به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، سیستان و بلوچستان به عنوان استانی با ظرفیتهای فراوان به ویژه مردمانی سختکوش، از چند سال قبل و از زمان آغاز حکمرانی طالبان در افغانستان و عدم تامین حق آبه رودخانه هیرمند ، با تشدید پدیده گرد و غبار مواجه شده و این در حالی است که در صورت تقویت حوزه دیپلماسی؛ اکنون نه خبری از پیامدهای این زخم کهنه بر کسب و کار مردم بود و نه افزایش شمار بیماران تنفسی در این دیار محروم !
طالبان از حدود ۴ سال قبل با تثبیت حکمرانی اش در افغانستان، شروع به سدسازی روی رودخانه های این کشور کرد و به این ترتیب میزان آب ورودی به ایران از طریق رودخانه هیرمند را به صفر رساند و حاضر به تامین حق آبه این رودخانه برای کشورمان بر اساس توافقات قبلی نشد.
پس از این رفتار خارج از عرف و حقوق انسانی طالبان؛ مسئولان کشورمان حتی رییس جمهور شهید رئیسی، به این موضوع ورود کردند اما با وجود این تلاشهاتاکنون هیچ توفیقی در این حوزه حاصل نشده است.
عدم تامین حق آبه رودخانه هیرمند و خشکی تالاب هامون از یک سو و افزایش بی حد و حصر برداشت آب های زیرزمینی از سوی دیگر،سبب شده است مردمان این دیار در اکثر روزهای سال با پدیده گرد و غبار مواجه شوند و به این ترتیب پیامد های این معضل نظیر تصادفات رانندگی ناشی از کاهش دید و همچنین بیماری های تنفسی افزایش یابد.
طی چند روز گذشته با تشدید گرد و غبار ناشی از فعال شدن کانون های داخلی این پدیده، زندگی مردم شهرستانهای زابل، زهک، هیرمند، هامون و نیمروز به شدت مختل شده است؛ کاهش شدید دید افقی، افزایش مراجعه بیماران به مراکز درمانی و اختلال در حملونقل و فعالیتهای اقتصادی، تنها بخشی از پیامدهای پدیدهای است که سالها به یکی از مهمترین چالشهای زیست محیطی سیستان و بلوچستان تبدیل شده است.
مخاطرات عدم تامین حق آبه هیرمند
رئیس بخش تحقیقات منابع طبیعی و آبخیزداری مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی سیستان در این باره با اشاره به منشأ اصلی گرد و غبار در منطقه اظهار داشت: ماهیت ریزگردها و گرد و خاک در منطقه، پیش از هر چیز به نبود آب و اختلال در شبکه هیدرولوژیکی ( آبشناسی) حوضه آبریز هیرمند بازمیگردد؛ چرخه طبیعی آب در این منطقه طی سالهای اخیر دچار اختلال شده و همین مساله زمینه فعال شدن کانونهای گردوغبار را فراهم کرده است.
مجتبی گنجی افزود: بخش مهمی از این شرایط به اقداماتی مربوط میشود که در بالادست حوضه آبریز هیرمند و آنسوی مرزها انجام شده است؛ موضوعی که امروز برای همه شناخته شده است و نمیتوان در بررسی بحران ریزگردهای سیستان از کنار آن عبور کرد.
رئیس بخش تحقیقات منابع طبیعی و آبخیزداری مرکز تحقیقات سیستانبا بیان این که برای بررسی این بحران باید ۲حوزه را از یکدیگر تفکیک کرد، گفت: یک بخش از تصمیمها مربوط به خارج از مرزهای ایران و بخش دیگر مربوط به اقداماتی است که باید در داخل کشور انجام شود.
وی تصریح کرد: حوضه آبریز هیرمند که تالاب هامون در پاییندست آن قرار دارد، یک حوضه مشترک میان ۳ کشور ایران، افغانستان و پاکستان است اما حدود ۸۵درصد آن در افغانستان، نزدیک به ۱۵درصد در ایران و کمتر از یک درصد در پاکستان قرار دارد؛ بنابراین بخش عمده سرنوشت تالاب هامون به مدیریت منابع آب در افغانستان وابسته است.
گنجی ادامه داد: تا زمانی که مساله حقابه هیرمند به نتیجه نرسد چشمانداز روشنی برای حل ریشهای بحران گرد و غبار در سیستان وجود نخواهد داشت.
همه راهکارها به خارج از مرزها ختم نمیشود
وی تأکید کرد: هرچند حل مساله حقابه هیرمند اهمیت اساسی دارد اما نباید تصور کرد که تا پیش از حل این موضوع، هیچ اقدامی در داخل کشور امکانپذیر نیست؛ در داخل ایران نیز ظرفیتهای فراوانی برای کاهش آثار گردوغبار وجود دارد و بخشی از مشکلات ناشی از ضعف در مدیریت، اجرا و هماهنگی میان دستگاههای اجرایی مسئول است .
رئیس بخش تحقیقات منابع طبیعی و آبخیزداری مرکز تحقیقات سیستان، نبود مدیریت یکپارچه را یکی از مهمترین چالشهای موجود دانست و اظهار داشت: حتی بخش ایرانی حوضه آبریز هامون نیز تحت مدیریت واحد قرار ندارد و میان استانهای سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی تقسیم شده است.
وی ادامه داد: این پراکندگی مدیریتی موجب شده تصمیمها در بسیاری از موارد همسو نباشد و هر دستگاه اجرایی بر اساس مأموریت خود عمل کند در حالیکه مدیریت بحران ریزگردها نیازمند تصمیمگیری واحد و هماهنگ است.
گنجی با اشاره به اینکه در خود منطقه سیستان نیز مدیریت یکپارچهای بر موضوع گردوغبار وجود ندارد، گفت: دستگاههای اجرایی مختلف در این حوزه مسئولیت دارند اما هماهنگی لازم میان آنها شکل نگرفته و همین مساله موجب شده است بسیاری از ظرفیتهای موجود به نتیجه مطلوب نرسد.
وی تصریح کرد: اگر قرار است بحران ریزگردها مدیریت شود، پیش از هر چیز باید ساختار مدیریتی آن اصلاح شود زیرا بدون مدیریت واحد، حتی بهترین برنامههای علمی و اجرایی نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
گنجی یکی از مهمترین مصادیق نبود مدیریت هماهنگ را نحوه اداره بخشهایی از مرز شمالی استان و ورود آب به تالاب بینالمللی هامون دانست و گفت: هنگامی که تصمیمهای تاثیرگذار بر مسیر ورود آب در این مناطق اتخاذ میشود، طبیعی است که زیست بوم تالاب نیز تحت تأثیر قرار میگیرد،در واقع در برخی موارد دسترسی تالاب به بخشی از منابع آبی محدود شده و این مساله در کنار کمبود حقابه، شرایط را برای تشدید گردوغبار دشوارتر کرده است .
تصمیمگیری غلط درباره نحوه فعالیت ادارهها
گنجی همچنین با اشاره به تصمیمهای اخیر درباره تعطیلی یا کاهش ساعت کاری ادارههای منطقه سیستان در روزهای وقوع توفان اظهار داشت: بررسی دادههای هواشناسی نشان میدهد در بسیاری از روزها بیشترین سرعت باد و بالاترین غلظت گردوغبار در ساعت ابتدایی صبح رخ میدهد، اما در همین زمان کارکنان به محل کار اعزام می شوند و زمانی که شدت توفان کاهش پیدا میکند، پایان زودهنگام ساعت کاری اعلام میشود.این شیوه تصمیمگیری با منطق مدیریت بحران همخوانی ندارد زیرا افراد در زمانی که بیشترین میزان آلودگی هوا وجود دارد در معرض گردوغبار قرار
میگیرند.
این پژوهشگر منابع طبیعی با بیان این که پیشبینیهای هواشناسی از چند روز قبل قابل دسترس است، گفت: هرچه به زمان وقوع پدیده نزدیکتر میشویم، دقت پیشبینیها افزایش مییابد و در بسیاری از موارد از شب قبل مشخص است که روز بعد شرایط بحرانی خواهد بود.
وی ادامه داد: به عنوان نمونه، در برخی شهرستانها مانند هیرمند شرایط جوی از شب قبل قابل پیشبینی است و می توان همان شب درباره تعطیلی تصمیمگیری کرد اما اعلام تعطیلی پس از آغاز ساعت کاری، کارایی لازم را ندارد.
گنجی با تأکید بر این که تصمیمگیری درباره بحرانهای منطقه باید با سرعت بیشتری انجام شود، اظهار داشت: طبق قانون، مسئولیت مدیریت بحران بر عهده استانداری است اما برای منطقه سیستان باید اختیارات بیشتری به فرمانداران شهرستان های آن واگذار شود.
وی همچنین با اشاره به اینکه در سالهای گذشته همواره پس از وقوع بحران، موضوع ریزگردها در اولویت قرار گرفته و سپس به فراموشی سپرده شده است، اظهار داشت: هر زمان گردوغبار تشدید میشود، همه دستگاههای اجرایی به میدان میآیند اما با پایان آن، مساله از اولویت خارج میشود و برنامهها متوقف میماند.
این چرخه سالهاست تکرار میشود؛ در حالی که مدیریت بحران باید مستمر باشد و برنامهریزی برای مقابله با گردوغبار محدود به چند ماه از سال نشود.

نظر شما