به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد، همزمان با سی امین سالگرد تاسیس بنیاد امور بیماریهای خاص، فاطمه هاشمی که ریاست این بنیاد را برعهده دارد، در نشست خبری با خبرنگاران گفت که مایل نیست در شرایط جنگی از مشکلات این بیماران بگوید و به همراهیهای دولت اشاره کرد، اما در ضمن صحبتهایش نگاه مختصری به گرانی هزینههای درمان و تامین تجهیزات موردنیاز بیماران دیالیزی، تالاسمی و هموفیلی داشت. بدهی کلان و 9 ماهه بیمههای پایه و بهخصوص، بیمه تامین اجتماعی و سلامت به بیمارستانهای آیتالله هاشمیرفسنجانی (بیمارستان و مرکز تخصصی سرطان در خیابان سئول و بیمارستان جنرال در خیابان افسریه) پوشش ناکافی بیمههای پایه در مراکز درمان خصوصی، هزینه
7 میلیون و 500 هزار تومانی هر جلسه دیالیز برای مبتلایان نارسایی کلیوی، گرانی قیمت دستگاه دیالیز از یک میلیارد و 400 میلیون تومان در ابتدای سال 1404 تا دو میلیارد و 800 میلیون تومان در پایان سال 1404، افزایش قیمت داروهای بیمارستانی موردنیاز برای بیماران دیالیزی و اجبار به تهیه این داروها از بازار آزاد و محرومیت بیمار از پوشش بیمهای در داروی تهیه شده از بازار آزاد، اشارات مختصری بود که فاطمه هاشمی با اصرار خبرنگاران درباره مشکلات بیماران خاص داشت. ناکافی بودن بودجه تخصیص یافته به این بنیاد از دیگر اشارات فاطمه هاشمی بود و گفت که دولت برای سال 1405 حدود 120 میلیارد تومان بودجه برای بنیاد امور بیماریهای خاص درنظر گرفته و از این بودجه هم برای فروردین ماه امسال فقط 5 میلیارد تومان را تخصیص داده در حالی که این بنیاد فقط در فروردین 60 میلیارد تومان برای بیماران در دو بیمارستان هاشمیرفسنجانی و همچنین پوشش خدمات درمانی در سایر استانها هزینه کرده و اگر کمک و همراهی نیکوکاران نبود حتما ارایه خدمات درمانی به بیماران با مشکلات مواجه میشد.
در حاشیه این نشست خبری، احمد تشکری که ریاست بیمارستان آیتالله هاشمیرفسنجانی را برعهده دارد، در گفتوگو با «اعتماد» در توضیح وضعیت تامین تجهیزات پیشرفته و اقلام مصرفی موردنیاز برای این مرکز درمانی تخصصی باتوجه به گرانی قیمت ارز و تشدید تحریمها و همچنین، بسته بودن بنادر و ناممکن شدن واردات از 9 اسفند پارسال گفت: «در حال حاضر در مرکز ما مشکلی بابت این موضوع ایجاد نشده، چون تجهیزات ما از قبل وارد شده و اغلب تجهیزات موردنیاز در این مرکز درمانی، در گروه اقلام مصرفی روزانه هم نیست. تجهیزاتی هم که استفاده میکنیم، توسط شرکتهای با نمایندگیهای رسمی تامین میشود. اقلام مصرفی وارداتی را هم تا الان توانستیم تهیه کنیم ولی در مورد تامین این اقلام در آینده، نمیدانم چون هم قیمت ارز خیلی گران شده و هم پروازها متوقف است ولی فعلا با همان ذخایری که تهیه کردیم، در حال ارایه خدمت به مردم هستیم.»
تشکری، میزان افزایش قیمت اقلام موردنیاز در این بیمارستان تخصصی را مطابق با افزایش قیمت ارز دانست و در جواب «اعتماد» درباره تامین این اقلام و همچنین تاثیر گرانی و جنگ بر تداوم ارایه خدمات گفت: «برخی اقلام توسط همان نمایندگیهای رسمی وارد میشود و بعضی دیگر را هم توانستیم از ترکیه یا دوبی وارد کنیم. هدف ما این بوده که کیفیت خدمات در این مرکز درمانی تحت هیچ شرایطی افت نکند ولی دولت امسال برای هتلینگ بیمارستان، 3میلیون و 600 هزار تومان بابت یک شب بستری تعریف کرده که این عدد نسبت به هزینههای جاری بسیار نازل است و فقط تامین 3 وعده غذایی یک بیمار در این بیمارستان، بیش از یک میلیون تومان هزینه دارد که به این هزینه باید خدمات پرستاری و امور نظافت و مواد مصرفی و هزینه برق و گاز و آب را هم اضافه کنیم. هدف ما فعلا این بوده که با کمک خیرین، کیفیت خدماتمان را حفظ کنیم و تعدیل نیرو هم نداشته باشیم و این شرایط را هم تا وقتی توانمان اجازه بدهد، حفظ خواهیم کرد.»
همچنین در حاشیه این نشست خبری «اعتماد» با معاون درمان بیمارستانهای آیتالله هاشمی رفسنجانی (شرق- افسریه) و شهدای یافتآباد مصاحبه کرد. علیرضا جمالی که متخصص داخلی هم هست در گفتوگو با «اعتماد» درباره دشواری تامین اقلام مصرفی در این بیمارستانها و بحران گریبانگیر خدمات درمانی توضیح داد.
شما معاون درمان یک بیمارستان جنرال از گروه غیردولتی هستید. این بیمارستان با چه مشکلاتی برای تامین تجهیزات مصرفی و پیشرفته مواجه است؟
با توجه به اتفاقاتی که در کشور افتاده و همچنین با توجه به رشد عجیب و غریب قیمتها که از روزانه به ساعتی رسیده، بیمارستان ما و تمام بیمارستانها دچار مشکل هستند و قیمت دارو، مواد و تجهیزات مصرفی بیمارستانی بهطور متوسط حدود 70 تا 80 درصد افزایش قیمت یافته است.
ظرف یکسال اخیر؟
و شاید ظرف 3 یا 4 ماه اخیر. همچنین با کمبود بعضی داروها مواجه شدهایم که در بعضی موارد به دلیل کمبود مواد اولیه و در بعضی موارد، به دلیل سودجویی بعضی شرکتهاست که دارو را نگه میدارند و منتظر میمانند تا قیمت دارو گران شود و آن وقت در بازار عرضه میکنند و بیمارستانها از طرف این شرکتها بسیار ضربه خوردهاند. ولی در مجموع، در حال حاضر حتی برای تامین داروهای حیاتی بیمارستانی هم دچار مشکل میشویم.
مثلا کدام داروها؟
در مورد بیماران دیالیزی، برای جلوگیری از انسداد و لختگی خون، باید داروی هپارین به بیمار تزریق کنیم که قیمت این دارو، حدود 50 تا 60 درصد گران شده و حالا هم دچار کمبود است و مجبوریم این دارو را از بازار آزاد و سیاه بخریم، چون برای بیماران دیالیزی به این دارو نیاز داریم و نمیتوانیم منتظر تامین بمانیم. علاوه بر این، داروی هپارین، بخشی از هتلینگ بیمارستان برای بیمار دیالیزی است و نمیتوانیم هزینه این دارو را از بیمار بگیریم.
داروی هپارین تولید شده در ایران را از بازار آزاد میخرید؟
بله، متاسفانه. دستکش لاتکس تا چند ماه قبل، 400 تا 500 هزار تومان بود و حالا قیمت همین دستکش، کمتر از یک میلیون و 200 هزار تومان نیست که البته با همین قیمت هم در بازار پیدا نمیشود. پرستار ما، هم برای مراقبت از خود و هم برای مراقبت از بیمار، دستکش لاتکس میخواهد و تیم اتاق عمل حتما به دستکش لاتکس نیاز دارند و باید به هر قیمت این دستکش را تهیه کنیم. من درباره ادامه این روند به وزارت بهداشت هشدار میدهم، چون فشار این روند نباید بر دوش مردم باشد و باید بیمهها تقبل کنند ولی بیمهها هم مقصر نیستند، چون از دولت طلب دارند و باید طلبشان پرداخت شود تا بتوانند بدهی بیمارستانها را بپردازند. گرانی خدمات درمانی باید بر دوش بیمهها باشد ولی سوال این است که بیمهها تا کجا میتوانند با این افزایش هزینهها همراهی کنند؟
شما در بیمارستان دیگری هم کار میکنید؟
بله، در بیمارستان شهدای یافتآباد که بیمارستان دولتی و در محرومترین نقطه تهران است.
تعداد زیاد مراجعات در بخش دولتی و نوبتهای طولانی و کاهش ذخایر تجهیزات پزشکی، باعث افت کیفیت درمان خواهد شد؟
همان کمبودهایی که در بیمارستان دولتی داریم به بیمارستان خصوصی هم خواهد رسید.
آیا ادعاهایی که درباره مصرف چندباره اقلام بیمارستانی مطرح می شود، صحت دارد؟
در بخش درمان، نه از نظر وجدانی و نه از نظر اخلاقی و نه از نظر عرفی و نه از نظر قانونی، اجازه نداریم به دلیل کمبود تجهیزات، خدمترسانی به بیمار را متوقف کنیم. ما موظف به خدمترسانی هستیم. بخش دولتی، با بودجه دولت فعالیت میکند و هر چه این حمایت بیشتر باشد، خدمتی که میتوانیم به مردم بدهیم هم، صحیحتر و سالمتر و درستتر خواهد بود ولی وقتی این حمایت کمتر میشود، به ناچار، کیفیت خدمت پایین میآید، چون رغبت پرستاران و پزشکان زبده برای کار کردن در بخشهای دولتی کمتر میشود، چراکه در ازای تعداد بیماران بیشتر، دستمزد کمتری دریافت میکنند. من معتقدم که بحران دو یا سه سال آینده وزارت بهداشت، کمبود پزشک نیست، بلکه کمبود پرستار است. امروز من در بیمارستان افسریه با بحران پرستار مواجهم. چرا؟ چون رغبت برای تحصیل در رشته پرستاری کم شده و ما در وضع بحرانی به سر میبریم ما حتما باید امید بدهیم، اما واقعیات هم باید گفته شود. به دلیل سیاستهای غلطی که سالها بر این کشور حاکم بوده، وضعیت بهداشت و سلامت، از قبل از جنگ هم در حالت بحران بود و حالا هم با مشکلات اساسی مواجهیم.
هفته قبل از جنگ 40 روزه، نمایندگان مجلس از کمبود 300 قلم دارو میگفتند و در ایام جنگ داروهای خاصتری مورد نیاز بود ولی رییس سازمان غذا و دارو هم میگوید که برای تامین دارو با کسری بودجه مواجهیم.
یکی از نمایندگان مجلس میگوید که وجود دارو با قیمت بالا، بهتر از کمبود دارو است.
این درست نیست؟
چرا، ولی فشار این سیاست روی دوش چه کسی خواهد بود؟ من هم قبول دارم که دارو، حتی با قیمت گران، باید موجود باشد ولی در این موارد دولت باید چه کند؟ دولت معمولا در مواردی که بحران اتفاق میافتد باید بتواند به داد مردم برسد.
البته امروز، مساله کمبود دارو فقط متوجه کمبود داروی ساخته شده نیست، بلکه تامین اقلام بستهبندی هم با مشکل مواجه است.
حتما همینطور است چنانکه برای داروهای با بستهبندی پلاستیکی دچار مشکل خواهیم شد، چون پلاستیک بستهبندی نایاب میشود. همانطور که تامین دستکش لاتکس با مشکل مواجه شده است.
میزان استفاده از پلاستیک در اقلام مصرفی بیمارستانی چقدر است؟
خیلی زیاد.
مثل سرمهای بیمارستانی که از اقلام نیازمند به محفظه و بستهبندی پلاستیکی هستند.
ما الان با کمبود کیسه زباله زردرنگ برای زبالههای عفونی بیمارستان مواجهیم. کیسه زباله زردرنگ، بهطور مشخص برای زبالههای عفونی است و حالا به سختی تامین میکنیم. در تمام دنیا، وظیفه اصلی دولتها در سه زمینه بهداشت و درمان، آموزش و امنیت است و در قانون اساسی ما هم بر این سه وظیفه تاکید شده و بارها بزرگان کشور تاکید کردهاند که بیماران در بیمارستان فقط باید غصه بیماریشان را داشته باشند.
و بخشنامه وزارت بهداشت از دهه 1380 تاکید داشته که اجبار بیمار برای تهیه تجهیزات یا داروی مصرفی بیمارستانی ممنوع است، ولی اواخر دهه 1380 این بخشنامه به دلیل بیپولی شدید دانشگاهها نقض شد و حالا هم همین اجبار ادامه دارد.
این اجبار ادامه دارد و غیر این هم نیست و هم در بیمارستان خصوصی و هم در بیمارستان دولتی به بیمار میگویند که خودش باید بعضی لوازم و تجهیزات را تهیه کند. در بیمارستانهای خصوصی که از قبل هم این وضع حاکم بود ولی در بیمارستان دولتی، طبق همان بخشنامه مسوولان بیمارستان موظف بوده و هستند تمام تجهیزات مورد نیاز بیمار را تهیه کنند ولی آیا واقعا اینطور است؟ بیمارستان مجبور است بیمار را برای خرید برخی تجهیزات بفرستد، چون بودجه دولتی بیمارستان محدود است و ما نمیتوانیم به بیمار بگوییم که من میدانم تو یک جراحی اورژانسی داری ولی من چون این وسیله را در بیمارستان ندارم، تو باید 6 هفته تا تامین آن صبر کنی. پس بیمار را میفرستیم که از جیب خودش این وسیله را بخرد و درمانش هر چه زودتر انجام شود.
و این نقض دستورات برنامههای 5 ساله توسعه درباره کاهش هزینه درمان از جیب مردم است. بیمار فقط در ظاهر به بخش دولتی میرود که هزینهاش ارزانتر شود ولی گرانتر خواهد شد.
شک نکنید که همین است و بارها این وضع و این آشفتگی را تجربه کردیم و چه از نظر اخلاقی و چه از نظر وجدانی، اجازه انکار این وضع را نداریم.

نظر شما