سارا از بیماری سرطان رنج میبرد. او تصمیم گرفته است درمانش را قطع کند. هزینهها برایش کمرشکن است. در نیمه راه درمان قرار دارد و حتی پرداخت هزینه چکاپها و آزمایشهای دورهای نیز دیگر از توانش خارج شده است. هر دوره درمان و تهیه داروهای موردنیاز، میلیونها تومان هزینه در بر دارد و انجام آزمایشها و تصویربرداریهای ضروری مانند سیتیاسکن و امآرآی نیز هزینههای سنگینی را به او تحمیل میکند.
سارا بارها برای تأمین هزینه داروهای خود ناچار به قرض گرفتن شده و اکنون حتی توان پرداخت هزینه یک ویزیت تخصصی یا چکاپ دورهای را نیز ندارد. ناتمام ماندن کار درمان میتواند روند بهبود او را با خطر جدی مواجه کند، اما فشار مالی و هزینههای سرسامآور درمان، او را به نقطهای رسانده است که به قطع درمان فکر میکند.
تنها یکی از تصویربرداریهای دورهای سارا چند میلیون تومان هزینه دارد و قیمت برخی داروهای موردنیاز او به دهها میلیون تومان در ماه میرسد؛ هزینههایی که برای بسیاری قابلتأمین نیست و برای سارا به مانعی بزرگ در ادامه مسیر درمان تبدیل شده است.
او و بسیاری افراد شبیه او بارها از خود پرسیدهاند آیا وقتی پول نداریم، باید بمیریم؟!
افزایش هزینهها؛ عامل رها کردن درمان
افزایش مداوم هزینههای درمان و کاهش پوشش بیمهای، بسیاری از بیماران را ناچار کرده است پیش از تکمیل روند درمان، آن را رها کنند. دکتر آریا رضوانی ، از شرایط نگرانکنندهای سخن میگوید که در ماههای اخیر بیش از گذشته در مراکز درمانی مشاهده میشود.
به گفته این جراح قلب، گرانی درمان و دارو سالهاست یکی از مهمترین مشکلات بیماران به شمار میرود، اما در یک سال گذشته این مسأله ابعاد گستردهتری پیدا کرده است. او با اشاره به آمار بخش محل فعالیت خود میگوید: در ماه جاری، ۱۵ عمل قلب باز در بیمارستان ثبت شده بود، اما تا امروز فقط سه عمل انجام شده است. بسیاری از بیماران پس از چند روز بستری شدن، به دلیل ناتوانی در تأمین هزینهها، عمل ضروری قلب خود را رها میکنند و از بیمارستان مرخص میشوند.
دکتر رضوانی اعتقاد دارد روند ناقص ماندن درمان بیماران از نیمه دوم سال گذشته شدت گرفته است. به گفته او در حالی که پیش از این، بیشتر بیماران دوره درمان خود را تا انتها دنبال میکردند، اکنون تقریبا نیمی از بیماران موفق به تکمیل درمان نمیشوند و در میانه راه از ادامه آن انصراف میدهند.
او تأکید میکند که هزینه درمان فقط به جراحی یا بستری محدود نیست؛ آزمایشهای تشخیصی، سونوگرافی، امآرآی، سیتیاسکن، پتاسکن، نوارهای تشخیصی و سایر خدمات موردنیاز برای شناسایی بیماری، بخش مهمی از هزینههای درمان را تشکیل میدهند. به گفته او افزایش شدید قیمت این خدمات باعث شده است بسیاری از بیماران حتی پیش از آغاز درمان با مشکلات مالی جدی مواجه شوند.
مشکلات بیمه درمانی
این پزشک از کاهش اثربخشی پوششهای بیمهای انتقاد میکند و میگوید: در بسیاری از موارد بیمهها هزینهها را قبول نمیکنند یا میزان پوشش آنها به حداقل رسیده است. او برای نمونه به بیمه تکمیلی بازنشستگان کشوری اشاره میکند که حق بیمه آن از ۲۳۴ هزار تومان در سال گذشته به حدود ۸۰۰ هزار تومان در سال جاری رسیده است؛ افزایشی بیش از سهبرابر که موجب شده است بسیاری از بازنشستگان از ادامه پرداخت سهم حق بیمه انصراف دهند و بار مالی درمان مستقیما بر دوش خودشان قرار گیرد.
دکتر رضوانی یکی دیگر از مشکلات بیماران را تأخیر طولانی در پرداخت هزینهها از سوی بیمههای تکمیلی بیان میکند. به گفته او حتی بیمارانی که از پوشش بیمه تکمیلی برخوردار هستند نیز باید ماهها منتظر بازپرداخت هزینههای خود بمانند و این زمان در برخی موارد به حدود شش ماه میرسد.
او عامل اصلی رها شدن درمان توسط بیماران را پوشش بیمهای ضعیف و گران و افزایش بیسابقه و بیثبات هزینههای درمان میداند و هشدار میدهد که ادامه این روند میتواند پیامدهای جدی برای سلامت جامعه به همراه داشته باشد.
داروهای گران و کمیاب
مشکلات بیماران پس از شروع درمان نیز ادامه دارد. دکتر رضوانی میگوید: قیمت بسیاری از داروها به شکل بیسابقهای افزایش یافته است. در میان داروهای تجویزی، مواردی وجود دارد که قیمت آنها نسبت به سال گذشته تا هشت برابر افزایش پیدا کرده است؛ آن هم در شرایطی که گاهی همین داروها به سختی پیدا میشوند.او همچنین از افزایش چشمگیر تعرفه خدمات بیمارستانی خبر میدهد. به گفته این جراح قلب، هزینه خدمات در بیمارستانهای خصوصی نسبت به سال گذشته حدود ۳۰۰ درصد و در بیمارستانهای دولتی حدود ۱۰۰ درصد افزایش داشته است. علاوه بر این، هزینه ویزیت و دستمزد پزشکان نیز بین ۶۰ تا ۱۰۰ درصد رشد کرده است.
در حالی که گزارشهای میدانی از مراکز درمانی و مشاهدات پزشکان، از افزایش روند ترک درمان توسط بیماران به دلیل فشارهای اقتصادی حکایت دارد، رئیسکل سازمان نظام پزشکی کشور ضمن تأیید این وضعیت، ریشه اصلی بحران را در سیاستگذاریهای کلان و چرخه معیوب مالی در نظام سلامت میداند.
دکتر محمد رئیسزاده، با تأکید بر این که حوزه سلامت باید به عنوان اولویت نخست کشور دیده شود، تصریح میکند: متأسفانه در هیچ بخش تخصصی یا عمومی در کشور، خدمتی به اندازه حوزه سلامت مورد بیمهری قرار نگرفته است. برخورد غیرمنصفانه و کاریکاتوری با تعرفههای درمانی، ریشه اصلی نابسامانیهای موجود است.
وی با اشاره به اسناد بالادستی از جمله سیاستهای کلی نظام سلامت ابلاغی مقام معظم رهبری در سال ۱۳۹۲ اظهار میکند: بر اساس برآوردهای کارشناسی، سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی (GDP) باید به حداقل ۸ درصد برسد، در حالی که آمارها نشان میدهد این عدد هماکنون
زیر ۵ درصد است. وقتی تعرفهها به صورت دستوری و ۵۰ تا ۶۰ درصد زیر قیمت تمامشده تعیین میشوند، عملا امکان تداوم خدماترسانی کیفی از مراکز درمانی سلب میشود.
عامل اصلی ورشکستگی مراکز
رئیسکل سازمان نظام پزشکی، یکی از بزرگترین آسیبهای این حوزه را تأخیرهای طولانیمدت بیمهها در پرداخت مطالبات مراکز درمانی میداند و میگوید: وقتی مراکز درمانی با تأخیر ۸ تا ۱۴ ماهه در دریافت مطالبات خود مواجهند، آن افزایش تعرفه سالانهای که با هزاران جنجال و هجمه رسانهای علیه جامعه پزشکی همراه است، عملا به صفر میرسد.
او با انتقاد از این وضعیت میافزاید: کدام صنف یا خدمتی را در کشور سراغ دارید که خدمات خود را ارائه دهد، اما ۱۰ ماه بعد بهای آن را دریافت کند و تازه با اعمال کسریها و با وجود تورم شدید، تنها یک بار در سال اجازه افزایش قیمت داشته باشد؟ در حالی که سایر حوزهها قیمتهای خود را چندین بار در سال متناسب با تورم تعدیل میکنند، با بخش سلامت برخوردی کاملا متفاوت و تبعیضآمیز صورت میگیرد.
پیامدهای حذف ارز ترجیحی
دکتر رئیسزاده با اشاره به حذف ارز ترجیحی تجهیزات پزشکی، افزایش هزینههای «هتلینگ» بیمارستانی و بالا رفتن قیمت مواد مصرفی، هشدار میدهد: اگر مسئولین کشور خدمات سلامت را همانند سایر خدمات نبینند و نسبت به تقویت منابع سازمانهای بیمهگر اقدام نکنند، در آینده شاهد تشدید بحران خواهیم بود.
او در واکنش به انتقاداتی که گاهی به جامعه پزشکی وارد میشود، تأکید میکند: جامعه پزشکی در دوران کرونا و دیگر بحرانها، جانانه پای کار ایستاده است. اگر امروز اشکالی در ارائه خدمات وجود دارد، قطعا مربوط به سیاستگذاریهای نادرست است. متأسفانه ماحصل این سیاستگذاریها را بهانهای برای سرکوب و منکوب کردن جامعه پزشکی قرار میدهند که خود، چرخهای معیوب و مخرب ایجاد میکند.
راهکار نهایی
رئیسکل سازمان نظام پزشکی، مسیر برونرفت از این بنبست را در دو گام اساسی خلاصه میکند: گام اول افزایش سهم سلامت از GDP متناسب با اسناد بالادستی و گام دوم تقویت منابع بیمههای پایه و مکمل، به نحوی که بیمهها بتوانند به تعهدات خود در قبال مراکز درمانی بموقع عمل کنند.
دکتر رئیسزاده با اطمینانخاطر نسبت به تعهد جامعه پزشکی خاطرنشان میکند: اگر بیمهها به وظایف خود عمل کنند و مطالبات بموقع پرداخت شود، مطمئن باشید جامعه پزشکی نخواهد گذاشت حتی یک بیمار به دلیل فشارهای اقتصادی، درمان خود را به تأخیر بیندازد.

نظر شما