به گزارش سلامت نیوز به نقل از پیام ما، در ساحل جنوبی «قشم»، لکههای سیاه فقط روی ماسهها نماندند. از «سوزا» و «شیبدراز» گذشتند، به آبهای میان قشم و «هنگام» رسیدند و راه خود را تا محدوده جنگل حرای دست کاشت «نقاشه» باز کردند. پاکسازی بخش عمده آلودگی روبهپایان است، اما آنچه از سطح ساحل برداشته شده، تمام ماجرا نیست. نفت میتواند زیر ماسهها، میان رسوبات کماکسیژن، اطراف ریشههای حرا و در بدن موجوداتی باقی بماند که مرگشان نه امروز، بلکه هفتهها و ماهها بعد آشکار میشود.
در تصاویر پاکسازی، نیروهای محلی و محیطبانان پدهای جاذب را روی آب میگذارند، تاربالهای نفتی را از ساحل جمع میکنند و شنهای سیاهشده را کنار میزنند. این نخستین و ضروریترین مرحله مقابله با آلودگی است؛ اما در اکوسیستم حساسی مانند قشم، آنچه دیده میشود، فقط لایه بیرونی حادثه است.
گزارشهای میدانی سازمان حفاظت محیطزیست نشان میدهد بخشهایی از سواحل سوزا، شیبدراز و نقاشه در جنوب قشم، سواحل شمالشرقی هنگام و قسمتی از آبهای حدفاصل دو جزیره آلوده شدهاند. براساس برآورد اولیه رسمی، حدود ۳۲ هزار مترمربع، معادل ۳٫۲ هکتار از نوار ساحلی و ۹۰ هزار مترمربع، معادل ۹ هکتار از آبهای ساحلی درگیر آلودگی شده است. در بعضی نقاط، عمق آلودگی در ساحل بهطور میانگین به ۱۰ سانتیمتر و در آبهای کمعمق به حدود ۳۰ سانتیمتر رسیده است. تاربالهای متعددی نیز در سواحل هنگام و مسیر دریایی میان دو جزیره دیده شدهاند.
تا ۲۲ مرداد، نیروهای پاکسازی در سوزا حدود ۹۵۰ متر از نوار ساحلی را بهصورت دستی پاکسازی کرده بودند. آنها در آب از پدها و مواد جاذب استفاده کردند و در ساحل، لایهای به عمق دو تا پنج سانتیمتر از شنهای آلوده را برداشتند. مدیرکل حفاظت محیطزیست هرمزگان نیز اعلام کرد بخش عمده آلودگی جنوب قشم جمعآوری شده و عملیات در شیبدراز و جنگل حرای دستکاشت نقاشه ادامه دارد.
این خبر در ظاهر امیدوارکننده است؛ اما میان «جمعآوری آلودگی قابلمشاهده» و «بازیابی اکولوژیک» فاصلهای مهم وجود دارد. آمار نفوذ ۱۰ تا ۳۰ سانتیمتری نشان میدهد بخشی از مواد نفتی از سطح عبور کرده است. لایهبرداری دو تا پنج سانتیمتری شن نیز الزاماً آلودگی نفوذکرده به عمق بیشتر را از میان نمیبرد.
سکوت ظاهری حیاتوحش
ادارهکل حفاظت محیطزیست هرمزگان اعلام کرده است لاشهای از دلفین، لاکپشت یا دیگر آبزیان مرتبط با این حادثه مشاهده نشده و زیستگاه تخمگذاری لاکپشتهای دریایی شیبدراز نیز ظاهراً آسیب ندیده است. این یافته را باید به همان اندازهای که هست، روایت کرد: تا زمان انجام پایش، تلفات آشکار و فوری مشاهده نشده است؛ نه اینکه هیچ آسیب زیستی رخ نداده باشد.
در آلودگیهای نفتی، بسیاری از پیامدها به شکل لاشه روی ساحل ظاهر نمیشوند. تخمها و لاروهای ماهیان و بیمهرگان، پلانکتونها، جانداران ریز ساکن رسوبات و آبزیان در مراحل نخست زندگی ممکن است بر اثر ترکیبات محلول نفت با کاهش رشد، اختلال در تکامل، آسیب بافتی یا کاهش توان تولیدمثل روبهرو شوند. چنین پیامدهایی فقط با نمونهبرداری مستمر از آب، رسوبات و بافت موجودات و مقایسه نتایج با مناطق شاهد تشخیصپذیر است.
برای مرجانها نیز نبود مرگومیر آشکار به معنای نبود تماس با آلودگی نیست. گزارشهای علمی اداره ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده (NOAA) چند مسیر تماس را توضیح میدهند: ترکیبات سبک و محلول نفت ممکن است بر اثر آشفتگی آب به زیر سطح برسند؛ مواد سنگینتر ممکن است پس از ترکیب با رسوبات تهنشین شوند و مرجانها را بپوشانند؛ ترکیبات نفتی نیز ممکن است از راه پلانکتونها و زنجیره غذایی منتقل شوند. شدت آسیب به نوع نفت، مدت تماس، دما، جریان آب و مرحله زندگی مرجان بستگی دارد.
بنابراین، تا زمانی که نقشه زیستگاههای مرجانی نزدیک قشم و هنگام، نتایج نمونهبرداری آب و رسوبات و یافتههای بررسی کلنیهای مرجانی منتشر نشده است، نمیتوان «مرگ مرجانها» را نتیجه قطعی این حادثه دانست؛ همانطور که نمیتوان سالمماندن آنها را نیز مفروض گرفت.
ریشههایی که نفت را نگه میدارند
رسیدن آلودگی به محدوده حرای نقاشه، حساسترین بخش این حادثه است. مانگروها جنگلهایی در مرز خشکی و دریا هستند؛ جایی که جزرومد، رسوبات ریزدانه و شبکه متراکم ریشهها، مواد شناور را به دام میاندازند. همین ویژگی که حرا را به سپری برای ساحل و زیستگاهی برای نوزاد ماهیان و سختپوستان تبدیل میکند، هنگام نشت نفت ممکن است به نقطه آسیبپذیری آن بدل شود.
راهنمای تخصصی NOAA تأکید میکند که مانگروها، با وجود سازگاری فراوان با شرایط دشوار، در برابر سمیت نفت بسیار آسیبپذیرند. حتی برخی روشهای تهاجمی پاکسازی ممکن است صدمه بیشتری به آنها وارد کنند. این نهاد همچنین بر پیوند مستقیم جنگلهای حرا و صخرههای مرجانی تأکید دارد: حرا رسوبات اضافی را پیش از رسیدن به مرجانها به دام میاندازد و مرجانها نیز از ساحل در برابر انرژی امواج محافظت میکنند. آسیب به هرکدام، توان دیگری را برای مقاومت کاهش میدهد.
نفت میتواند سطح ریشههای تنفسی حرا را بپوشاند، تبادل گاز را مختل کند و در رسوبات کماکسیژن ماندگار شود. مطالعات جهانی نشان دادهاند هیدروکربنها در برخی زیستگاههای جزرومدی ممکن است سالها و حتی دههها در رسوبات باقی بمانند. بازیابی جنگل نیز پس از آسیب شدید ممکن است بسیار کند باشد.
قشم پیش از این حادثه نیز خط پایهای کاملاً عاری از آلودگی نفتی نداشته است. پژوهشی که در سال ۲۰۱۳ روی رسوبات جنگلهای مانگروی قشم و بندر خمیر انجام شد، حضور هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای (PAHs) را در نمونهها نشان داد و منشأ بخشی از آنها را نفتی ارزیابی کرد. وجود آلودگی پیشین، اهمیت نمونهبرداری دقیق را بیشتر میکند؛ زیرا برای نسبتدادن افزایش آلایندهها به حادثه جدید باید ترکیب شیمیایی نمونههای تازه با دادههای گذشته و مناطق شاهد مقایسه شود.
جنگ؛ منشأ قطعی یا چارچوب خطر؟
شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، آلودگی قشم و هنگام را «بخشی از پیامدهای آشکار تجاوزات نظامی» توصیف کرده است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز گفته است شواهد اولیه، یک کشتی فلهبر خارجی را منشأ آلودگی نشان میدهد. کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه، روز ۲۳ مرداد این حادثه را ناشی از آثار «تجاوز نظامی خارجی» خواند و آن را دلیلی برای بازتعریف سازوکار مدیریت تنگه هرمز دانست.
این مواضع، جنگ را به چارچوب سیاسی تبیین حادثه تبدیل میکنند؛ اما در گزارش فنی محیطزیست تا ۲۲ مرداد، هنوز نام شناور، نوع ماده نفتی، نتیجه آزمایش نمونهها و مسیر انتقال لکه نهایی نشده بود. منشأ دریایی آلودگی تأیید شده است، اما تعیین مسئولیت به شواهد بیشتری نیاز دارد.
مؤسسه مستقل ردیابی کشتیها «TankerTrackers.com» با بررسی تصاویر ماهوارهای، فلهبر «Minoan Pioneer» را منشأ احتمالی لکه معرفی کرده است. این کشتی با پرچم لیبریا، شامگاه ۱۲مرداد، برابر با سوم اوت، در حدود ۲۰ مایل دریایی شمالشرقی خصب عمان با پرتابهای ناشناس برخورد کرد. گزارش عملیات تجارت دریایی بریتانیا اصل برخورد با «پرتابه ناشناس» را تأیید کرده است. گزارشهای تخصصی دریایی نیز از آتشسوزی، خاموشی کامل شناور و مفقودشدن یکی از خدمه خبر دادهاند.
بااینحال، عامل شلیک پرتابه رسماً مشخص نشده و نتیجه بررسی شیمیایی برای اثبات ارتباط میان سوخت کشتی و نفت رسیده به قشم نیز هنوز در دسترس عموم قرار نگرفته است. تصاویر ماهوارهای میتوانند مسیر احتمالی لکه را نشان دهند؛ اما برای اثبات حقوقی منشأ، به «اثر انگشت شیمیایی» نفت نیاز است؛ یعنی ترکیب هیدروکربنهای نمونههای ساحلی باید با سوخت یا مواد باقیمانده در کشتی مظنون مقایسه شود.
گزارش دقیق باید میان سه گزاره تفاوت بگذارد: آلودگی منشأ دریایی دارد؛ یک فلهبر آسیبدیده بهعنوان منشأ احتمالی مطرح شده است؛ اما هویت عامل نشت و عامل حمله هنوز در گزارش فنی نهایی تثبیت نشده است.
تنگهای که جنگ در آن به دریا سرایت میکند
حتی پیش از اثبات منشأ نهایی، حادثه قشم یک واقعیت بزرگتر را آشکار کرده است: جنگ در یک گذرگاه شلوغ نفتی فقط کشتیها و خدمه آنها را تهدید نمیکند. هر اصابت، آتشسوزی، خاموشی یا رهاشدن شناور میتواند خطر نشت سوخت، اختلال در عملیات امداد و انتقال آلودگی با باد و جریانهای دریایی را به سواحل چند کشور تحمیل کند.
همزمانی بحران قشم با نشت بسیار بزرگتری از نفتکش «Caroline Bezengi» در دریای عمان نیز بر این خطر منطقهای تأکید دارد؛ هرچند این دو حادثه منشأ و موقعیت جغرافیایی متفاوتی دارند و نباید با یکدیگر ادغام شوند. نفت نشتکرده از این نفتکش تا ۲۲ مرداد به حدود ۴۰ کیلومتر از ساحل رأسمدرکه عمان رسیده بود.
این همزمانی، تصویری از دریایی تحت فشار میسازد. خلیج فارس و دریای عمان پیشتر با گرمایش شدید آب، توسعه ساحلی، تردد فشرده کشتیها، تخلیه پساب، صید و آلودگی مزمن نفتی روبهرو بودهاند. جنگ، فشاری تازه و ناگهانی را بر زیستبومی تحمیل میکند که ظرفیت تحمل آن نامحدود نیست.
پایان پاکسازی، آغاز پرونده محیطزیستی
پاسخ واقعی به حادثه قشم با پایان جمعآوری تاربالها تمام نمیشود. سازمان حفاظت محیطزیست و سازمان بنادر و دریانوردی باید نتیجه تجزیه شیمیایی نفت، نام و مشخصات شناور عامل، نقشه مسیر لکه، حجم پسماند جمعآوریشده و محل دفع ایمن آن را منتشر کنند. پایش رسوبات، ریشههای حرا، مرجانها، پلانکتونها، آبزیان و زیستگاه لاکپشتها نیز باید چند ماه ادامه یابد و نتایج آن در دسترس عموم قرار گیرد.
ارزیابی خسارت بدون سنجش آثار احتمالی حادثه بر صیادی، گردشگری و کیفیت آب کامل نمیشود. در صورت شناسایی شناور عامل، نام مالک، دولت صاحب پرچم، شرکت بیمهگر و سازوکار مطالبه خسارت نیز باید اعلام شود. «کنوانسیون بینالمللی مسئولیت مدنی در قبال خسارت آلودگی ناشی از نفت سوخت کشتیها» برای فراهمکردن امکان جبران خسارت ناشی از نشت سوخت شناورها تدوین شده است؛ اما استفاده از ظرفیتهای حقوقی بینالمللی به مستندسازی دقیق و انتشار شفاف نتایج بررسیها بستگی دارد.
ممکن است با پایان عملیات پاکسازی، ماسههای سوزا و شیبدراز بار دیگر عاری از لکههای سیاه به نظر برسند؛ اما پاکشدن سطح ساحل به معنای پایان حادثه نیست. پرونده محیطزیستی قشم باید با پایش بلندمدت رسوبات، ریشههای حرا، مرجانها و زنجیره غذایی ادامه یابد. عامل آلودگی نیز پس از شناسایی باید ملزم به جبران کامل خسارت شود.
جنگ هنگامی که به دریا سرایت میکند، فقط کشتیها و تأسیسات را هدف نمیگیرد؛ زیستبومهایی را درگیر میکند که بازیابی آنها ممکن است سالها طول بکشد. حفاظت از این زیستبومها، ثبت دقیق خسارت و پاسخگوکردن عاملان حادثه، بخشی جداییناپذیر از مسئولیت دولتها در میانه و پس از جنگ است.

نظر شما