به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، ازدواج، پدیدهای اجتماعی و روانشناختی است که برای پیوند افراد و تشکیل خانواده بنا نهاده شده اما زمانی که این پیوند پیش از بلوغ و آمادگی لازم بر کودکان تحمیل میشود، نهتنها کارکرد اجتماعی و روانشناختی خود را از دست میدهد بلکه به عاملی مخرب در بافت اجتماعی، خانوادگی و فردی تبدیل میشود
برای بعضی کودکان، بازی با عروسکها و ماشینهای اسباببازی،ناگهان جای خود را به بار مسئولیت زندگی مشترک میدهد و کودکی که باید در حال آموختن الفبای زندگی باشد، خود را در نقش همسری میبیند که هنوز معنای آن را درک نمیکند. مطابق آخرین آمار رسمی که از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده است، در بازه زمانی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱، یعنی ۳ سال پیش دستکم ۲۷هزار و ۵۰۰ دختر ایرانی زیر سن ۱۵ سال ازدواج کردهاند، درحالیکه اغلب آنان زیر سن قانونی بهشمار میروند و کودک محسوب میشوند.
ازدواج پیشرس
فاطمه دانشیزدی، مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری یزد میگوید: ازدواج زیر سن ۱۳ سال برای دختران یا ازدواج پیشرس بهویژه برای دختران، علاوه بر محدودیتهای قانونی، پیامدهای متعددی در ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی دارد. آنچه گاه در آمار رسمی بهعنوان پیشرسی ازدواج دختران مطرح میشود، بر اساس قانون بهویژه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، ممنوع است و تنها در موارد خاص با حکم دادگاه امکانپذیر میشود ولیکن در برخی از مناطق کمتر توسعهیافته، همچنان مواردی از این نوع ازدواج به چشم میخورد.
او میافزاید: از منظر جغرافیایی، بیشترین بروز پدیده کودکهمسری در مناطقی از استانها دیده میشود که در زمره مناطق کمتر توسعهیافته قرار دارند. این مناطق عمدتا با مشکلاتی چون محدودیت دسترسی به خدمات آموزشی و بهداشتی، نرخ بالاتر ترک تحصیل دختران و حاکمیت روابط سنتی و قبیلهای در ازدواج مواجهند. در مقابل در مناطق شهری و برخوردارتر، به دلیل سطح بالاتر تحصیلات والدین، حضور زنان در عرصههای اجتماعی و اقتصادی و حمایتهای نهادی، این پدیده بسیار کمتر مشاهده میشود.
دلایل ازدواجهای زودهنگام
دانشیزدی میگوید: براساس پژوهشهای انجامشده، ریشههای پیشرسی ازدواج در استان یزد، ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. فشارهای اقتصادی و فقر خانوادهها در مناطق محروم یکی از عوامل کلیدی است که خانوادهها را به سمت ازدواج زودهنگام دختران بهعنوان راهی برای کاهش هزینههای معیشتی سوق میدهد.
باورهای سنتی و قبیلهای نیز در تداوم این چرخه نقش دارند، چرا که در برخی جوامع محلی، ازدواج زودهنگام نهتنها پذیرفته شده، بلکه نوعی ارزش محسوب میشود. کماهمیت دانستن ادامه تحصیل دختران و محدودیتهای ساختاری در دسترسی به خدمات فرهنگی و آموزشی نیز از عوامل تقویتکننده این روند هستند.
مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری یزد میافزاید: ما با رویکردی چندبعدی و همافزایی با دستگاههای مربوطه تلاش داریم از تداوم این پدیده و امتداد آسیبهای آن جلوگیری کنیم. برنامههای فرهنگی و آموزشی در سطح مدارس، رسانههای محلی و نقشآفرینی روحانیون و معتمدین محلی در آگاهیبخشی خانوادهها بر پیامدهای جسمی، روانی و اجتماعی کودکهمسری تمرکز دارد و سعی میشود نگرش سنتی خانوادهها تغییر پیدا کند. برای دخترانی که ناگزیر وارد پیشرسی ازدواج شدهاند، سازوکارهای حمایتی ویژه در نظر گرفته شده که شامل فراهم کردن امکان بازگشت به تحصیل، حتی پس از ازدواج، خدمات روانشناختی و مددکاری اجتماعی، دورههای مهارتآموزی و اشتغالزایی برای کسب استقلال اقتصادی و حمایتهای حقوقی است.
ازدواج پیشرس در استان یزد، پدیدهای است که هرچند روند آن کاهشی بوده اما همچنان در اشکال مختلف در مناطق کمتر توسعهیافته بازتولید میشود. ترکیب سیاستهای فرهنگی برای تغییر نگرشها، حمایتهای اقتصادی برای کاهش فشار معیشتی و سازوکارهای حمایتی برای دختران ازدواجکرده با سن پایین، محور اصلی سیاستگذاری استانداری در این حوزه است. استمرار این اقدامات همراه با نظارت دقیق و مشارکت نهادهای مدنی و جوامع محلی میتواند زمینهساز کاهش معنادار این پدیده در آینده نزدیک باشد.
سقوط در فصل پرواز
کودکی، فصل پرواز و رویاپردازی است. اما برای برخی کودکان، این فصل به زودی و با ازدواجی اجباری یا ناخواسته به پایان میرسد. آنها پروانههایی هستند که پیش از آنکه طعم پرواز را بچشند، بالهایشان در آتش بلوغ زودرس و مسئولیتهای سنگین میسوزد.
علی صالحی، سرپرست دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری یزد میگوید: بر اساس قوانین جاری، ازدواج زیر ۱۳ سال برای دختران در دفاتر رسمی، ثبت قانونی ندارد و در صورت مشاهده، موضوع به مراجع قضایی ارجاع میشود، بنابراین آمار ثبتشده در این زمینه عملا صفر است. آنچه ما رصد میکنیم مربوط به ازدواجهای زودهنگام در گروه سنی ۱۳ تا ۱۵ سال (با حکم دادگاه) است و شاخصهای غیرمستقیم نشان میدهد دامنه این پدیده نسبت به گذشته، محدودتر و کاهشی شده است.
طبق نقشه مخاطرات اجتماعی استان یزد، ریسک بالاتر آمار ازدواج کودکان بیشتر در برخی نواحی روستایی و کمبرخوردار مشاهده میشود.
عوامل اصلی پراکندگی شامل شاخصهای محرومیت اقتصادی، فاصله از مراکز آموزشی و خدماتی، هنجارهای سنتی محلی و همچنین نرخ پایینتر پوشش تحصیلی دختران در برخی روستاهاست.
بر اساس ارزیابیها، فقر نبود حمایتهای پایدار، ترکتحصیل زودهنگام، ازدواجهای فامیلی، باورهای سنتی و آگاهی ناکافی نسبت به پیامدهای جسمی، روانی و حقوقی این نوع ازدواجها از مهم ترین دلایل شیوع این پدیده است.
وی میافزاید: رویکرد استانداری برای پیشگیری از ازدواج کودکان در مناطق محروم و پرخطر استان، ترکیبی از مداخلات فرهنگی و اقتصادی خواهد بود.
البته تاکنون برنامهای در این رابطه تدوین نشده، لیکن دستگاههای مسئول، رویکردهایی را در اتصال این خانوادهها به کمیته امداد و بهزیستی، کمک به تداوم تحصیل دختران و افزایش سطح آگاهی عمومی در این رابطه در دست اقدام دارند که نتایج مثبتی را به دنبال داشته است.
به گفته این مقام مسئول، حمایتها در چند سطح تعریف شده که با حساسیت و دقت توسط دستگاههای متولی در حال انجام و پیگیری است.
حمایتها در خصوص ادامه تحصیل شامل بازگشت به مدرسه و استفاده از ظرفیت سازمانهای مردمنهاد در این حوزه میباشد. خدمات در زمینه حمایت روانی و اجتماعی نیز توسط خدمات اورژانس اجتماعی ۱۲۳، خط مشاوره ۱۴۸۰ و مراکز مشاوره حضوری ارائه میشود.
توانمندسازی اقتصادی هم در قالب آموزش مهارتهای فنی و معرفی به طرحهای وام خرد و اشتغال خانگی انجام میگیرد. ارائه مشاوره حقوقی و کمک به دریافت مدارک هویتی معتبر و خدمات سلامت در زمینه مراقبتهای بهداشت باروری و پایش بارداریهای پرخطر ازجمله برنامههای حمایتی است.
زخمهای پنهان
دکتر حسینعلی دهقانیزاده، مشاور خانواده میگوید: ازدواج، پدیدهای اجتماعی و روانشناختی است که برای پیوند افراد و تشکیل خانواده بنا نهاده شده اما زمانی که این پیوند پیش از بلوغ و آمادگی لازم بر کودکان تحمیل میشود، نهتنها کارکرد اجتماعی و روانشناختی خود را از دست میدهد بلکه به عاملی مخرب در بافت اجتماعی، خانوادگی و فردی تبدیل میشود.
کودکهمسری یا ازدواج کودکان، پدیدهای است که ریشههای عمیقی در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جوامع دارد و پیامدهای آن نهتنها کودک بلکه خانواده و جامعه را نیز تحتتأثیر قرار میدهد.
از منظر اجتماعی، کودکهمسری غالبا با پدیدههایی چون فقر، نابرابریهای اقتصادی و جنسیتی و سنتهای فرهنگی ریشهدار همراه است. این ازدواجها کودکان را از چرخه تحصیل و کسب مهارتهای لازم برای مشارکت فعال در جامعه باز میدارند و آنان را در معرض انزوای اجتماعی، محدودیت شدید در روابط و تجربههای زندگی و ناتوانی در ایفای نقشهای مؤثر اجتماعی قرار میدهند. همچنین کودکهمسری میتواند به تداوم چرخه فقر در نسلهای بعدی دامن بزند، زیرا والدینی که خود در کودکی ازدواج کردهاند اغلب توانایی کمتری برای فراهم کردن فرصتهای رشد و توسعه برای فرزندانشان دارند.
کودکی و نوجوانی، دورانی حیاتی برای شکلگیری هویت، خودپنداره و تواناییهای عاطفی و اجتماعی یک فرد است. این سالها فرصتی طلایی برای کاوش، یادگیری و تجربه جهان در بستری امن به شمار میرود اما زمانی که چرخه زندگی کودکی، ناگهان با ورود به دنیای پیچیده و پرمسئولیت ازدواج قطع شود این دوران ارزشمند میتواند به کابوسی از آسیبهای روانی بدل شود.
چه میتوان کرد؟
این مشاور خانواده میگوید: کودکهمسری، پدیدهای فراتر از یک قرارداد اجتماعی یا قانونی است؛ این یک تروما (آسیب روانی) به حساب میآید که تار و پود روان یک فرد کمسال را در هم میپیچد و اثرات مخرب آن گاه تا پایان عمر ادامه مییابد. کودکانی که ناگزیر وارد این عرصه میشوند اغلب با چالشهای روانی ویرانگری از جمله اضطراب و افسردگی ناشی از فقدان استقلال و هویت یا مشکلات عمیق در شکلدهی روابط سالم و دلبستگیهای ایمن روبهرو هستند. آنها بار مسئولیتهایی را بر دوش میکشند که برای پذیرش آنها نه از نظر رشدی آمادگی دارند و نه از نظر عاطفی. این بار سنگین، منجر به کاهش شدید عزت نفس، احساس بیکفایتی و در مواردی بروز اختلالات روانی جدیتر مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) میشود.
دهقانیزاده با اشاره به این که مقابله با کودکهمسری، نیازمند یک رویکرد جامع و چندبخشی است، اضافه میکند: اقدامات پیشگیرانه شامل آموزش و تحصیل، یکی از قویترین ابزارهای پیشگیری است. فراهم کردن دسترسی به آموزش باکیفیت برای دختران، منجر به توانمندسازی افزایش آگاهی آنها میشود و آموزش مهارتهای تصمیمگیری، مذاکره، حل مسأله، خودآگاهی و اعتماد بهنفس، دختران و پسران را برای زندگی مستقل و انتخابهای آگاهانه آماده میکند.
حمایت اقتصادی، آموزشهای شغلی و ایجاد فرصتهای درآمدزا برای خانوادههای فقیر، باعث میشود نیاز آنها به شوهر دادن دخترانشان برای کاهش بار اقتصادی از بین برود. از نظر پزشکی، برای حمایتهای روانشناختی، ارائه خدمات مشاوره و رواندرمانی تخصصی برای قربانیان کودکهمسری جهت مقابله با تروما، اضطراب، افسردگی و بازیابی عزت نفس پیشنهاد میشود.
همچنین با تشکیل گروههای حمایتی میتوان به ایجاد فضایی امن برای قربانیان جهت به اشتراک گذاشتن تجربیات خود و دریافت حمایت متقابل پرداخت. حمایتهای اجتماعی و قانونی نیز با تخصیص خانههای امن برای دخترانی که از ازدواج فرار کردهاند یا نیاز به حمایت دارند و ارائه مشاورههای حقوقی میسر است.

نظر شما