به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان، بسیاری از ما مفهوم استقلال را دارای معنی واحد و مثبت می دانیم اما،یاسمین سعد، روانشناس بالینی براین باوراست که میان «خودکفایی سالم» و«استقلال سمی» مرزی روشن وجود دارد. درشکل سالم، فرد میتواند میان مراقبت ازخود وتکیه بردیگران تعادل برقرارکند، بدون آنکه احساس شرم یا وابستگی داشته باشد. اما درنوع سمی، اتکا به خود به هر قیمتی به یک ارزش تبدیل میشود ودرخواست کمک، نشانهای ازضعف یا حتی تهدید تلقی میگردد. به گفته این روانشناس، «خودکفایی سالم یک انتخاب آگاهانه است، اما استقلال سمی بیشتر به یک استراتژی بقا شباهت دارد.» این تمایز ظریف نشان میدهد که درحالت دوم، رفتار فرد نه ازسرتوانمندی، بلکه ازدل ترس و ناامنی شکل میگیرد.
ریشه استقلال سمی؛ کودکی یا بزرگسالی؟
روانشناسان، ریشههای این نوع استقلال را اغلب درتجربههای اولیه زندگی جست وجو میکنند. کودکانی که با مراقبت ناپایدار، احساس ناامنی یا بیتوجهی ازسوی والدین مواجه بودهاند، ممکن است به این باور برسند که درخواست کمک امن نیست.
درچنین شرایطی، خوداتکایی افراطی بهعنوان تنها راه سازگاری فرد تلقی میشود. این افراد بهتدریج آسیبپذیری را معادل ضعف میدانند و همین نگرش میتواند دربزرگسالی به دشواری دربرقراری روابط صمیمانه وپذیرش حمایت دیگران منجرشود. استقلال سمی تنها به دوران کودکی هم محدود نمیشود. این الگو ممکن است درپی تجربههای دشواردرسالهای بعد نیزشکل بگیرد؛ مانند خیانت عاطفی یا شکستهای دردناک درروابط. فردی که یکبار بهشدت آسیب دیده، ممکن است به این نتیجه برسد که اتکا به دیگران پرخطر است و تنهایی، امنتر. این نگرش درموقعیتهای مختلف زندگی از پذیرش مسئولیتهای بیش ازحد درمحیط کار و پرهیز ازواگذاری وظایف، تا خودداری از درخواست کمک درشرایطی ساده مانند بیماری یا جابهجایی نمود پیدا میکند. درچنین وضعیتی، استقلال دیگر نشانه توانمندی نیست، بلکه به مانعی برای دریافت حمایت و تجربه روابط سالم تبدیل میشود.

نظر شما