به گزارش سلامت نیوز به نقل از فرارو، انبار نفت شهران در جریان دو جنگ اخیر، دو بار هدف حمله قرار گرفت و ساکنان این محله را جدای از بحثهای قدیمیتر مثل زلزله یا تصادف تانکرهای سوخت با یک بحران جدید مواجه کرد. اگر حادثه سهمگینتری رخ دهد، تکلیف مردم چیست؟
انبار نفت شهران، پس از انفجار بندر بیروت بود که تازه توجه مسئولان را به خود جلب کرد. حدود شش سال پیش، همان زمان با اینکه انفجار در بیروت جهان را تکان داد، نگاهها به جنوب غرب تهران هم برگشت. مسئولان شهری این پرسش را مطرح کردند که اگر حادثهای مشابه در بافت مسکونی شهران رخ دهد، چه بر سر این محله و اطرافش میآید؟ آن روزها، در کنار نگرانی از رخدادهای طبیعی مثل زلزله، بحثی احیا شد و درباره حوادث غیرطبیعی مثل جنگ نگرانیهایی ایجاد کرد. مثل اینکه یک انبار نفت در قلب بافت شهری، تا چه اندازه میتواند تهران را در معرض فاجعه قرار دهد؟
همان روزها مجید فراهانی که آن زمان ریاست کمیته بودجه شورای شهر تهران را برعهده داشت، هشدار داد وجود انبار نفت در دل بافت مسکونی شهران، میتواند زمینهساز «فاجعهای دهشتناکتر از بیروت» باشد. بعد از آن، زمزمههایی درباره انتقال این انبار به خارج از محدوده شهری مطرح شد.
حتی پیامهایی هم میان نهادهای مدیریت بحران، شورای شهر و وزارت نفت رد و بدل شد اما موضوع بهتدریج از صدر خبرها پایین رفت و به فراموشی سپرده شد.
ساکنان شهران اکنون دیگر فقط با احتمال و هشدار روبهرو نیستند. آنها در سال گذشته دو بار با بلای غیرطبیعی مواجه شدند. دو بار جنگ و دو بار انفجار. یکبار در خرداد و یکبار هم در اسفند. بار دوم، سهمگینتر از اولی بود تا حدی که در جوبها هم آتش زبانه میکشید؛ در کنار این مخاطرات غیرطبیعی، خطر دیگری هم سایهبهسایه انبار نفت را دنبال میکند: زلزله. این تاسیسات روی گسل ساخته شده و هر لرزش زمین میتواند آن را از یک مرکز ذخیرهسازی به نقطه آغاز فاجعهای بزرگ بدل کند. بنابراین استقرار تاسیسات نفتی در پهنهای ناپایدار، فقط یک مسئله فنی نیست و پیامدهای انسانی، شهری و امنیتی در پی دارد.
مردم شهران، میان بوی بنزین و خاطره انفجار
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران بهتازگی دوباره بحثی قدیمی و فراموششده را پیش کشیده: انتقال انبار نفت شهران به خارج از شهر. او گفته «موقعیت جغرافیایی این انبار مناسب نیست و در حادثه اخیر نیز با اصابت و آتشسوزی، بنزین در خیابانها جاری شد و خودروها و تانکرهای اطراف دچار حریق شدند.» این تأسیسات در سال ۱۳۵۳، در اطراف کن ساخته شد. آن سالها این منطقه هنوز بیرون از محدوده متراکم تهران بود و اطرافش را بیشتر باغات و زمینهای کمساختوساز تشکیل میداد. تهران اما مانند دیگر شهرهای بزرگ، آرام نماند. بعد از انقلاب و با توسعه شهری در دهههای ۶۰ و ۷۰، خانهسازی در این محدوده هم آغاز شد و با رشد و توسعه پایتخت، انبار نفتی که زمانی در حاشیه بود، کمکم در دل بافت مسکونی جا گرفت.
عمده این تغییر، در دوره شهرداری غلامحسین کرباسچی و در میانه سیاستهای توسعه و نوسازی شتاب گرفت. تهران در آن دوران، دیگر توان گسترش افقی نداشت و به سمت مرتفع شدن رفت. نتیجه این جابهجایی جمعیتی و کالبدی، آن شد که مراکز پرخطر -از انبارها و تاسیسات سوختی گرفته تا برخی زیرساختهای صنعتی- در همسایگی مستقیم خانههای مردم باقی بمانند، بیآنکه تصمیمی جدی برای انتقالشان اخذ شود.
همین شد که امروز، سالها بعد از توسعه افقی و عمودی پایتخت، مسئله شهران از یک پرونده عمرانی یا نفتی فراتر رفته. پرونده شهران، به مسئلهای بدل شده که دوباره «نسبت مدیریت شهری با آیندهای که بارها دربارهاش هشدار داده شده اما کمتر برایش تصمیم گرفتهاند» را در افکار عمومی پررنگ کرده است.
برای ساکان شهران، زندگی روزمره همیشه با یک لایه نگرانی همراه بوده. ساکنان این محله میگویند سالهاست وقتی پنجره را باز میکنند، پیش از آنکه هوای تازه وارد خانه شود، بوی بنزین به استقبالشان میآید. برخی از آنها از تردد مداوم تانکرها میگویند، از عبور خودروهای سنگین حامل مواد نفتی و از این حس که محلهشان هیچوقت کاملا از سایه خطر بیرون نرفته است.
حادثه هشت سال پیش هم یکی از دلایل پررنگ شدن این نگرانیهاست. حادثهایی که منجر به حریق یک تانکر حامل مایعات نفتی در محله شهران شد. یک تانکر ۲۰ هزار لیتری بهدلیل نامعلومی آتش گرفت و «چیزی نمانده بود که تانکر بهطور کامل منفجر شود». آتشنشانان اما از تبدیل آن حادثه به بحرانی بزرگتر جلوگیری کردند؛ این فقط یکی از دهها حادثهایست که مردم شهران را مدام در اضطراب نگه میدارد.
دو جنگ، دو انفجار و یک مطالبه بیپاسخ
انبار نفت شهران را میتوان نماد تقابل توسعه شهری شتابزده و ایمنی شهروندان قلمداد کرد. تاسیساتی که زمانی بیرون از شهر قرار داشت، امروز در دل یک بافت متراکم مسکونی ایستاده و هر حادثهای در آن میتواند به بحران شهری بدل شود. مردم این محله، در کنار خاطره بوی بنزین و خطر تانکرها، حالا با خاطره جنگ هم زندگی میکنند. تهدید برای ساکنان شهران از حادثه صنعتی فراتر رفته؛ حالا ترکیبی از جنگ، آتش، انفجار و ناامنی دائمی روان آنها را تهدید میکند.
به اعتقادان کارشناسان، اگر حادثهای در حد بندر بیروت برای انبار نفت شهران رخ دهد، مایعات در سراشیبی میافتند و تا شعاع وسیعی از مناطق غربی تهران را در بر میگیرند. به بیان دیگر، حادثه انبار نفت فقط مردم دیوار به دیوارش را تهدید نمیکند، بلکه ابعاد گستردهتری را در خود فرو میبرد.
این درحالیست که تنها تاسیسات نفتی تهران، انبار نفت شهران نیست اما این تاسیسات از آنجا خطرات بیشتری دارد که ساختمانهای مسکونی فاصله نزدیکتری با آن دارند. به طوری که شش دستگاه در مخاطره جدی هستند و در پیچ انتهای خیابانِ نرسیده به تاسیسات، تعدادی سفرهخانه و مغازههای دیگر هم دیده میشود.
برای ساکنان شهران، این خطرها مفهومی انتزاعی و دوردست ندارند. آنها سالهاست با بوی بنزین، عبور تانکرها و نگرانی از آتشسوزیهای کوچک در اطراف خانههایشان زندگی کردهاند. پنجره خانههای این محله هر روز رو به تاسیسات نفتی باز میشود.
مردم ابتدا به انبار نفت صبح بخیر میگوید و بعد سراغ کارهای دیگرشان میروند. آن هم با اضطراب از حادثهای که رخ داده و ترسش را تجربه کردهاند. هنوز با وجود دو جنگ نیز برای این همزیستی ناگزیر، چارهای روشن اندیشیده نشده است.
حال باید پرسید این بار انتقال انبار نفت شهران از سطح حرف فراتر خواهد رفت؟

نظر شما