چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۱
کد خبر: 397065

روایت‌هایی از ۴۰ روز بحران که نشان می‌دهد پزشکان، پرستاران و نیروهای امدادی چگونه بی‌وقفه و بی‌ادعا برای نجات جان مردم ایستادگی کردند.

کادر درمان در خط مقدم جنگ ایستادند

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری،با فروکش کردن شیفت‌های فرساینده و نفسگیر کادر درمان پس از ۴۰ روز جنگ، حالا زمان روایت رسیده؛ روایت روزهایی که در بحران جنگ، فرصتی برای گفتن‌شان نبود. حالا این فرصت در نخستین جلسه خیرین سلامت با موضوع آسیب‌های حوزه سلامت در جنگ تحمیلی سوم فراهم شده که متولیان نظام سلامت دور یک میز بنشینند و دقایقی کوتاه از وقایعی بگویند که هر کدام می‌تواند یک روایت بلند از فداکاری کادر درمان باشد؛ بخشی از این روایت‌ها را در ادامه بخوانید.



غمگین نه برای دستی که دیگر ندارد، بلکه...


محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت: در ایام جنگ بازدیدهای زیادی از مجروحان بستری در مراکز درمانی داشتیم؛ حدود 40هزار مجروح که البته همه‌شان رایگان درمان شدند، اما یک اتفاق جالب، حس و حال عجیب آنها بود. بیماری داشتیم که دستش قطع شده و به‌شدت ناراحت بود، اما نه به‌خاطر عضوی که از دست داده بلکه برای رهبر شهیدمان. رهبرمان که یک زمانی گفت: «برای ایران بخوان» و جمله‌اش یک معنا دارد؛ باید جذب حداکثری برای وحدت ملی داشته باشیم و در مقابل دشمن کودک‌کش به انسجام ملی برسیم. باید حضور مردم و کادر سلامت در میدان را پاس بداریم تا فراموش نشود. باید در مقابل دشمن ایستادگی کنیم و یکی از راه‌های ایستادگی و حفظ انسجام در این ایام، انجام کار خیر است.



کودکش دیگر شیر مادر را نپذیرفت...


حوزه بهداشت و درمان، جدایی‌ناپذیر از همه عرصه‌ها، ازجمله جنگ است و در این دوره نیز با تمام توان در میدان حضور داشت. نمونه‌ای از این حضور را می‌توان در 3روایت از مرکز خدمات جامع سلامت جزیره خارگ دید. سرپرستار این مرکز با وجود تمام خطراتی که وجود داشت، ۳۷ روز از ایام جنگ را همراه با 2فرزندش در جزیره ماند. تنها چند روز مانده به پایان جنگ، کودکانش را به خانواده سپرد و دوباره به محل خدمتش بازگشت. در همان مرکز، بهیاری بود که در تمام روزهای جنگ، فرزند شیرخواره‌اش را نزد والدینش گذاشته بود و آنها ناچار شده بودند به او شیرخشک بدهند. پس از پایان جنگ، وقتی مادر به خانه بازگشت، کودک دیگر شیر او را نپذیرفت. روایت سوم به متخصص بیهوشی برمی‌گردد که مسیر رسیدن به جزیره را با قایق طی می‌کرد و یک مرتبه در میانه راه، قایق مورد اصابت موشک قرار می‌گیرد. اینها نمونه‌هایی از کادر درمانی هستند که جانشان را کف دست گرفتند و برای سلامت مردم ایستادند.



آن روزها مطالبات‌ اولویت نداشت....



سجاد رضوی، معاون درمان وزارت بهداشت: حدود 8تا 10درصد پرداختی به کادر درمان ازجمله کارانه عقب‌ماندگی داریم. همیشه هم به این دیر پرداخت‌شدن‌ها اعتراض می‌کردند. اما در تمام روزهای جنگ که بازدید میدانی از بیمارستان‌ها داشتیم، حتی یک مورد گلایه در این زمینه نشنیدیم. نمونه‌های فداکاری کم نیستند؛ آنقدر که می‌توان از آنها کتاب نوشت. ازجمله یکی از اعضای کادر درمان در زاهدان که با شنیدن خبر کمبود نیرو در چابهار، با خودروی شخصی راهی شد و ۲۳ روز مداوم به خدمت‌رسانی پرداخت. وقتی موضوع را پیگیری کردم، مشخص شد هیچ حق‌الزحمه‌ای هم دریافت نکرده و بی‌هیچ توقعی به شهرش بازگشته است. ما در قبال این فداکاری‌ها مسئولیم و باید آنها را به یاد داشته باشیم، دستمزد زحماتشان را پرداخت کنیم.



دارویی‌ها منتظر نمی‌ماندند...


از میان ۴۴ شرکت دارویی و تجهیزات پزشکی که در جریان جنگ دچار خسارت شدند، برخی به‌طور کامل تخریب شدند و برخی دیگر ۴ تا ۵ بار مورد حمله قرار گرفتند. هربار شیشه‌ها و تجهیزات شکسته می‌شد، اما هیچ‌کدام منتظر نماندند؛ بلافاصله بازسازی آغاز می‌شد و خطوط تولید دوباره به جریان می‌افتاد. یکی از مهم‌ترین نشانه‌های پایداری صنعت دارو این است که طی ۵۰ روز گذشته، بارمواد اولیه دارویی به‌دست ما نرسیده که برای تولید به کارخانه‌ها برسد اما صنعت در آن مقطع حساس نیز اجازه نداد کمبود دارو، شرایط را دشوارتر کند.



حمله‌ای با هزار مصدوم در یک لحظه


نیروهای اورژانس در ۴۰ روز جنگ، صحنه‌های کم‌سابقه‌ای را تجربه کردند؛ از شهادت ۴ همکار تا مصدوم شدن ۷۸ نفر از نیروها. با این حال، حتی یک نفر هم نبود که از میدان عقب‌نشینی کند. یکی از سخت‌ترین روزها مربوط به حمله‌ای در ماهشهر بود؛ جایی که در یک لحظه، حدود هزار نفر مصدوم شدند. شرایط بسیار دشوار بود؛ مجروحان با شدت‌های مختلف آسیب، نیاز به رسیدگی فوری داشتند و باید به‌سرعت ساماندهی و اعزام می‌شدند. با این حال، عملکرد نیروهای اورژانس به‌گونه‌ای بود که به‌ جرأت می‌توان آن را بی‌نظیر دانست؛ تا جایی که معاون درمان وزارت بهداشت هم تأکید کرده که «کیفیت بالای انتقال مجروحان باعث شد کمترین میزان مرگ‌ومیر را در بیمارستان‌ها داشته باشیم.»‌



ذخیره خون 9روزه شد...


استقبال مردم از اهدای خون به‌قدری بالا بود که ظرفیت خون‌گیری، به‌ویژه در استان‌های معین، افزایش پیدا کرد. در برخی مراکز، به‌دلیل ازدحام مراجعه‌کنندگان، حتی لیست نوبت تشکیل شد تا در زمان نیاز با آنها تماس گرفته شود. این اتفاق در شرایطی رخ داد که همزمان با جنگ، ‌ماه رمضان و تعطیلات نوروز را هم داشتیم؛ عواملی که معمولاً باعث کاهش ذخایر خون می‌شوند. با این حال، به لطف تلاش پرسنل و افزایش ۲۴‌درصدی تعداد اهداکنندگان، اکنون میزان ذخایر خونی کشور از ۵.۴ روز به حدود 9روز رسیده است؛ اتفاقی که جوانان نقش مهمی در آن داشتند درحالی‌که مشارکت‌شان در اهدای خون در گذشته کمتر بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha