در حالی که «گرانی دارو» یکی از گلایه‌های جدی بیماران است، بررسی قیمت برخی داروهای تولید داخل در مقایسه با کشورهای مرجع، سؤال دیگری را مطرح می‌کند: آیا مسئله واقعاً قیمت داروست یا سهمی که بیمه‌ها از هزینه دارو بر عهده نمی‌گیرند؟

مشکل بیماران پوشش ناکافی بیمه است نه گرانی دارو

گرانی دارو از سال‌های اخیر همزمان با افزایش هزینه‌های در حالی به یکی از دغدغه‌های جدی بیماران تبدیل شده که بررسی قیمت و پوشش بیمه‌ای برخی داروهای تولید داخل نشان می‌دهد آنچه بیمار در داروخانه به‌عنوان گرانی دارو تجربه می‌کند لزوماً ناشی از بالا بودن قیمت رسمی دارو نیست.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از سالم‌خبر، شواهد حاکی از آنست که قیمت دارو در ایران به‌مراتب پایین‌تر از ارزان‌ترین قیمت در کشورهایی همچون ترکیه و آفریقای جنوبی است اما پوشش ناکافی بیمه باعث می‌شود سهم قابل‌توجهی از همین قیمت مستقیماً توسط بیمار پرداخت شود.

مقایسه قیمت های تعدادی از داروهای پرمصرف تولید داخل با کمترین قیمت مصرف‌کننده در کشورهای مرجع، تصویر قابل‌توجهی ارائه می‌دهد:

مشکل بیماران پوشش ناکافی بیمه است نه گرانی دارو

این ارقام نشان می‌دهد که در برخی موارد، قیمت داروی تولید داخل نه‌تنها بالاتر از قیمت‌های بین‌المللی نیست، بلکه فاصله چشمگیری با آنها دارد. برای مثال، قیمت مصرف‌کننده سفکسیم ۴۰۰ در ایران حدود یک‌سیزدهم کمترین قیمت ثبت‌شده در کشورهای مرجع است. قیمت آزیترومایسین ۵۰۰ نیز حدود یک‌نهم و رزوواستاتین ۲۰ حدود یک‌هفتم قیمت مرجع است. قیمت امپاگلیفلوزین ۱۰ نیز تقریباً یک‌پنجم کمترین قیمت مقایسه‌شده است.

اما پایین بودن قیمت، لزوماً به معنای پایین بودن پرداخت بیمار نیست. در مورد رزوواستاتین با اینکه قیمت داخلی تنها حدود ۱۴.۵ درصد کمترین قیمت کشورهای مرجع است، بیمه تنها حدود ۳۲ درصد قیمت را پوشش می‌دهد و در نتیجه نزدیک به دو سوم هزینه دارو مستقیماً توسط بیمار پرداخت می‌شود. در مورد سفکسیم نیز با وجود اختلاف بیش از سیزده‌برابری قیمت ایران با کمترین قیمت مرجع، سهم بیمار تقریباً نیمی از قیمت دارو است. برای امپاگلیفلوزین نیز بیمار حدود ۴۰ درصد قیمت را از جیب خود پرداخت می‌کند.

از نگاه بیمار، معیار اصلی نه قیمت مصوب کارخانه یا حتی قیمت مصرف‌کننده، بلکه مبلغی است که در نهایت هنگام دریافت دارو از داروخانه پرداخت می‌کند. به همین دلیل، اگر بیمه سهم کافی از هزینه را بر عهده نگیرد، حتی دارویی که در مقایسه بین‌المللی بسیار ارزان قیمت‌گذاری شده است نیز می‌تواند در ذهن بیمار به‌عنوان یک داروی گران تلقی شود.

در چنین شرایطی، فشار مالی ایجادشده به‌سادگی به بالا بودن قیمت دارو نسبت داده می‌شود؛ در حالی که تحلیل ها نشان می‌دهد بخشی از این فشار ممکن است ناشی از عمق ناکافی پوشش بیمه‌ای باشد، نه قیمت‌گذاری بالای محصول.

این موضوع از منظر سیاست‌گذاری نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. در شرایطی که قیمت برخی داروهای تولید داخل چندین برابر پایین‌تر از قیمت همان دارو در کشورهای مرجع است، کاهش بیشتر قیمت لزوماً بهترین یا پایدارترین ابزار برای کاهش هزینه بیمار نخواهد بود. چنین سیاستی می‌تواند منابع تولیدکننده را محدود کند، بدون آنکه الزاماً مشکل اصلی پرداخت از جیب بیمار را برطرف سازد.

از سوی دیگر، صنعت داروسازی همزمان با افزایش هزینه مواد اولیه، نیروی انسانی، بسته‌بندی، انرژی و سایر نهاده‌های تولید مواجه است. اگر برای محصولی که پیش از این نیز با فاصله قابل‌توجهی پایین‌تر از قیمت‌های بین‌المللی عرضه می‌شود، تنها راهکار کنترل هزینه بیمار فشار بیشتر بر قیمت در نظر گرفته شود، در بلندمدت پایداری اقتصادی تولید و استمرار تأمین آن دارو نیز می‌تواند با چالش مواجه شود.

بنابراین، جهت ارزیابی دسترسی به دارو باید حداقل سه مؤلفه به طور همزمان بررسی شوند: قیمت دارو، میزان پوشش بیمه و سهم نهایی پرداخت از جیب بیمار. هر جا قیمت دارو در مقایسه با کشورهای مرجع به شکل معنی‌داری پایین است اما سهم بیمار همچنان بالاست، این پرسش باید مطرح شود که آیا مسئله اصلی واقعاً قیمت داروست، یا لازم است سیاست‌های بیمه‌ای و بازپرداخت نیز مورد بازنگری قرار گیرند؟

در نهایت، ممکن است یک دارو از منظر قیمت‌گذاری ارزان باشد، اما برای بیمار گران تمام شود. تفکیک این دو مفهوم، شرط لازم برای سیاست‌گذاری صحیح در حوزه دارو است؛ سیاستی که هم از بیمار در برابر هزینه‌های درمانی محافظت کند و هم امکان تولید و تأمین پایدار دارو را حفظ نماید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha