به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، تحقق نیافتن وعدههای حمایتی در کنار حذف ارز ترجیحی کاغذ و افزایش شدید هزینههای تولید، فشار سنگینی بر رسانهها وارد کرده است
با آغاز سال جدید، موج تعدیل نیرو طیف گستردهای از کسبوکارها را در بر گرفته است؛ روندی که از تشدید فشارهای اقتصادی و کاهش توان مالی مجموعهها حکایت دارد. در این میان، رسانهها بهدلیل وابستگی همزمان به بازار آگهی، هزینههای تولید و سیاستگذاریهای دولتی،
بیش از دیگر بخشها در معرض آسیب قرار گرفتهاند و نتیجه آن، کوچکتر شدن تحریریهها و افزایش ناامنی شغلی روزنامهنگاران بوده است.
موج تعدیل
موج تعدیل نیرو در سال جدید به رسانهها هم رسیده و بسیاری از تحریریهها را با کاهش قابلتوجه نیرو روبهرو کرده است. در این میان، «باشگاه روزنامهنگاران ایران» با انتشار گزارشهایی از تعدیل خبرنگاران در رسانههای مختلف خبر میدهد ؛ گزارشهایی که نشان میدهد بخش عمدهای از اعضای تحریریه رسانههایی مثل «گسترشنیوز» تعدیل شدهاند؛ هرچند حقوق و عیدی کارکنان پرداخت شده، اما وضعیت سنوات سالانه همچنان در ابهام است. همزمان، روزنامه «وطن امروز» نیز تعدادی از نیروهای خود را کنار گذاشت. پیش از این هم گزارشهایی مشابه از «دنیای اقتصاد» و «اکوایران» منتشر شده بود؛ مسألهای که نشان میدهد این بحران، رسانهها با گرایشهای مختلف را درگیر کرده است.
در ادامه این روند، روزنامه «رسالت» در واپسین روزهای سال گذشته، دست به تعدیل گسترده نیروهای خود زد و به کارکنانش اعلام کرد که این روزنامه در سال جدید منتشر نخواهد شد، هرچند در عمل با صفحات کمتر به فعالیت خود ادامه میدهد.
این وضعیت، همراه با مشکلاتی مانند پرداختنشدن حق بیمه و بلاتکلیفی مزایای پایان خدمت، نگرانی نیروهای تعدیل
شده را افزایش داده است.
از سوی دیگر، در خبرگزاری «ایلنا»
و روزنامه «پیام ما» تغییر وضعیت همکاری برخی خبرنگاران به «حقالتحریری» گزارش
شده و اخباری نیز از تعدیل
نیرو در خبرگزاری «مهر» انتشار پیدا کرده است؛ روندی که نشاندهنده تغییرات ساختاری در مدل همکاری رسانهها و تلاش برای کاهش هزینههاست.
وعدههای حمایتی روی کاغذ
در پی این تحولات، هومن عظیمی، مدیرکل مطبوعات و رسانههای داخلی با انتقاد از تعدیل نیرو بهعنوان راهکار اصلی، پیشنهادهایی مانند کاهش صفحات، تمرکز بر نسخههای دیجیتال و استفاده از ظرفیتهایی چون بیمه صندوق هنر و بیمه بیکاری را مطرح کرده است.
او همچنین از برنامههای حمایتی معاونت مطبوعاتی خبر داده و گفته رسانههایی که نیروهای بیشتری جذب کرده و کارکنان بیمهشده بیشتری دارند، در اولویت حمایت قرار
میگیرند و آگهیهای دولتی میتواند بخشی از هزینههای آنها را
جبران کند. این در حالی است که پیشتر، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وعده داده بود تعرفه آگهیهای دولتی پیش از آغاز سال جدید اعلام شود اما با گذشت هفتهها از شروع سال، این وعده هنوز محقق نشده است و در عمل، فاصله میان وعدههای حمایتی و تحقق آنها، در کنار حذف ارز ترجیحی کاغذ و افزایش شدید هزینههای تولید، فشار سنگینی بر رسانهها وارد کرده است. نتیجه این شرایط، افزایش
تعدیل نیرو و تشدید ناامنی شغلی در میان روزنامهنگاران بوده، وضعیتی که تاکنون پاسخ روشنی از سوی نهادهای مسئول برای آن ارائه نشده و نقش انجمنهای صنفی نیز کمرنگ
و محدود به صدور بیانیه باقی مانده است.
فروپاشی مطبوعات شهرستانها
بحران مطبوعات در شهرستانها ابعاد جدیتری دارد. سعید صفارائی، سردبیر هفتهنامه «نیشابور فردا» در توضیح وضعیت موجود به «اطلاعات» میگوید: وضعیت فعلی مطبوعات چاپی، بدترین دوره تاریخ فعالیت نشریات است و حتی از دوران همهگیری کرونا هم دشوارتر به نظر میرسد. در دوران کرونا به دلیل محدودیتها امکان چاپ نداشتیم، اما امروز مسأله کاملا اقتصادی است؛ هزینه کاغذ، چاپ، فیلم و زینک چند برابر شده، در حالی که تعرفه آگهیها افزایشی نداشته است.
او درباره کاهش درآمدها و تداوم فعالیت نشریه توضیح میدهد: تنها در یک سال گذشته، جهش قیمتها بهطور مستقیم حاشیه سود نشریات را از بین برده است. ما برای ادامه کار مدام از سود خود کم کردیم، اما این روند هر ماه بدتر شده و حالا به نقطه زیان رسیدهایم. دو ماه است که دیگر توان پرداخت هزینههای چاپ را نداریم.
صفارائی همچنین به شرایط سختتر شهرستانها اشاره میکند و میگوید: در تهران دست رسانهها بازتر است، اما در شهرستانها منابع محدودتر و بخش خصوصی ضعیفتر شده، رپرتاژها کاهش یافته و کسبوکارها هم توان سفارش آگهی ندارند.
او درباره توقف انتشار هفتهنامه میگوید: ما حتی گزارشهای آماده برای دو سه شماره آینده را داریم و بخشی از حقالتحریر گزارشها را هم پرداخت کردهایم، اما قادر به چاپ نیستیم. ادامه همکاری برای خبرنگاران هم صرفه ندارد، چون معمولا این کار شغل دوم یا سوم آنهاست و با این شرایط، دیگر توجیه اقتصادی ندارد.
صفارائی همچنین درباره انتشار نسخه دیجیتال میافزاید: این گزینه در شهرستانها با استقبال چندانی مواجه نمیشود. ما سایت داریم، اما مخاطب اخبار شهرستان بیشتر در شبکههای اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام است که آنها هم فیلتر هستند. پلتفرمهای داخلی مثل بله و ایتا هم اقبال چندانی ندارند، بنابراین نسخه اینترنتی نمیتواند جایگزین مؤثری باشد.
او در انتقاد از نبود حمایتها میگوید: با وجود سه سال انتشار منظم، هیچگونه حمایتی از سوی وزارت ارشاد یا انجمنهای صنفی دریافت نکردهایم. وزارت ارشاد برای نشریهای که مرتب چاپ شده، یارانهای در نظر نمیگیرد و انجمن صنفی هم عملا یا وجود خارجی ندارد یا فعالیتش محدود به تهران است و شهرستانها از آن بیبهرهاند.
به گفته او، در کل استانهای خراسان رضوی و شمالی، تنها دو هفتهنامه در سالهای اخیر بهطور مستمر منتشر شدهاند که یکی از آنها در مشهد است و بهدلیل دسترسی بیشتر به آگهی، شرایط بهتری دارد.
رسانههای آنلاین در مرز تعطیلی
در حوزه رسانههای آنلاین نیز مشکلات جدی ادامه دارد. نسرین نیکنام، خبرنگار «دیدار نیوز» میگوید: مشکل اصلی ما تعدیل نیرو نیست، بلکه خطر بسته شدن کامل سایت است، چون هیچ منبع درآمد ثابتی نداریم و از جایی پول دریافت نمیکنیم. تنها منبع درآمد ما یوتیوب است.
او ادامه میدهد: مجموعهای از مشکلات اخیر مثل قطعیهای گسترده اینترنت و مسائلی که خود یوتیوب برای ایرانیان ایجاد کرده، باعث شده ادامه فعالیت سایت در وضعیت بحرانی قرار بگیرد و عملا به سمت تعطیلی برویم.
نیکنام درباره وضعیت پرداخت حقوق میگوید: به ما اعلام شده بود فقط تا پایان فروردین، امکان پرداخت حقوق وجود دارد و ادامه فعالیت، مشروط به تأمین هزینهها از راههایی مثل تبلیغات است. به ما میگویند اگر میتوانید رایزنی کنید و تبلیغ بگیرید و سایت را بچرخانید، اما با توجه به وضعیت اقتصادی نمیتوان به این روند خوشبین بود.
او در توصیف وضعیت خبرنگاران میگوید: خبرنگاران مانند مرغ عزا و عروسی هستند؛ وقتی منفعتی باشد از آنها استفاده میشود، چه در شادیها و چه در بحرانها، اما بعد فراموش میشود که چه اتفاقاتی افتاده و خبرنگاران چه نقشی داشتهاند. در نهایت، در هر دو حالت، این خبرنگاران هستند که آسیب میبینند.
در این میان انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران و نهادهای مدنی هم کارکرد خاصی ندارند و فقط به صدور بیانیه اکتفا میکنند.
راهکارهایی برای عبور از بحران
کارشناسان و فعالان صنفی برای کاهش فشار بر رسانهها و بازگرداندن ثبات نسبی، مجموعهای از راهکارها را پیشنهاد میکنند: شفافسازی در تخصیص آگهیهای دولتی و اعلام بهموقع تعرفهها، بهگونهای که رسانهها بتوانند روی این درآمد حساب کنند، تخصیص منظم و عادلانه آگهیهای دولتی به رسانههای فعال، بهویژه رسانههای شهرستانی که دسترسی کمتری به منابع درآمدی دارند، ایجاد بستههای حمایتی فوری برای رسانههای چاپی از جمله حمایت از زنجیره تأمین کاغذ، ارائه تسهیلات کمبهره و کاهش هزینههای چاپ و توزیع، تضمین دسترسی پایدار و بدون اختلال به اینترنت برای رسانههای آنلاین، زیرا قطع یا محدودیت اینترنت مستقیما بر درآمد و مخاطب آنها تأثیر میگذارد.
راهکارهای دیگری از جمله طراحی سازوکارهایی برای جلوگیری از تعدیل گسترده، مانند تعویق تعدیلها، استفاده از بیمه صندوق هنر، بیمه بیکاری و اجرای طرحهای حمایتی کوتاهمدت برای حفظ اشتغال نیز وجود دارد.
همچنین تقویت نقش نهادهای صنفی و مشارکت دادن آنها در تصمیمگیریها بهمنظور ارائه راهحلهای کارشناسی و نظارت بر روند تعدیل نیرو، حمایت معیشتی و بیمهای از روزنامهنگاران بیکارشده از جمله تسریع در پرداخت بیمه بیکاری و ایجاد سامانههای سریع برای شناسایی و حمایت از افراد آسیبدیده میتواند مؤثر باشد.
مجموع این اقدامات، در صورت اجرا، بخشی از فشار موجود بر رسانهها و فعالان این حوزه را کاهش خواهد داد و مانع از تعمیق بیشتر بحران در صنعت رسانه خواهد شد.

نظر شما