به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا،رضا حقپرست اظهار کرد: بحران منابع تولید غذا در ایران موضوعی جدید نیست و حتی پیش از شرایط جنگی نیز امنیت غذایی، منابع آب و خاک و وضعیت سلامت جامعه با چالشهای جدی روبهرو بود اما شرایط اخیر میتواند فرصتی برای بازنگری در سیاستها و اصلاح راهبردهای گذشته باشد.
وی افزود: در شرایطی که ایران با اقلیم خشک و محدودیت منابع آب مواجه است، لازم است میان آنچه مردم مصرف میکنند، آنچه کشاورزی تولید میکند و میزان منابع مورد نیاز برای تولید این محصولات، ارتباط منطقی برقرار شود چرا که الگوی مصرف غذایی مردم یکی از عوامل تعیینکننده در الگوی کشت و میزان فشار بر منابع آب و خاک است.
حقپرست ادامه داد: امنیت غذایی فقط به میزان تولید محصولات وابسته نیست و مشارکت مردم نیز در آن نقش اساسی دارد زیرا تقاضای مصرفکنندگان، کشاورزان و تولیدکنندگان را به سمت تولید محصولاتی هدایت میکند که بازار بیشتری دارند.
ضرورت سازگاری الگوی تغذیه با اقلیم خشک ایران
این پژوهشگر با اشاره به رژیم غذایی مرجع «Lancet-EAT» گفت: این الگوی غذایی عمدتاً بر مصرف غلات کامل، سبزیجات، میوهها، حبوبات و مغزها تأکید دارد و میزان مصرف گوشت قرمز و قندهای افزوده در آن پایین است و هدف آن ایجاد تعادل میان سلامت انسان و پایداری محیط زیست است.
وی افزود: براساس تحقیقات انجام شده، پایبندی بیشتر به این الگوی غذایی با کاهش خطر مرگومیر، بیماریهای قلبی و عروقی و دیابت نوع ۲ همراه بوده و از این منظر میتوان از اصول آن برای بازنگری در سیاستهای غذایی ایران استفاده کرد.
حقپرست با اشاره به ظرفیت حبوبات بهعنوان منابع غذایی کمآببر اظهار کرد: وزارت بهداشت در سالهای گذشته نیز بر جایگزینی حبوبات با بخشی از منابع پروتئینی پرآببر تأکید کرده بود و در شرایط کنونی توجه دوباره به این موضوع میتواند هم از نظر اقتصادی و هم از منظر حفاظت از منابع آب اهمیت داشته باشد.
وی همچنین بر ضرورت کاهش وابستگی به برنج در سبد غذایی تأکید کرد و گفت: برنج از محصولات پرآببر است و با توجه به شرایط اقلیمی ایران، باید درباره میزان مصرف آن بازنگری شود. جو از محصولاتی است که با شرایط دیم و کمآب سازگاری بیشتری دارد و میتوان با توسعه مصرف آن به صورت نان و پلو، بخشی از فشار بر منابع آبی را کاهش داد.
این پژوهشگر حوزه کشاورزی دیم ادامه داد: جو میتواند به دلیل شاخص گلیسمی پایینتر، فیبر غذایی و سازگاری بیشتر با شرایط خشک، جایگاه بیشتری در سبد غذایی پیدا کند و لازم است پیش از هرگونه تغییر گسترده در الگوی کشت، فرهنگ مصرف این محصولات در جامعه تقویت شود.
اصلاح الگوی مصرف با مشارکت مردم و سیاستگذاری غذایی
حقپرست با بیان اینکه اصلاح الگوی کشت بدون اصلاح الگوی مصرف امکانپذیر نیست، گفت: نمیتوان انتظار داشت کشاورز محصولی را تولید کند که تقاضایی برای آن وجود ندارد؛ بنابراین مردم با انتخاب مواد غذایی، عملاً بر نوع محصولی که کشاورزان تولید میکنند اثر میگذارند.
وی افزود: در شرایط بحران آب و تغییرات اقلیمی، مردم باید آموزش ببینند که انتخاب مواد غذایی کمآببر و سالم علاوه بر کمک به سلامت خودشان، به حفظ منابع آب و خاک و امنیت غذایی کشور نیز کمک میکند.
دانشیار معاونت موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کرمانشاه با اشاره به مصرف بالای برخی محصولات غذایی در ایران اظهار کرد: میزان مصرف محصولاتی مانند نان گندم، برنج، گوشت، قند و شکر و لبنیات با اصلاح تدریجی الگوی غذایی کاهش یابد و سهم حبوبات، غلات کامل، سبزیها و سایر محصولات سازگار با اقلیم افزایش پیدا کند.
وی تأکید کرد: این تغییر نباید به معنای حذف کامل یک گروه غذایی برای همه افراد باشد، بلکه برنامه غذایی باید از نظر ارزش تغذیهای، توان اقتصادی خانوار، سازگاری با اقلیم و امکان اجرای فرهنگی و اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد. برای گروههایی مانند کودکان، سالمندان، زنان باردار و افراد دارای بیماریهای خاص نیز تنظیم رژیم غذایی باید با نظر متخصص انجام شود.
حقپرست پیشنهاد کرد وزارتخانهها و دستگاههای مسئول، بهویژه وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بهداشت و آموزش و پرورش، برنامههای آموزشی گستردهای برای ارتقای سواد غذایی جامعه تدوین کنند و فرهنگ مصرف مواد غذایی سالم و کمآببر را از مدارس و دانشگاهها تا رسانهها و مراکز عمومی گسترش دهند.
گذار از درمانمحوری به پیشگیریمحوری
وی بر ضرورت اصلاح نظام سلامت و حرکت از درمانمحوری به پیشگیریمحوری تاکید کرد و گفت: اگر درآمد نظام سلامت عمدتاً به تعداد ویزیت، آزمایش، تصویربرداری، جراحی، بستری و مصرف دارو وابسته باشد، پیشگیری از بیماری از نظر اقتصادی ارزش کمتری پیدا میکند؛ در حالی که نظام سلامت باید برای حفظ سلامت مردم نیز انگیزه و سازوکار مالی داشته باشد.
این پژوهشگر افزود: یکی از پیشنهادهای مطرحشده، اختصاص بخشی از بودجه سلامت بر اساس جمعیت تحت پوشش و نتایج واقعی سلامت است؛ بهگونهای که مراکز بهداشتی و درمانی برای کنترل فشار خون و دیابت، بهبود تغذیه، کاهش بستریهای قابل پیشگیری، واکسیناسیون و مراقبت مستمر از بیماران نیز مورد حمایت قرار گیرند.
حقپرست همچنین بر تبدیل تغذیه از یک توصیه فردی به یک سیاست عمومی تأکید کرد و گفت: ارزان و در دسترس کردن غذای سالم، حمایت از حبوبات و غلات کامل، توجه به محصولات کمآببر، کاهش جذابیت مواد غذایی پرقند و پرنمک، محدود کردن تبلیغات مواد غذایی ناسالم برای کودکان و اصلاح غذای ارائهشده در مدارس، دانشگاهها، بیمارستانها و ادارات باید در دستور کار قرار گیرد.
وی پایان خاطرنشان کرد: برای اجرای چنین سیاستی میتوان ابتدا چند منطقه شهری، روستایی و کمبرخوردار را بهصورت آزمایشی انتخاب و الگوی غذایی، وضعیت بیماریها، قیمت و دسترسی به مواد غذایی و شاخصهای سلامت و مصرف آب را ارزیابی کرد و سپس بر اساس نتایج بهدستآمده، برنامه را در سطح گستردهتر اجرا کرد.
حقپرست تأکید کرد: هدف نهایی باید ایجاد پیوند میان سلامت انسان و سلامت محیط زیست باشد؛ به این معنا که در ارزیابی سیاستهای غذایی، هم شاخصهایی مانند چاقی، دیابت، فشار خون و بیماریهای قلبی و هم شاخصهایی مانند مصرف آب، فرسایش خاک، انتشار گازهای گلخانهای، تنوع زیستی و دورریز غذا مورد توجه قرار گیرد.

نظر شما