شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۲

 تب مهاجرت به قدری بالاست که به گفته سردار رحیمی، رئیس پلیس امنیت اقتصادی، گردش مالی آن بسیار فراتر از عدد شده است و می‌تواند حتی در فقدان آمار مهاجرت، به عنوان یک «شاخص» ارزیابی در نظر گرفته شود.

سرابی به نام مهاجرت

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا از کشف پرونده بزرگی شامل کلاهبرداری، پولشویی و جعل مدارک در پوشش یک شرکت مهاجرتی خبر داد که چهار هزار میلیارد تومان گردش مالی داشته است.


 تب مهاجرت به قدری بالاست که به گفته سردار رحیمی، رئیس پلیس امنیت اقتصادی، گردش مالی آن بسیار فراتر از عدد شده است و می‌تواند حتی در فقدان آمار مهاجرت، به عنوان یک «شاخص» ارزیابی در نظر گرفته شود.


بر اساس گزارش پلیس، تاکنون ۳۰۰ نفر از این شرکت شکایت کرده‌اند. سردار رحیمی در مورد متهم اصلی این پرونده گفت: بررسی‌ها نشان داد فردی با هویت معلوم با راه‌اندازی مجموعه‌ای با عنوان «شرکت مهاجرتی پارس کانادا» در قالب فعالیت‌های مهاجرتی، اقدام به ارتکاب جرائم متعدد فوق‌الذکر کرده است. متهم اصلی این پرونده که در سایت‌ها و صفحات اینستاگرامی خود را کارآفرین و دارای مدرک فوق‌دکتری معرفی می‌کرد، با همکاری افرادی ذی‌نفوذ در برخی سازمان‌ها، اقدام به جعل مدارک تحصیلی، مدارک زبان خارجی و سایر اسناد می‌کرد و با سوءاستفاده از اطلاعات افراد متقاضی کار در کشورهای خارجی با حساب‌های ساختگی از آنان کلاهبرداری می‌کرد. هفت متهم دیگر این پرونده که همگی اعضای یک خانواده هستند، در حال حاضر در کانادا اقامت دارند و رایزنی‌های لازم برای استرداد آنان در حال انجام است. 


رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا با بیان این‌که اموال غیرمنقول متهم این پرونده به ارزش بیش از دو همت توقیف شده است افزود: با اقدام به‌موقع کارآگاهان پلیس امنیت اقتصادی، از خروج ۳۰۰ میلیون دلار ارز متعلق به متهم اصلی این پرونده از کشور جلوگیری شد و مجموع مبالغ کلاهبرداری متهمان حدود چهار همت برآورد می‌شود.  


وی تأکید کرد: رسیدگی به اتهامات اعضای اصلی این باند از جمله خروج ارز از کشور، پولشویی، فرار مالیاتی، فعالیت بدون مجوز قانونی، جعل مدارک و جعل گذرنامه، همچنان در دستور کار پلیس و مراجع قضایی قرار دارد.


مهاجرت تصمیم شخصی یا «بازار خدماتی»؟


آنچه در پس این پرونده به چشم می‌آید، بازاری شدن موضوع مهاجرت است، چرا که وقتی تقاضا برای یک کالا یا خدمت بسیار زیاد شود، حتی اگر عرضه آن محدود باشد، یک صنعت پیرامون آن شکل می‌گیرد. در ایران امروز، «مهاجرت» فقط یک تصمیم فردی نیست؛ یک بازار چند هزار میلیارد تومانی است.


دکتر مهدی غفوری‌پور، پژوهشگر بازاریابی اجتماعی در این مورد به خبرنگار ما گفت: اگر خدمات مرتبط با مهاجرت را به عنوان محصولاتی که در آن تخلفاتی هم رخ می‌دهد در نظر بگیریم، شاید بهتر باشد نهادهای نظارتی پاسخگوی این اتفاقات شوند اما از دید بازاریابی اجتماعی، با رقابت سهمگین دو «کلان‌ محصول» مواجه هستیم، «مهاجرت» و در برابر آن «وطن». 


این فعال اجتماعی توضیح داد بسیاری از  کسب و کارها  چشم انداز روشنی برای موفقیت ندارند، شهرها و روستاها با بحران کم‌آبی و فرونشست زمین مواجهند و ادراک عمومی از عدالت با چالشی جدی مواجه است. در این شرایط، گرچه پیوندهای عاطفی و روانی مردم با سرزمینشان گسستنی نیست، اما چشم‌انداز ناآرامی‌های اجتماعی، جنگ و تعارضات بین‌المللی می‌تواند این پیوند را از یک تعهد عملی به یک علاقه نوستالژیک از راه دور به سرزمین مادری تبدیل ‌کند و در نهایت در بُعد فردی، ایده مهاجرت را در ذهن به وجود  می‌آورد. 


بازاری برای رویا فروشان


به نظر می‌رسد شرایط فعلی دست رویافروشان را  برای خلق ایده مهاجرت برای شرایط بهتر باز کرده است. 


دکتر غفوری‌پور با اشاره به این شرایط توضیح داد: طبیعی است که در این حالت، بازیگرانِ فروش کلان‌محصولِ رقیب، یعنی «مهاجرت به جای بهتر»، دست بازتری برای بازارگرمی و خلق کسب و کارهای جدید دارند. همان‌طور که فروشندگان کلان‌محصولِ «زیبایی» در کنار ایجاد تصویر «امکانِ تحقق فرد بهتر» بر روی تصور افراد از زشت بودنشان سرمایه‌گذاری ویژه‌ای می‌کنند، بازیگران مهاجرت هم روی تصویر ناکام وطن حساب می‌کنند و به این ترتیب، رفتن، دیگر نه با برچسب غم‌انگیز جلای وطن، بلکه با بسته‌بندی «آینده بهتر»، «خلاص شدن» و «دستاورد» عرضه می‌شود. 


مهاجرت به عنوان یک هنجار


امروز اگر در یک جمع از جوانان و نوجوانان، فردی از قصد خود برای ماندن در کشور صحبت کند، شاید با تعجب دیگران مواجه شود، این یعنی مهاجرت دست‌کم برای برخی گروه‌های اجتماعی به عنوان یک هنجار شناخته شده است.


غفوری‌پور به هنجارشدن مهاجرت اشاره کرد و افزود: امروزه مهاجرت به عنوان یک هنجار و معیار، برندسازی شده است و ایده «من می‌مانم و تلاش می‌کنم» از نظر اجتماعی رقیب ضعیفی برای «چرا نمی‌روی» به شمار می‌رود. طبیعی است که در هر صنفی کلاهبردارانی پیدا می‌شوند؛ شیادان صنعت زیبایی در برابر شیادان صنعت اعتماد به نفس و شیادان کلان‌محصول مهاجرت در  برابر شیادان کلان‌محصول «وطن». 


فقدان فهم خردورزانه از وطن


در چنین شرایطی قصه کلاهبرداری ۴ هزار میلیارد تومانی، یک قصه پلیسی نیست، یک غم بزرگ در نهاد خود دارد که عزم بخشی از سرمایه‌های انسانی به جلای وطن را نشان  می‌دهد. 


دکتر مهدی غفوری‌پور گفت: در همه کلان‌محصول‌ها عقلانیت اقتصادی و مدیریت انگیزه‌های فردی، موتور محرک توسعه است اما مهاجرت، مؤسسات اخذ ویزا، آموزش زبان، کاریابی، وکالت، تولید محتوا، اینفلوئنسری و غیره، همه در یک پیوستگی عقلانی، هدفی مشترک را پی می‌گیرند و گویی بر روی فقدان فهم خردورزانه ما از وطن برنامه‌ریزی می‌کنند. 


این فعال اجتماعی تأکید می‌کند: خردورزی جمعی ما باید از فهم برند ملی آغاز شود؛ برندی که در ثروت ملی، تعهد و امکان ارزش‌آفرینی برای همه انسان‌ها ریشه دارد.


فقدان نظارت


نبود ساختاری برای نظارت بر فعالیت شرکت‌های مسافرتی، یکی از دلایل مهم این قبیل اتفاقات است. فاطمه لطفی خیبری، کارشناس گردشگری در این مورد گفت: برخی از شرکت‌ها فاقد مجوز هستند که باید از فعالیت آنها جلوگیری شود، اما در برخی موارد این اتفاقات در شرکت‌هایی می‌افتد که از وزارت میراث مجور هم دارند.
وی افزود: نبود ساز و کار تعرفه‌ای برای خدمات مهاجرت باعث می‌شود، شرکت‌ها بسته‌های مهاجرتی را به هر رقمی که دلشان می‌خواهد بفروشند، در حالی که اگر مشتری خودش مسیر را بداند، هزیته تمام شده بسیار کمتر است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha