سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱

سندرم تورت یک اختلال عصبی است که با تیک‌های حرکتی و صوتی غیرارادی شناخته می‌شود

علائمی که نشانه تیک عصبی است

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، سندرم تورت یک اختلال عصبی است که با تیک‌های حرکتی و صوتی غیرارادی شناخته می‌شود

فیلم «من دشنام می‌دهم» تنها داستان زندگی فردی با یک اختلال عصبی نیست؛ بلکه روایتی از چالش‌های روزمره کسی است که جامعه او را بر اساس رفتارهای ظاهری‌اش قضاوت می‌کند. این فیلم تلاش می‌کند نشان دهد چگونه یک بیماری کمترشناخته‌شده می‌تواند روابط اجتماعی، اعتمادبه‌نفس و کیفیت زندگی فرد را تحت‌تأثیر قرار دهد و همزمان با باورهای نادرست و انگ اجتماعی گره بخورد.


آنچه این فیلم را برای بررسی جذاب می‌کند، نه صرفا داستان یا جنبه‌های سینمایی آن، بلکه پرداختن به «سندرم تورت» است؛ یک اختلال عصبی که با تیک‌های حرکتی و صوتی غیرارادی شناخته می‌شود. از این منظر، فیلم می‌تواند فرصتی برای آشنایی با واقعیت‌های این اختلال و اصلاح برخی باورهای نادرست درباره آن باشد.


سندرم تورت چیست؟


دلارام کرامتی، درمانگر شناختی، درباره سندرم تورت توضیح می‌دهد: سندرم تورت یک اختلال عصب‌تحولی است که زیرمجموعه اختلالات تیک قرار می‌گیرد. ممکن است بخشی از مغز خوب کار نکند یا ژن معیوب باشد و منجر به ایجاد سندرم تورت شود؛ بنابراین به معنای ضعف اراده یا آسیب روانی دوران کودکی و... نیست.


او با توجه به ویژگی‌های تیک‌های عصبی می‌گوید: تیک‌ها مجموعه‌ای از رویدادهای عصبی ـ روانی هستند که مشخصه آن به شکل حرکات یا آواهای سریع، ناگهانی، گذرا و تکرارشونده است. یکی از نظریه‌ها درباره تیک این است که وقتی رخ می‌دهد، فرد می‌خواهد از شر احساسی ناخوشایند خلاص شود، بنابراین تلاش می‌کند تا این پاسخ را ادامه دهد.


تیک‌های ساده معمولا حرکاتی کوتاه و مشخص مانند پلک زدن، بالا انداختن شانه یا اصوات تکراری هستند. تیک‌های پیچیده‌تر می‌تواند شامل مجموعه‌ای از حرکات یا آواهایی مثل ناسزاگویی یا تکرار برخی از حرف‌ها باشد. تیک‌ها ممکن است موقتی و گذرا باشند یا برای مدت طولانی‌تری ادامه پیدا کنند و شدت آنها نیز در طول زمان تغییرکند. عوامل روانی و محیطی، اضطراب، هیجان، خستگی و فشار روانی سبب تشدید تیک‌ها می‌شوند. از طرف دیگر، فعالیت‌هایی مانند نقاشی کشیدن، ساز زدن یا برخی از فعالیت‌های بدنی می‌تواند به کاهش بروز تیک کمک کنند.


تشخیص اختلال تورت


برای تشخیص اختلال تورت، تشخیص چند تیک حرکتی و حداقل یک تیک صوتی ضروری است. تیک‌ها ممکن است همزمان باهم رخ دهند یا در زمان‌های مختلف ایجاد شوند. همچنین تیک‌ها باید بیش از یک سال ادامه داشته باشند و شروع آنها نیز پیش از ۱۸ سالگی باشد. در کنار این موارد، باید بدانیم تیک‌ها ناشی از اختلال عصبی دیگری نیستند؛ برای مثال، برخی بیماری‌های عصبی مانند «هانتینگتون» یا عوارض «آنسفالیت ویروسی» می‌تواند ما را دچار اشتباه کند و عفونت‌های مغزی می‌توانند علائمی ایجاد کنند که نیازمند بررسی و تشخیص افتراقی هستند.


به گفته کرامتی، تیک‌ها معمولا از حدود چهار تا شش سالگی آغاز و شدت آنها از ۱۰ تا ۱۲ سالگی بیشتر می‌شود. شدت تیک‌ها در بخشی از کودکان با ورود به دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی، کاهش پیدا می‌کند. ممکن است حدود دوسوم کودکان تا اوایل بزرگسالی بهبود پیدا کنند البته بهبود به معنای محو کامل تیک‌ها نیست.


یکی از باورهای غلط و رایج درباره اختلال تورت، ناسزاگویی یا «کوپرولالیا» است؛ باوری که تا حد زیادی تحت‌تأثیر بازنمایی این اختلال در رسانه‌ها و فیلم‌ها شکل گرفته است. آمارها نشان می‌دهد کوپرولالیا فقط در حدود ۸ تا ۲۶ درصد از افراد مبتلا به این اختلال دیده می‌شود؛ اگرچه خود سندرم تورت هم اختلال شایعی به حساب نمی‌آید و ناسزاگویی، معیار مناسبی برای شناسایی این اختلال نیست.


آثار تیک‌های عصبی در زندگی کودکان


کرامتی با بیان این که تیک‌های حرکتی پیچیده، هدفمندتر به نظر می‌رسند و ممکن است مجموعه‌ای از حرکات را دربر بگیرند، می‌گوید: ممکن است فرد رفتارهای افراطی داشته باشد، چیزی را بو یا لمس کند، آن‌را ببوسد، رفتار دیگری را تقلید کند یا حرکاتی انجام دهد که از نگاه عرف اجتماعی نامتعارف، زشت یا نامناسب به نظر می‌رسد. خود کودکان مبتلا به تیک، این رفتارها را به شکل‌های مختلفی توصیف کردند؛ بخشی از تیک‌ها در ناحیه سر و صورت دیده می‌شوند، بخشی دیگر در دست‌ها و بازوها بروز می‌کنند و برخی مربوط به تنه و اندام‌های تحتانی هستند. علاوه‌براین، تیک‌هایی وجود دارند که دستگاه تنفسی یا دستگاه گوارشی را درگیر می‌کنند.


این روان‌درمانگر درباره آثار تیک‌ها در زندگی کودکان می‌گوید: این علائم بر تحصیل و روابط اجتماعی آنها تأثیر می‌گذارد. ممکن است عملکرد کودک در مدرسه در مقایسه با برخی همسالانش ضعیف‌تر به نظر برسد و حتی ممکن است که به مدرسه استثنایی برود؛ نه به‌این دلیل‌که از نظر هوشی یا توانایی‌های شناختی مشکلی دارد. اختلالات عصب‌تحولی، برخلاف اختلالات خلقی یا اختلالات شخصیت، با روان‌درمانی یا دارودرمانی بهتر نمی‌شوند. سعی می‌کنیم نشانه‌ها را کنترل و از شدتشان کم کنیم تا فرد بتواند با این اختلال زندگی کند و سایر توانایی‌های او شکوفا شود. خط اول درمان، رفتاردرمانی است؛ اگر تیک‌ها عملکرد روزمره کودک را مختل کند، دارودرمانی پیشنهاد می‌شود.


او ادامه می‌دهد: یکی از اقداماتی که می‌توان انجام داد، رویکرد جبرانی و بهینه کردن محیط برای کودک است؛ تاحد امکان میزان استرس و اضطراب را کاهش دهیم و شرایطی فراهم کنیم تا با فعالیت‌های موردعلاقه‌اش درگیر شود. آگاهی دادن به خانواده و خود فرد اهمیت زیادی دارد؛ آنها باید بدانند اختلال تورت چیست، فرد چه چیزی را تجربه می‌کند، تغییرات تیک‌ها و سیر طبیعی آن چگونه است و این که تیک‌ها در اختیار فرد نیستند. داشتن درک درست از این موضوع می‌تواند قضاوت‌ها و فشارهایی را که به فرد وارد می‌شود کم کند.


به گفته این کارشناس، بهترین برخوردی که خانواده و اطرافیان می‌توانند با فرد مبتلا داشته باشند، ابتداپذیرش این مسأله است که رفتارهای او از روی بی‌ادبی یا با قصد قبلی نیست؛ بنابراین نباید او را سرزنش یا تنبیه یا مجبور کرد که تیک خود را سرکوب کند. چون این فشار می‌تواند باعث تشدید یا بازگشت تیک شود. در مدرسه یا محیط کار نیز لازم است اطرافیان بدانند که این تیک‌ها غیرارادی هستند و فرد کنترلی بر بروز آنها ندارد. از نظر عصب‌شناختی نیز مطرح شده که سلول‌های مهاری در این افراد حدود ۵۰درصد کمتر از سایر افراد است؛ گویی سیستم «ترمز» مغز آنها دقیق عمل نمی‌کند.


کرامتی تأکید می‌کند: آنچه می‌تواند فشار بیشتری بر کودک وارد کند، واکنش اطرافیان، قضاوت و تلاش برای وادار کردن او به کنترل رفتاری است که در اختیارش نیست.


معلم، حلقه مهم حمایت از دانش‌آموز


هاله صفرزاده، مشاور دبستان پسرانه، از زاویه‌ای دیگر به همین مسأله نگاه می‌کند؛ این که مدرسه چگونه می‌تواند به‌جای برچسب‌گذاری، شرایطی فراهم کند تا دانش‌آموز با وجود تفاوت‌هایش بتواند در کلاس حضور داشته باشد و توانایی‌هایش دیده شود.


او با بیان این که مشاوره در مدرسه با مشاوره در مراکز درمانی و روان‌شناسی خارج از مدرسه متفاوت است می‌گوید: در مدرسه قرار نیست اختلال یا بیماری دانش‌آموزان را تشخیص دهیم یا آنها را درمان کنیم. این اصل مهم کمک می‌کند تا همه بچه‌ها را به یک چشم ببینیم، آنها را همان‌طور که هستند بپذیریم و شرایط را به‌گونه‌ای فراهم کنیم تا بتوانند ساعات حضورشان در مدرسه را به خوبی بگذرانند.
صفرزاده توضیح می‌دهد: ما به عنوان مشاور، این اصل را مدنظر داریم که «رفتار نامناسب کودک در واقع پاسخ مناسبی است به محیط نامناسب».


وی با بیان این که در زمینه مواجهه با کودکانی که تیک دارند، به معلم‌ها آموزش داده می‌شود، می‌افزاید: در وهله اول، نادیده گرفتن آگاهانه آن رفتار خاص می‌تواند کمک‌کننده باشد. این کار، هم الگویی برای سایر بچه‌هاست تا نسبت به آن رفتار واکنش خاصی نشان ندهند و هم باعث می‌شود به دانش‌آموز زمانی توجه ‌شود که رفتارهای مناسب کلاس را انجام می‌دهد. اگر دانش‌آموز بابت توانایی‌ها و رفتارهای درستش تشویق ‌شود، سایر بچه‌ها نقاط قوت او را می‌بینند و توجهشان فقط به نقاط ضعف او نخواهد بود. همچنین اگر زمانی دانش آموز احساس کند دیگر نمی‌تواند شرایط کلاس را تحمل کند، می‌تواند با گرفتن اجازه یا نشان دادن یک علامت، کلاس را ترک کند و با استفاده از تکنیک‌هایی که به او آموزش داده شده است، بیرون از کلاس آرام شود و دوباره به فضای کلاس برگردد.


مدرسه و چالش پذیرفتن تفاوت‌ها


صفرزاده می‌گوید: ما در مدرسه با نشانه‌هایی در دانش‌آموزان مختلف مواجه هستیم که ممکن است به بیماری‌ها و سندرم‌های متفاوتی مرتبط باشند. مهم است که چگونه این رفتارها را مدیریت کنیم، نه این که خودمان آنها را کنترل کنیم. تیک داشتن بچه‌ها برای سایر دانش‌آموزان قابل‌مشاهده است و دیگران بلافاصله نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند. این واکنش‌ها در ابتدا شامل مسخره کردن یا ادا درآوردن است و اگر دانش‌آموزی نتواند برخورد مناسبی به این واکنش‌ها داشته باشد، ممکن است بیشتر مورد تمسخر قرار بگیرد.


این معلم بااشاره به دشنام‌گویی و سندرم تورت می‌افزاید: نمی‌توانم بگویم همه حرف‌های زشت و عباراتی که بارجنسی دارند و دانش‌آموزی بر زبان می آورد، به سندرم تورت مربوط است. در این زمینه یک‌سری قوانین در کلاس گذاشته می شود؛ این که حریم و حرمت دانش آموزان دیگر و معلم چگونه باید رعایت شود که شامل حرمت گوش و شنوایی آنان نیز می‌شود. کمک می‌کنیم دانش‌آموز گام‌به‌گام یاد بگیرد چه حرف‌هایی را کجا می‌تواند بزند و کجا نباید بگوید. اینجاست که نقش معلم اهمیت پیدا می‌کند. با بچه‌ها، چه در حضور خود دانش‌آموز و چه به صورت جداگانه، صحبت و برای آنها توضیح داده می‌شود که هر کسی ویژگی‌های خاص خودش را دارد و ما باید به یکدیگر احترام بگذاریم و کاری نکنیم که باعث آزار دوستمان شویم.


او درباره برخی از تیک‌های آزاردهنده می‌گوید: مواردی داشتیم که دانش‌آموز ناخودآگاه آب‌دهانش را به بیرون پرت می‌کرد و این رفتار باعث آزار بچه‌های کلاس می‌شد. در چنین شرایطی آموزش‌های لازم به دانش‌آموز داده می‌شد. خوشبختانه با تسهیلگری و مدیریت کلاس، معلم می‌تواند به‌تدریج شرایطی ایجاد کند که دانش‌آموز خاص از سوی دیگر بچه‌ها پذیرفته و شرایط ویژه او در نظر گرفته شود تا در نهایت، حضور و رفتار متفاوت او به بخشی عادی از فضای کلاس تبدیل شود. البته این موارد در همه مدارس انجام نمی‌شود، چون در بسیاری از مدارس ابتدایی دولتی اصلا واحد مشاوره وجود ندارد. نبود دوره‌های آموزشی باکیفیت برای معلم‌ها سبب می‌شود که بسیاری از آنان نسبت به این مسائل آگاهی کافی نداشته باشند، در نتیجه عملا بچه‌هایی با چنین رفتارهایی در مدارس دولتی و کلاس‌های شلوغ دچار سرخوردگی‌های بسیار شده و با برچسب‌هایی که به آنان زده می شود، عملا مسیر طبیعی رشد خود را طی نخواهند کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha