به گزارش سلامت نیوز، پیگیریهای رکنا از سه نفر از آسیبدیدگان جنگ ۱۲ روزه نشان میدهد که روند جبران خسارتها با وجود وعدههای متعدد، ناقص، نابرابر و فرسایشی بوده است؛ هرچند مبالغی برای بازسازی یا تعویض بخشی از خسارتها پرداخت شده، اما این پرداختها با ارزیابیهای متناقض، تفاوتهای محسوس میان آسیبدیدگان، تاخیرهای طولانی و بیتوجهی به خسارت وسایل منزل همراه بوده است؛ بهگونهای که در پرس و جو از این سه نفر، آنها ناچار شدهاند بخش عمده هزینهها را شخصا و از جیب خود پرداخت کنند، در حالی که هنوز پاسخ روشنی درباره متولی نهایی جبران خسارتها و تکمیل تعهدات داده نشده است.
آسیبدیده از جنگ ۱۲ روزه تهران: خسارتها ناقص و پرداختها ناکافی است، خانهها هنوز نیمهتمام و وسایل منزل بلاتکلیف؛ بیمه ماشین هزینه ها را نصفه و نیمه تقبل می کند
یکی از آسیبدیدگان جنگ ۱۲ روزه تهران، در پاسخ به پرسش رکنا درباره سرنوشت وعدههای جبران خسارت پس از پایان جنگ گفت: «بیمه ماشینها را بعد از کلی ماجرا بالاخره از طریق بیمه ایران تقبل شد. اما قیمتهایی که اعلام شد و کارشناسیهایی که انجام گرفت، واقعا مکدرکننده بود. سقف قیمتها بسیار پایین در نظر گرفته شد و ما نسبت به این موضوع اعتراض کردیم.»
او با اشاره به آسیب دیدن سه خودروی خود در جریان جنگ ادامه داد: «سه تا ماشین من آسیب دید. قیمتگذاری یکی از آنها منصفانه بود، اما برای خودروی دیگری که کاملا اسقاط شده بود، رقم بسیار کمی در نظر گرفتند؛ رقمی که الان با آن حتی نمیشود ماشین جایگزین خرید. یک خودروی خارجی هم داشتم که دربارهاش گفتند نباید تعمیرش میکردید و باید صبر میکردید ما آن را ارزیابی کنیم. در حالی که این ماشین از تیرماه آسیب دیده بود و ماهها در تعمیرگاه مانده و تعیین تکلیف نشده بود. مجبور شدم با هزینه شخصی تعمیرش کنم. با دلسوزی گشتم و جایی را پیدا کردم که با کمترین هزینه کار را انجام دهد، چون همهچیز از جیب خودم پرداخت شد.»
وی افزود: «حالا آمدهاند فاکتورها را تجمیع کردهاند. داغی های ماشین هم موجود است و میتوانم ارائه بدهم. حتی الان هم یکسری مشکلات دیگر ماشین که هنوز برای آن هزینه نکرده ام باقی مانده است. فقط سانروف ماشین ۸۵ میلیون تومان هزینه داشت و ۲۰ میلیون تومان هم دستمزد نصب آن شد. اما حالا میگویند چرا دستمزد تعویض ۲۰ میلیون شده؟ من از تمام مراحل کار عکس و فیلم دارم. هر تعمیرکاری این فیلمها را ببیند، میگوید حتی ۵۰ میلیون تومان هم برای دستمزد این کار کم است.»
این آسیبدیده از جنگ گفت: «در مجموع برای دو ماشین حدود ۱۱۰ میلیون تومان هزینه کردم. برای لاشه ماشین دیگری هم ۲۴۰ میلیون تومان قیمت گذاشتند، در حالی که آن ماشین سالم بود و کار میکرد. الان مگر میشود با ۲۴۰ میلیون تومان ماشینی در همان سطح خرید؟ من از این همه رفتوآمد خسته شدهام. چهار پنج بار برای برداشت خسارت آمدند؛ از ستاد بحران، بنیاد مسکن و شهرداری. یک بار هم بازرسی انجام شد؛ اما آخرش هیچ؛ نه خبری از وسایل شد و نه از پول.»
او با اشاره به مشکلات بازسازی خانه گفت: «برای بازسازی به شدت با شهرداری درگیر شدم. خسارت من بیشتر بود اما کمتر پرداخت کردند.»
وی ادامه داد: «شهرداری خودش را برای جبران خسارات جلو انداخت، اما در نهایت رسیدگی درستی انجام نشد. به ما گفتند بن ۲۵۰ میلیونی خرید وسایل ضروری اولیه در نظر گرفته می شود ولی از ۲۶ واحد، به سه چهار واحد، با مبالغ پایین تری تعلق گرفت. خانه من جزء پرحادثهترین واحدها بود. به خانه ۹۰ متری که خسارت کمتری دیده، ۲۵۰ میلیون بن دادهاند اما به خانه ۱۷۵ متری من چیزی ندادند. فقط یک یخچال سایدبایساید من ۳۰۰ میلیون تومان قیمت دارد؛ این ارقام برای من بیشتر شبیه شوخی است. قطعا مدیران ردهبالا در این کمکاریها نقشی ندارند و این زیردستها هستند که باید پاسخگو باشند.»
این آسیبدیده از جنگ با اشاره به نحوه پرداخت خسارت گفت: «در ادامه، خیلی طول کشید تا یک چک به من دادند و آن هم پایینتر از مبلغ کارشناسی رسمی دادگستری بود. کارشناسی رسمی، خسارت خانه من را یک میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان برآورد کرده بود؛ آن هم زمانی که دلار ۹۰ هزار تومان بود. اما فقط ۸۰۰ میلیون تومان پرداخت کردند. این مبلغ را هم از ۲۸ آبان دادند، ولی چک را ثبت نکردند و من گواهی عدم ثبت چک را دارم. بعد که به بازرسی و جاهای دیگر مراجعه کردم، چک جدید دادند؛ در این فاصله اما قیمت دلار به شدت بالا رفت.»
او افزود: «الان همان خانهای که با یک میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان میشد بازسازی کرد، پیمانکار آوردهام و میگوید با یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان هم به زور جمع میشود. از طرف دیگر، دزد به زندگی ما زد و همه چیز را غارت کرد و هنوز از پرونده شکایتمان خبری نیست. به هر جایی که بگویید مراجعه کردهایم؛ دستورهای خوبی هم داده شده؛ اما در عمل هیچ اتفاقی نیفتاده است. زحمات یک عمر زندگی مادر مرحومم و پدرم که برای روز مبادا کنار گذاشته بودند، از بین رفت. حتی اگر قرار بود ۱۰ سکه هم خرج خانه کنیم، میکردیم؛ اما دزد هم به ما زده است.»
الان در خانه ای زندگی می کنیم که نه کابینت دارد و نه کفپوش!
وی تاکید کرد: «الان در خانهای زندگی میکنم که نه کابینت دارد و نه کفپوش. شب ۲۸ مهر که ما را از هتل بیرون کردند، به وکیلم زنگ زدم تا هم مشاوره بگیرم و هم درباره پرونده سرقت صحبت کنم. همان شب گفت خانهای دارند که در حال بازسازی است و کلیدش را شبانه به ما داد. ما رفتیم آنجا و هنوز هم در همان خانه زندگی میکنیم. الان در تکاپو هستم که گونی بگیرم و شیشهها و آشغالهای خانه را جمع کنم تا شاید با نقد شدن این ۸۰۰ میلیون تومان، بتوانم کاری انجام بدهم.»
خبری از جبران خسارت وسایل خانه نیست؛ مسئولش را هم نمی دانیم کدام دستگاه است
او در پایان گفت: «هنوز نخالههای داخل خانه جمعآوری نشده. شهرداری فقط نخالههای مشاعات را جمع میکرد و کاری به داخل واحد نداشت. یک نفر آمده و گفته ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان میگیرد تا تخریب بخشهای لازم و جمعآوری نخالهها را انجام دهد، اما حتی نمیدانم تکلیفش چه شد. مدتی میگفتند پرونده دست ریاستجمهوری است، اما الان هیچ خبری نیست. ما حتی نمیدانیم متولی پیگیری وسایل منازل چه نهادی است. همه وسایل خانه فقط ظاهرشان باقی مانده و عملا کار نمیکنند.»
روایتی از آستانه اشرفیه و خسارت خانهای که شش ماه بعد از جنگ هنوز جبران نشد
علی شفیعی ثابت، گریمور سینما، در گفتوگو با رکنا درباره خسارتهای واردشده به خانه پدر و مادرش در آستانه اشرفیه، در جریان جنگ ۱۲ روزه گفت: «الان حدود شش ماه از پایان جنگ ۱۲ روزه گذشته، اما هنوز وضعیت خسارتها مشخص نشده است. سه بار ارزیاب فرستادند؛ هر بار هم ارزیاب جدید که میآمد، میگفت چه کسی این خانه را ارزیابی کرده که اینقدر مبلغ کمی برایش نوشته و در حالی که میزان خسارت بسیار بالا بوده است.»
وی ادامه داد: «سقف آشپزخانه کاملا ریخته بود و همه چیز نابود شده بود. مشخص بود که کابینتها فرو ریختهاند و کاملا معلوم است که کابینتها نو بودهاند. با این حال، یک بار ۳۰ میلیون تومان و بار دیگر ۲۴۰ میلیون تومان به ما پرداخت کردند که در مجموع شد ۲۷۰ میلیون تومان. این مبالغ از طرف بنیاد مسکن پرداخت شده است.»
شفیعی با انتقاد از روند پرداخت خسارتها تاکید کرد: «بعد از یک ماه پیگیری، ابتدا گفتند قرار است یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان خسارت بدهند. سه بار ارزیاب فرستادند و با کلی رفتوآمد، در نهایت اعلام کردند که ۶۰ درصد خسارت را پرداخت کردهاند و ۴۰ درصد باقی مانده است. من با شنیدن این حرف یخ کردم. اگر ۲۷۰ میلیون تومان، ۶۰ درصد خسارت باشد، یعنی در نهایت فقط حدود ۲۰۰ میلیون تومان دیگر به ما پرداخت میشود؛ یعنی کل خسارت ما میشود حدود ۴۷۰ میلیون تومان.»
این آسیبدیده از جنگ افزود: «این در حالی است که من فقط برای ساختوساز این خانه، بدون خرید وسایل، حدود سه میلیارد تومان هزینه کردهام. بماند که یخچال خانه ما در همان شرایطی که سقف رویش ریخت، حالا عملا به اندازه یک لباسشویی شده است. آنطور که پیداست، انگار دولت هنوز مسئولیت تامین وسایل خانه را نپذیرفته است.»
وی با اشاره به جزئیات هزینهها گفت: «ما سه میلیارد تومان خرج این خانه کردهایم و الان هم بدهکاریم. تمام پنجرههای خانه تعویض شده که همین مورد به تنهایی معادل رقمی است که به ما پرداخت کردهاند. ۱۰ لنگه درِ خانه عوض شده که بیش از صد میلیون تومان هزینه داشته، نقاشی خانه هم بیش از صد میلیون تومان شده است. کابینتها به ۲۰۰ میلیون تومان رسیدهاند.»
با کمک دوستان بازیگرم تعدادی از وسایل خانه را جور کردیم؛ ولی از مسئولان مربوطه چیزی به دستمان نرسیده است
شفیعی ادامه داد: «در این میان، دوستانم به کمک ما آمدند. سارا بهرامی، دوست بازیگرم، برای پدر و مادرم یک یخچال و جاروبرقی خرید و فرستاد. سیامک انصاری یک گاز رومیزی تهیه کرد. عبدالله اسکندری هم یک مایکروفر خرید. به این شکل و با کمک دوستان، وسایل خانه کمکم جور شد.»
این گریمور سینما گفت: «ما تازه خانه را نوسازی کرده بودیم؛ فقط دو ماه از نوسازی آشپزخانه گذشته بود که جنگ اتفاق افتاد. وقتی بعد از جنگ کابینتکار آمد، رویش نمیشد از من پول بگیرد. من موقع نوسازی آشپزخانه ۲۰۰ میلیون تومان پول کابینت داده بودم، اما کابینتساز گفت به خدا رویم نمیشود از شما دستمزد بگیرم و فقط پول چوب را میگیرم و هیچ اجرتی نمیخواهم.»
او در پایان افزود: «من حتی یک لباسشویی دستدوم تهیه کردم. لوسترهای خانه را عوض کردم؛ اما به من میگویند چرا خریدید؟ در گزارش نوشتهاند فقط سه شاخه لامپ عوض شده، در حالی که ۸ لوستر کامل در خانه تعویض شده است. سه شاخه لامپ دیگر یعنی چه؟ من بعد از بیش از بیست سال کار در سینما، صندوق هنر آدم فرستاده که خانه ما را ببیند، اما حتی بالا هم نیامدند و فقط در حیاط خانه نگاهی انداختند و رفتند.»
بازسازی ناتمام پس از جنگ ۱۲ روزه؛ پرداختها نابرابر، پیگیریها بینتیجه
یکی دیگر از آسیبدیدگان جنگ ۱۲ روزه تهران، در گفتوگو با رکنا درباره آخرین وضعیت بازسازی منزل و تامین لوازم خانه گفت: «خسارتی که به من پرداخت شد در حد تعویض کامل پنجرههای خانه بود و حدود ۳۰۰ میلیون تومان هم برای جبران خسارت کلی به من دادند؛ اما با وجود این پرداختها، برخوردی تقریبا دوگانه با همسایهها وجود داشت.
به برخی از همسایهها مبالغ حداکثری بن کالا را پرداخت کردند و به بعضی دیگر مبالغ خیلی کمتر. من چندین بار برای پیگیری این موضوع به شهرداری رفتوآمد داشتم تا بدانم چرا بن کالا به من تعلق نگرفته، در حالی که بیشتر همسایهها آن را دریافت کرده بودند. پرداختی به بسیاری از همسایهها بیشتر از مبلغی بود که به من دادند، اما هیچوقت دلیل این تفاوت را نفهمیدم.»
این آسیبدیده از جنگ با انتقاد از روند رسیدگی افزود: «شهرداری مدام امروز و فردا کرد. هنوز هم به من نگفتهاند که مشمول نمیشوم، اما عملا هیچ کاری هم انجام نشده است. مشاعات ساختمان، تا جایی که امکان داشت، با مسئولیت مدیریت ساختمان بهخوبی بازسازی شد، اما داخل واحد را خودم و با هزینه شخصی ترمیم کردم.»
وی در پاسخ به این پرسش که آیا دولت خسارت وسایل آسیبدیده خانه را جبران کرده است یا نه، گفت: «خیر، اصلا چنین اقدامی انجام نشد. آمدند بازدید کردند، حتی صورتجلسه هم تنظیم شد و لیست وسایل آسیبدیده را برداشتند. ما هم عکس وسایل خسارتدیده را تحویل دادیم، اما در نهایت هیچ اقدامی صورت نگرفت.»
او با اشاره به جزئیات خسارتهای واردشده به وسایل منزل گفت: «مبلمان راحتی از پایین پوک شد، اما در این شرایط اقتصادی فعلا امکان تعویض آن را ندارم. کابینتها خسارت جدی دیدند. درِ یخچال، تلفن خانه، درِ ورودی، کولر، شومینه، سقف حمامها، درِ کمدها، تلفن همراه و بسیاری از وسایل دیگر از بین رفتند.
همه این موارد صورتبرداری شد، اما هیچ مبلغی بابت آنها پرداخت نشد.»این آسیبدیده از جنگ در پایان گفت: «از آنجا که امکان زندگی در خارج از ساختمان را نداشتم، مجبور شدم شخصا هزینهها را پرداخت کنم، چون فرصتی برای صبر کردن و امید بستن به پرداخت خسارت باقی نمانده بود. از همان ۳۰۰ میلیون تومانی که دریافت کردم، حدود ۲۷۰ میلیون تومان فقط صرف دستمزد کارگر شد؛ جدا از هزینه غذا و سایر مخارج. در مجموع تا اینجای کار، حداقل نزدیک به ۲۰۰ میلیون تومان از جیب هزینه کردم. خانه الان قابل سکونت است، اما هنوز یک درِ امن و قابل اطمینان ندارد و مجبورم در همین شرایط زندگی کنم.»

نظر شما