در آلودگی هوای پایتخت دارند؟
- در سیاهه انتشار جدید، برای نخستینبار تلاش شده است برخی منابعی که پیشتر کمتر بهصورت مستقل و عددی دیده میشدند از جمله پسماندسوزی و فعالیتهای مرتبط با شن و ماسه، به شکل دقیقتر وارد فرآیند بررسی شوند. البته درباره سهم عددی این منابع در آلودگی هوا هنوز زود است عدد قطعی اعلام کنیم؛ چون محاسبه سهم انتشار، نیازمند تکمیل دادههای ورودی، صحتسنجی، مدلسازی و کالیبراسیون نتایج است و اعلام درصد یا سهم مشخص پیش از نهایی شدن این مراحل میتواند برداشت نادرست ایجاد کند.
اما درباره پسماندسوزی، علاوه بر فرآیند سیاهه انتشار، یک مطالعه مستقل مبتنی بر تصاویر ماهوارهای نیز انجام شده است که تصویر دقیقتری از الگوی مکانی و زمانی این پدیده به ما میدهد. در این مطالعه، رخدادهای حرارتی در تهران و پیرامون آن شناسایی و به «سایتهای آتش» قابل پیگیری تبدیل شدهاند. نتایج نشان میدهد پسماندسوزی صرفا یک موضوع موردی یا پراکنده نیست، بلکه در برخی پهنههای استان، بهویژه در نواحی پیرامونی، جنوبی و حاشیهای، بهصورت تکرارشونده قابل مشاهده است.
برای نمونه در بازه بررسیشده، در مقیاس استان تهران، پسماندسوزی شهری یکی از کانونهای قابل توجه آتش بوده اما در محدوده شهر تهران، فعالیتهای صنعتی در برخی ماهها سهم غالبتری در رخدادهای حرارتی داشتهاند و پسماندسوزی در کنار سایر منشاءهای انسانی مانند تخلیه و سوزاندن غیرمجاز دیده شده است.
این نکته مهم است، چون نشان میدهد مسأله آتش و احتراق در تهران، تکمنبعی نیست و باید به تفکیک منشاء، مکان، زمان و تداوم رخدادها تحلیل شود؛بنابراین فعلا نمیتوانیم بگوییم پسماندسوزی یا شن و ماسه دقیقا چند درصد از آلودگی هوای تهران را تشکیل میدهد اما میتوانیم با اطمینان بگوییم پسماندسوزی از نظر مدیریتی یک منبع مهم، قابل ردیابی و نیازمند مداخله هدفمند است.
رویکرد ما این است که ابتدا کانونهای پرتکرار و پایدار شناسایی شوند، سپس با بازدید میدانی و تکمیل دادهها، سهم انتشار هر منبع در سیاهه نهایی محاسبه و بهصورت شفاف اعلام شود.
در مورد شن و ماسه نیز همین منطق دنبال میشود. این بخش بهویژه از منظر انتشار ذرات معلق و گردوغبار محلی اهمیت دارد، اما اعلام سهم عددی آن منوط به تکمیل دادههای فعالیت، موقعیت واحدها، شدت فعالیت، کنترلهای موجود و نتایج مدلسازی است. پس از نهایی شدن سیاهه، سهم هر بخش از جمله پسماندسوزی و شن و ماسه بهصورت عددی، قابل استناد و قابل مقایسه با سایر منابع اعلام خواهد شد.
در آلودگی منابع متحرک، موضوع بنزین غیراستاندارد و اساسا کیفیت سوخت همواره مطرح است. حتی اگر بنزین پتروشیمی هم نداشته باشیم، چقدر از بنزین تولیدی، استاندارد است؟
- شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، متولی تولید، توزیع یا تعیین مشخصات فنی سوخت نیست، اما با توجه به سهم بالای منابع متحرک در آلودگی هوا، از سالهای گذشته پایش کیفیت سوخت توزیعی در جایگاههای شهر تهران را بهعنوان یکی از منابع مؤثر بر آلودگی هوا در دستور کار قرار داده است. البته وزارت نفت، متولی اصلی ویژگیهای شیمیایی و استانداردهای سوخت در کشور به شمار میآید، یعنی هرگونه اظهارنظر نهایی درباره مشخصات سوخت و انطباق آن با استانداردهای ملی در حیطه مسئولیت آن وزارتخانه قرار دارد و مطابق قانون هوای پاک، نظارت بر حسن اجرای آن بر عهده سازمان حفاظت محیط زیست است.
کیفیت سوخت، بدون تردید یکی از عوامل مهم در آلودگی ناشی از منابع متحرک است، اما نمیتوان آلودگی هوا را صرفا به کیفیت بنزین نسبت داد. در این حوزه مجموعهای از عوامل از جمله کیفیت سوخت، فناوری و استاندارد خودروها، عمر ناوگان، وضعیت نگهداری وسایل نقلیه، معاینه فنی، شرایط ترافیکی و شرایط جوی در میزان انتشار آلایندهها مؤثر هستند. براساس پایشهای انجامشده در سالهای اخیر، محتوا گوگرد بنزین در شهر تهران عموما در محدوده مجاز استاندارد یورو ۴قرار داشته است، هرچند ارزیابی کیفیت سوخت صرفا به یک شاخص محدود نمیشود و مجموعهای از ویژگیهای شیمیایی سوخت در این زمینه اهمیت دارند.
سوخت نیروگاهها به ویژه در فصول سرد سال نیز باید مورد توجه جدی قرار گیرد، چرا که افزایش مصرف سوخت پرگوگرد در فصول سرد که عمدتا از جنس مازوت یا سوخت مایع با درصد گوگرد بالا هستند کیفیت هوا را دستخوش تغییرات اساسی میکند.
با انتشار سیاهه جدید و مشخص شدن سهم وزارتخانههایی مانند نفت و نیرو و غیره، چطور و چگونه میتوان برای استیفای حقوق مردم در ملزم کردن آنها به رعایت استانداردها تلاش کرد؟
- در موضوع آلودگی هوا باید واقعبینانه و مبتنی بر داده صحبت کنیم. آلودگی هوا معمولا حاصل مجموعهای از عوامل است و دستگاههای مختلف، از جمله بخشهای مرتبط با انرژی، سوخت، صنعت، حمل و نقل و مدیریت شهری، هر کدام به میزان متفاوتی در آن نقش دارند. رویکرد ما این نیست که موضوع را صرفا به تقابل با یک وزارتخانه یا دستگاه خاص تبدیل کنیم، بلکه هدف این است که بر اساس قانون، دادههای کارشناسی و گزارشهای رسمی، سهم هر بخش دقیقتر مشخص و برای کاهش آن برنامه عملیاتی تعریف شود.
برای استیفای حقوق مردم، مهم ترین کار این است که تکالیف دستگاهها شفاف، قابل اندازهگیری و زمانبندیشده باشد. برای مثال، در حوزه سوخت، نیروگاهها، صنایع، ناوگان حمل و نقل و پایش آلایندهها باید مشخص شود هر دستگاه چه مسئولیتی دارد، چه اقدامی انجام داده، با چه محدودیت هایی
مواجه بوده و چه برنامهای برای بهبود وضعیت در نظر گرفته است.
معتقدیم حق مردم برای داشتن هوای سالم باید از مسیر تعامل جدی، پیگیری مستمر و نظارت قانونی دنبال شود. یعنی از یک سو باید با دستگاههای مسئول همکاری شود تا موانع اجرایی، مالی و فنی برطرف شود؛ از سوی دیگر، گزارش عملکرد آنها باید شفاف باشد و در مواردی که تکالیف قانونی انجام نمیشود، موضوع از مسیرهای نظارتی و قانونی پیگیری شود.بنابراین مسیر ما ترکیبی از مطالبهگری، گفتگو با دستگاههای اجرایی، استفاده از ظرفیتهای قانونی و گزارشدهی شفاف به مردم است. هدف نهایی هم مقصرسازی صرف نیست؛ هدف این است که هر دستگاه به اندازه سهم و اختیار خود در کاهش آلودگی هوا مسئولیت بپذیرد و نتیجه آن در کیفیت هوایی که مردم تنفس میکنند دیده شود.در این راستا قانون، تکلیف هر دستگاه و سازمان را به روشنی مشخص کرده است. از اینرو در وهله اول انجام تکالیف قانونی و در وهله دوم نظارت دقیق از سوی دستگاههای نظارتی میتواند از برداشتهای سلیقهای و اجرای ضعیف تکالیف دستگاهها جلوگیری کند.

نظر شما