به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر، زهره نمدمالی، متخصص روانشناسی سلامت و استاد دانشگاه در رادیو گفتگو، با اشاره به جایگاه روانشناسی سلامت گفت: این رشته بر پایه پیوند میان مسائل زیستی و جسمانی باروح و روان، سیستم ایمنی و غدد درونریز بنا شده است. وی با بیان اینکه علوم اعصاب شناختی، فیزیولوژی، سیستم ایمنی و هورمونها اثرات متقابلی بر یکدیگر دارند، اظهار کرد: فشارهای روانی شدید در هر سن و جنسیتی میتواند به طور مستقیم بر ترشح هورمونها و کارکرد سیستم ایمنی بدن تأثیر بگذارد.
این متخصص روانشناسی سلامت افزود: تابآوری تنها یک ویژگی شخصیتی یا قدرت اراده نیست، بلکه یک قابلیت بیولوژیکی است که ریشه در ساختار مغز دارد. وی در تشریح ساختار مغز عنوان کرد: برخلاف تصور قدیمی که مغز را مانند سنگی سخت و تغییرناپذیر میدانستند، مغز بیشتر شبیه به یک باغچه است که حتی پس از طوفانهای سهمگین، قابلیت طراحی دوباره و گلکاری دارد.
نمدمالی با اشاره به مفهوم نوروپلاستیسیته تصریح کرد: این توانایی به معنای ایجاد مسیرهای عصبی جدید و جبران آسیبهای گذشته است؛ به عبارتی مغز میتواند ترافیک مسیرهای خود را تغییر دهد.
وی خاطرنشان کرد: بر اثر تروما، افسردگی یا فشارهای روانی شدید، برخی مسیرهای عصبی دچار انسداد یا انحراف میشوند که انعطافپذیری عصبی امکان ترمیم این بنبستها را فراهم میکند.
این استاد دانشگاه با تبیین فرایند تغییر در مغز گفت: این بازسازی در دو مرحله اتفاق میافتد؛ مرحله اول تضعیف مسیرهای قدیمی مانند مسیرهای ترس و استرس و مرحله دوم تقویت مسیرهای جدید از طریق ایجاد پیوندهای سیناپسی قویتر است.
وی با بیان اینکه با تمرینات ذهنی و تغییرات رفتاری میتوان مسیرهای منطقیتر و آرامتر را جایگزین واکنشهای ترومازده کرد، اظهار کرد: مغز مدام در حال بازنویسی خود است، به شرطی که ابزارهای لازم را در اختیار آن قرار دهیم.
نمدمالی تأکید کرد: اگرچه مغز پس از آسیبها دقیقاً به حالت اولیه برنمیگردد، اما باتکیهبر نوروپلاستیسیته میتواند حتی قویتر از قبل بازسازی شود. تقویت عملکرد مغز با چهار رکن اصلی بازسازی ذهنی وی با اشاره به توانایی مغز برای بازسازی و حتی قویتر شدن نسبت به قبل گفت: این بازسازی اتفاقی صورت نمیگیرد، بلکه نیازمند چهار رکن اصلی است که من آنها را پایههای بازسازی ذهنی مینامم.
این متخصص روانشناسی سلامت با بیان اینکه یکی از این پایههای مهم، فعالیت بدنی و ورزش است، اظهار کرد: ورزش صرفاً برای تناسباندام و افزایش عضلات نیست، بلکه برای مهندسی شیمی مغز بسیار مفید است. وی افزود: هنگام ورزش، بدن مادهای به نام BDNF آزاد میکند که دانشمندان به آن کود مغز میگویند؛ این پروتئین دقیقاً همان چیزی است که باعث رشد سلولهای عصبی جدید و ترمیم سلولهای آسیبدیده میشود.
نمدمالی با تأکید بر اینکه ورزش میتواند مسیرهای مسدود شده ناشی از استرس و تروما را بازسازی کند، تصریح کرد: برای دستیابی به این معجزه در مغز، پیادهروی ساده بهتنهایی کافی نیست و بهتر است ورزشهای هوازی مانند دویدن و شنا که ضربان قلب را بالا میبرند، در برنامه قرار گیرند. حتی ۲۰ دقیقه حرکات مداوم میتواند فرایند بازسازی سلولی را فعال کند.
وی بر لزوم تداوم در تمرینات تأکید کرد و گفت: یک برنامه سبک اما همیشگی، بسیار مؤثرتر از ورزش سنگین و پراکنده است؛ استمرار در این کار باعث میشود معجزه بازسازی مغز قدمبهقدم اتفاق بیفتد. این استاد دانشگاه با ارائه توصیهای برای سالمندان افزود: حتی فعالیتهای سادهای مانند پایین آمدن از چند پله یا انجام حرکات نرمشی در حین پیادهروی میتواند به هماهنگی بیشتر مغز کمک کند.
وی خاطرنشان کرد: بالارفتن از پلهها به دلیل نیاز به فعالیتهای پیچیده مغزی برای حفظ تعادل و هماهنگی، باعث تقویت عملکردهای شناختی مغز شده و از افت سلامت ذهنی در سنین بالا جلوگیری میکند. تغذیه و روابط اجتماعی؛ ابزارهای حیاتی برای بازسازی سلولهای مغزی نمدمالی در مصاحبه تلفنی با رادیو گفتوگو با اشاره به اینکه تغذیه مناسب اولین ابزار بازسازی سلولهای مغزی است، گفت: مغز پرمصرفترین عضو بدن از نظر انرژی است و در دوران بحران و التهاب، نیاز آن به سوخت باکیفیت افزایش مییابد.
وی با بیان اینکه رژیمهای غذایی سرشار از قند و چربیهای ترانس باعث افزایش التهاب در مغز میشوند، اظهار کرد: مصرف قند زیاد در قالب شکلات، میوه یا فستفود، مانع از فرایند نوروپلاستیسیته یا همان بازسازی عصبی میشود و اثرات مثبت فعالیتهای دیگر مانند ورزش را خنثی میکند.
این متخصص روانشناسی سلامت افزود: برای مدیریت تغذیه و کمک به ترمیم مغز، باید مصرف قند و چربی را به حداقل رساند و آنتیاکسیدانها و امگا ۳ را جایگزین کرد. مصرف گردو، ماهی، دانههای چیا و سبزیجات با برگهای تیره مانند اسفناج از بهترین گزینهها برای تقویت انعطافپذیری عصبی است.
وی به اهمیت ارتباطات اجتماعی پرداخت و خاطرنشان کرد: انسانها موجوداتی با بیولوژی اجتماعی هستند و معاشرت با افراد قابلاعتماد باعث ترشح هورمون اکسیتوسین در بدن میشود. نمدمالی با اشاره به کارکرد این هورمون گفت: اکسیتوسین دشمن شماره یک کورتیزول یا همان هورمون استرس است؛ بنابراین روابط اجتماعی صمیمانه و سالم میتواند سیستم عصبی را از حالت بقاء و حمله به حالت امنیت و پیوند منتقل کند.
وی با بیان اینکه تنهایی دشمن اصلی بازسازی سلولهای مغزی است، تصریح کرد: در شرایط بحرانی مانند زمان جنگ، حفظ روابط گروهی و شبنشینیها به مغز پیام امنیت میدهد و به مهار استرس کمک شایانی میکند. این استاد دانشگاه یادگیری مهارتهای جدید و تمرینات تابآوری شناختی را آخرین ابزار بازسازی مغز معرفی کرد و افزود: مدیتیشن و بازسازی روایتهای ذهنی به ایجاد مسیرهای عصبی جدید کمک میکند.
وی با تأکید بر تغییر نگرش فردی اظهار کرد: اینکه فرد خود را در جایگاه قربانی ببیند یا کسی که در حال نجات خود است، مسیر عصبی متفاوتی را در مغز حک میکند. این موارد دارو نیستند، بلکه ابزارهایی هستند که فرد با آنها به مغز خودفرمان میدهد تا فرایند ترمیم را آغاز کند.

نظر شما